غم نامه کربلا ت اللهوف علی قتلی الطفوف - سید بن طاووس - الصفحة ١٩٧ - فخر نمايى يزيد و زدن چوب خيزران بر دندانهاى حسين
محمّداه يا ربيع الارامل و اليتامى، يا قتيل اولاد الادعياء، اى حسين! اى محبوب دلها، اى آقاى ما، اى سرور خاندانش، اى پسر محمّد ٦، اى سرپرست بيوه زنان و يتيمان، اى كشته شده به دست فرزندان دشمنان.
صداى جانسوز آن زن هاشمى باعث شد كه همه كسانى كه صدايش را شنيدند گريه كردند.
فخر نمايى يزيد و زدن چوب خيزران بر دندانهاى حسين ٧
راوى گويد: سپس يزيد چوب خيزران طلبيد، آن را به دست گرفت و با آن بر دندانهاى پيشين امام حسين ٧ مىكوبيد.
ابو برزه اسلمى (كه از صحابه رسول خدا ٦ بود و در آن مجلس حضور داشت) به يزيد رو كرد و گفت: «اى يزيد! آيا با چوب دستى خود بر دندانهاى حسين ٧ فرزند زهرا ٣ مىزنى؟ گواهى مىدهم كه ديدم همواره رسول خدا ٦ دندانهاى حسين ٧ و برادرش حسن ٧ را مىمكيد و مىفرمود: «
انتما سيّدا شباب اهل الجنّة
، شما دو نفر آقاى جوانان اهل بهشت هستيد، خداوند قاتل شما را بكشد و لعنت كند و براى او آتش دوزخ را كه جايگاه سختى است، فراهم سازد.» يزيد از اعتراض ابو برزه عصبانى شد، دستور داد او را از مجلس اخراج كنند، او را كشانكشان از مجلس بيرون كردند.
آنگاه يزيد اشعار «ابن زبعرى» [كه از كفّار قريش بود و آن اشعار را در جنگ احد پس از پيروزى ظاهرى، بر ضد مسلمانان خواند] به زبان آورد و چنين خواند: