غم نامه کربلا ت اللهوف علی قتلی الطفوف - سید بن طاووس - الصفحة ١٦١ - ورود فاطمه
دادخواهى مخاصمه كند، پس خداوند همه كسانى را كه در قتل او به نحوى شركت جستهاند، به قتل رساند، و هلاك سازد، و سپس زنده شوند، و امير مؤمنان على ٧ آنها را به قتل رساند، و باز زنده شوند، و حسن بن على ٧ آنان را بكشد و باز زنده گردند، و حسين ٧ آنان را بكشد و باز زنده شوند، و از ذريّه ما هيچ فردى باقى نماند مگر اين كه يك بار ايشان را به قتل رساند، تا اينكه انتقام كشيده شود و خشمها فرو نشيند، و اندوهها فراموش شود.» سپس امام صادق ٧ فرمود: «خداوند رحمت كند شيعيان ما را، سوگند به خدا مؤمنان حقيقى اينان هستند، زيرا در اين مصيبت با ما شركت جستند، و در اين پيش آمد ناگوار، اندوهى طولانى و افسوسى فراوان خوردند.
و از پيامبر اكرم ٦ نقل شده فرمود: «هنگامى كه روز قيامت بر پا گردد، فاطمه ٣ در ميان جماعتى از بانوان وابستگانش وارد محشر گردد، از سوى خدا فرمان آيد كه وارد بهشت شو، فاطمه ٣ سوگند به مىگويد: «به بهشت نروم تا اينكه بدانم پس از من با فرزندم حسين ٧ چه كردند؟» خطاب رسد به قلب قيامت نظر كن، او به آن سو بنگرد حسين ٧ را با پيكر بىسر ببيند كه بر پا ايستاده، پس شيونى كشد، و من از شيون او شيون كنم، و همه كرّوبيان از ناله و افغان ما بخروشند.
و طبق روايت ديگر: فاطمه ٣ فرياد مىزند: «اى واى فرزندم! اى واى ميوه دلم.» خداوند خشمگين شود، و آتشى را كه نامش «هبهب» است و آن را