غم نامه کربلا ت اللهوف علی قتلی الطفوف - سید بن طاووس - الصفحة ١١٠ - گريه جانسوز بانوان حرم
فرمود: شما را به خدا آيا مىدانيد كه حمزه ٧ سيّد شهيدان، عموى پدرم است؟
گفتند: آرى به خدا.
فرمود: شما را به خدا آيا مىدانيد كه جعفر طيّار در بهشت عمومى من است؟
گفتند: آرى به خدا فرمود: شما را به خدا آيا مىدانيد اين شمشيرى كه در دستم است، شمشير رسول خدا ٦ است، كه من آن را به همراه گرفتهام؟
گفتند: آرى به خدا.
فرمود: شما را به خدا آيا مىدانيد كه اين عمامه كه بر سر دارم، عمامه رسول خدا ٦ است و من آن را پوشيدهام؟
گفتند: آرى به خدا.
فرمود: شما را به خدا آيا مىدانيد كه على ٧ نخستين انسانى بود كه مسلمان شد و بيشتر از همه مردم داراى علم بود، و حلمش از همه وسيعتر بود، و او رهبر هر مرد و زن با ايمان است؟
گفتند: آرى به خدا.
فرمود: پس چرا ريختن خون مرا مباح مىدانيد؟ با اينكه پدرم فرداى قيامت، حوض كوثر را در اختيار دارد، و گروهى را از نوشيدن آب دور سازد، همان گونه كه شتر تشنه را از آب باز دارند، و در روز قيامت پرچم سپاس و تقدير در دست او است؟
گفتند: آرى همه اينها را مىدانيم، ولى ما تو را رها نمىكنيم تا مرگ را با لب تشنه بچشى؟
گريه جانسوز بانوان حرم
پس از آنكه امام حسين ٧ اين خطبه را به پايان رسانيد، و دشمنان آن گونه پاسخ دادند، دختران امام حسين ٧ و زينب ٣ سخن