غم نامه کربلا ت اللهوف علی قتلی الطفوف - سید بن طاووس - الصفحة ١٠٦ - اشعار بىوفايى دنيا و گريه جانسوز زينب
حسن ٧ همه پاك سرشت رخت از اين جهان بربستهاند، اى يادگار گذشتگان و پناه بازماندگان تنها تو ماندهاى، و اميد ما به تو است.» امام حسين ٧ به او توجّه كرد و فرمود: «خواهرم مراقب باش كه شيطان بردبارى و تحمّلت را از دستت نگيرد.» زينب ٣ عرض كرد: پدر و مادرم به فدايت! و جانم به فدايت آيا راستى به همين زودى كشته مىشوى؟! امام حسين ٧ در حالى كه گريه گلويش را گرفته و سرشك اشك از چشمانش سرازير بود فرمود:
هيهات هيهات لو ترك القطا ليلا لنام، هيهات
! اگر مرغ قطارها شود، شب در آشيانه خود مىخوابد.
زينب ٣ عرض كرد: «اى واى! تو با ظلم و ستم كشته مىشوى، چنين حادثهاى قلبم را جريحهدار و ريش ريش كند، و مرا سخت در فشار قرار دهد.» سپس زينب ٣ از شدّت ناراحتى دست بر گريبان نمود و آن را چاك زد، آنگاه بيهوش بر زمين افتاد.
امام حسين ٧ برخاست و آب بر چهره زينب ٣ ريخت تا او به هوش آمد، سپس او را آنچه مىتوانست تسلّى خاطر داد، وفات پدر و جدّش (صلوات خدا بر همه آنها باد) را به ياد او افكند تا آرام بگيرد.
ممكن است يكى از انگيزههاى امام حسين ٧ درآوردن زن و بچهاش به كربلا اين باشد كه اگر امام ٣ آنها را در حجاز مىگذاشت، يزيد ملعون مأموران خود را براى به اسارت گرفتن آنها به حجاز مىفرستاد، و آنها را آزار مىداد تا از شهادت و جهاد حسين ٧ جلوگيرى نمايد، و گرفتارى زنان در دست يزيد باعث محروميّت حسين ٧ از مقام سعادت شهادت گردد.