غم نامه کربلا ت اللهوف علی قتلی الطفوف - سید بن طاووس - الصفحة ١٠٤ - اشعار بىوفايى دنيا و گريه جانسوز زينب
سپس فرمود: «اينجا محل اندوه و بلا است، فرود آييد.»
انزلوا هاهنا و اللَّه محطّ رحالنا و مسفك دمائنا، هاهنا و اللَّه مخطّ قبورنا، و هاهنا و اللَّه سبى حريمنا بهذا حدّثنى جدّى
، در همين جا فرود آييد، سوگند به خدا همين جا جاى پياده شدن ما و محل ريختن خون ما و محل قبرهاى ما است. سوگند به خدا در همين جا اهل بيت من به اسيرى برده شوند. جدّم رسول خدا ٦ به من چنين خبر داده است.
همه همراهان امام حسين ٧ در همان جا فرود آمدند، حرّ و لشكرش در ناحيهاى از آن سرزمين توقّف نمودند.
اشعار بىوفايى دنيا و گريه جانسوز زينب ٧
امام حسين ٧ در گوشهاى نشست به اصلاح شمشيرش پرداخت و در اين وقت اين اشعار را خواند:
|
يا دهر افّ لك من خليل |
كم لك بالاشراق و الاصيل |
|
|
من طالب و صاحب قتيل |
و الدّهر لا يقنع بالبديل |
|
|
و انّما الامر الى الجليل |
و كلّ حىّ سالك سبيل |
|
|
ما اقرب الوعد الى الرّحيل |
الى جنان و الى مقيل |
|
«اى روزگار! اف بر دوستى تو، چقدر در شب و روز، دوستان و هواخواهان را كشتى، و بين دوستان جدايى افكندى، و در عين حال روزگار به افراد جايگزين آنها قناعت نكند، به هر حال امور به سوى خداى بزرگ بازگردد، و هر زنده سرانجام اين راه را مىپيمايد، زمان كوچيدن از دنيا چقدر نزديك شده كه به سوى بهشت و يا به سوى غير بهشت است.» حضرت زينب ٨ وقتى كه اين اشعار را از برادر شنيد، عرض كرد: