سنن النبى (آداب، سنن و روش رفتاری پيامبر گرامی اسلام) - العلامة الطباطبائي؛ مترجم حسین استاد ولی - الصفحة ٢٨ - اخلاق پيامبر
كليدهاى خزائن زمين را در دست داشت گفت: اگر پادشاهى را هم بپذيرى از مقامى كه نزد خدا دارى نخواهد كاست.
(١) ٣٢. على ٧ در وصف پيامبر ٦ و تأسّى به آن حضرت فرمود: پيامبر پاك و پاكيزه خود را سرمشق گير ... كه از دنيا نيم لقمهاى برگرفت و چشمى بدان ندوخت.
از همه كس پهلويش از دنيا لاغرتر و شكمش از دنيا خالىتر بود. دنيا بر او عرضه شد ولى نپذيرفت. و هر گاه دانست كه خداوند چيزى را دشمن دارد او نيز آن را دشمن داشت و چيزى را كه خدا حقير دانست او نيز حقير شمرد. و اگر خصلتى جز اين در ما نبود كه دوست مىداريم آنچه را خدا دشمن داشته، و بزرگ مىداريم چيزى را كه خدا كوچك شمرده، همين در مخالفت و دشمنى ما با خدا و سرپيچى از فرمان او بس بود! همانا رسول خدا ٦ بر روى زمين غذا مىخورد. چون بندگان مىنشست.
كفش خود را به دست خويش پينه مىزد و لباسش را وصله مىدوخت. بر الاغ بىپالان سوار مىشد و ديگرى را هم در رديف خود سوار مىكرد. و چون ديد پرندهاى با نقش و نگار بر در اتاقش آويخته، به يكى از زنان خود فرمود: اى فلانى، اين پرده را از نظرم دور دار، كه هر گاه به آن مىنگرم به ياد دنيا و زرق و برق آن مىافتم! پيامبر ٦ قلبا از دنيا روى گرداند و ياد آن را در درون خود بكشت. او دوست داشت زينتهاى دنيا از نظرش پنهان باشد تا مبادا جامهاى زيبا و فاخر از آن برگيرد و آن را خانه هميشگى خود پندارد و اميد اقامت در آن را در سر بپروراند.
پس دنيا را به كلى از جان خود بيرون كرد و ياد آن را از دل براند و آن را از نظر پنهان داشت. آرى هر كه چيزى را دشمن دارد نگاه به آن را نيز دشمن دارد و خوش ندارد نامى از آن در نزد او به ميان آيد.
(٢) ٣٣. امام صادق ٧ فرمود: چيزى از دنيا براى رسول خدا ٦ خوشتر از آن نبود كه در دنيا گرسنه و ترسناك [از خدا و نگران از اوضاع] باشد.