سنن النبى (آداب، سنن و روش رفتاری پيامبر گرامی اسلام) - العلامة الطباطبائي؛ مترجم حسین استاد ولی - الصفحة ١٧ - ١ شمايل و كليات اخلاق پيامبر
موى سرش ژوليده مىشد فرق باز مىكرد و هر گاه آن را بلند مىنمود از نرمه گوش تجاوز نمىكرد. چهرهاى درخشان، پيشانى بلند، ابروانى بلند و كشيده و پر پشت و ناپيوسته داشت. ميان ابروانش رگى بود كه به هنگام خشم برجسته مىشد. هالهاى از نور بر چهرهاش پرتو افكنده بود به طورى كه اگر كسى دقت نمىكرد مىپنداشت كه ميان بينىاش برآمدگى دارد.
(١) محاسنش كوتاه و پر پشت، گونههايش صاف، دهانش اندكى بزرگ، ميان دندانهايش باز و شيرين دهان بود، از سينه تا نافش خطى باريك از مو كشيده شده بود، گردنش گويى گردن نگارينى است از نقره سپيد و درخشان. اندامهايش متناسب بود. تنومند و عضلههايش محكم بود. سينه و شكمش برابر بود. چهارشانه و درشت استخوان بود. پهن سينه و سفيد پوست بود و برآمدگىهاى دو طرف سينه و شكم او مو نداشت.
ساقهاى دست و شانهها و بالاى سينهاش پر مو بود. مچها بزرگ، كف دستها پهن و كف دستها و پاهايش كلفت و پرگوشت بود. اندامهايش ميانه و به اندازه بود، استخوانهاى دست و پايش كشيده، گودى كف پاها بيشتر از معمول و پاشنههاى پايش صاف و نرم بود به طورى كه آب از آن مىچكيد. استوار قدم بر مىداشت و آرام و با وقار راه مىرفت و گامهاى بلند بر مىداشت. چنان راه مىرفت كه گويى از سرازيرى فرود مىآيد. چون به كسى رو مىكرد با تمام بدن رو مىكرد. ديدگانش را فرو مىافكند. به زمين بيش از آسمان نگاه مىكرد. به كسى خيره نمىشد، بلكه كوتاه نظر مىكرد. با هر كس روبرو مىشد در سلام كردن بر او پيشى مىگرفت.
امام حسن مجتبى ٧ فرمود: گفتم از سخن گفتنش برايم بگو. گفت:
آن حضرت پيوسته اندوهگين و در تفكر بود. آسايش نداشت. پيوسته خموش بود و جز به هنگام نياز سخن نمىگفت. لب به سخن مىگشود و آن را به نحوى بليغ به پايان مىبرد. سخنان كوتاه و جامع مىگفت و كم و زياد در جملات او نبود. خويى نرم