سنن النبى (آداب، سنن و روش رفتاری پيامبر گرامی اسلام) - العلامة الطباطبائي؛ مترجم حسین استاد ولی - الصفحة ٢١ - وضع مجلس آن حضرت
مىداشتند و از غريبان نگهدارى مىكردند.
(١) گفتم: روش رسول خدا ٦ با همنشينان چگونه بود؟ فرمود: هميشه خوشرو و خوشخلق و نرمخو بود. خشن و درشتخو و پرخنده و سبكسر و بدزبان و عيبجو و چاپلوس نبود. از آنچه به آن ميل و رغبت نداشت غفلت مىورزيد. طورى بود كه آرزومندان از او مأيوس و نوميد نمىشدند. خود را از سه چيز به سختى دور مىداشت: «جدال و كشمكش، پرحرفى و ذكر مطالب بىفايده». نسبت به مردم نيز از سه چيز پرهيز داشت: «كسى را نكوهش و سرزنش نمىكرد. لغزشهاى كسى را جستجو نمىنمود و عيب كسى را پى نمىگرفت».
سخن نمىگفت مگر در جايى كه اميد ثواب در آن مىداشت. هنگام سخن گفتن چنان اهل مجلس را جذب مىكرد كه همه سر به زير افكنده، گويى پرنده بر سرشان نشسته، آرام و بىحركت مىماندند، و چون ساكت مىشد آنان سخن مىگفتند و نزد آن حضرت بر سر سخنى نزاع نمىكردند. هر كه سخن مىگفت همه ساكت به سخنانش گوش مىدادند تا سخنش پايان يابد. و در محضر حضرتش به نوبت سخن مىگفتند. از چيزى كه اهل مجلس مىخنديدند مىخنديد و از آنچه آنان تعجب مىكردند تعجب مىكرد. بر بىادبى غريبان در خواستهها و گفتارشان صبر مىكرد تا جايى كه اصحاب در صدد جلب اشخاص مزاحم برمىآمدند.
مىفرمود: چون حاجتمندى را ديديد او را كمك كنيد. مدح و ثناى كسى را نمىپذيرفت مگر از كسى كه بخواهد تشكر نمايد. سخن كسى را نمىبريد مگر آنكه از حد مىگذشت كه در آن صورت با نهى او يا برخاستن، سخن او را قطع مىكرد.
امام حسين ٧ فرمود: سپس از سكوت رسول خدا ٦ پرسيدم، پدرم فرمود:
سكوت آن حضرت بر چهار پايه استوار بود: حلم، حذر، تقدير و تفكر. سكوتش در تقدير و اندازهگيرى در اين بود كه همه مردم را به يك چشم ببيند و به گفتار همه يكسان گوش دهد. و سكوتش در تفكر آن بود كه در چيزهاى فناپذير و فناناپذير