سنن النبى (آداب، سنن و روش رفتاری پيامبر گرامی اسلام) - العلامة الطباطبائي؛ مترجم حسین استاد ولی - الصفحة ١٨٢ - عمل ديگرى از آن حضرت در شب نيمه شعبان
(١) ٤٠١. على ٧ در ضمن حديثى فرمود: رسول خدا ٦ هر روز صبح وقتى آفتاب طلوع مىكرد، سيصد و شصت بار براى شكر خدا مىگفت:
الحمد للَّه ربّ العالمين كثيرا طيّبا على كلّ حال.
«در تمام حالات و به طور پاكيزه و فراوان، حمد و ستايش مخصوص پروردگار جهانيان باد».
(٢)
عمل ديگرى از آن حضرت در شب نيمه شعبان
(٣) ٤٠٢. يكى از زنان پيامبر ٦ گويد: رسول خدا ٦ در شبى كه نوبت من بود آهسته از رختخواب بيرون رفت به طورى كه من نفهميدم. پس از آنكه بيدار شدم غيرت زنانه مرا در گرفت و پنداشتم كه در حجره يكى ديگر از زنانش رفته است، ناگاه چشمم به آن حضرت افتاد كه مانند جامهاى كه بر زمين افتاده باشد، روى انگشتان پا به سجده رفته و در حال سجده مىگويد:
أصبحت اليك فقيرا خائفا مستجيرا، فلا تبدّل اسمى، و لا تغيّر جسمى، و لا تجتهد بلائى، و اغفر لى.
«پيوسته به تو فقير و نيازمندم، و هميشه از تو ترسان و به تو پناهندهام، پس نامم را از زمره نيكان بر مگردان، و جسمم را تغيير مده، و به آزمون دشوارم ميفكن، و مرا بيامرز».
سپس سر از سجده برداشت و دوباره به سجده رفت، شنيدم كه اين بار مىگفت:
سجد لك سوادى و خيالى، و آمن بذلك فؤادى، هذه يداى بما جنيت على نفسى. يا عظيم ترجى لكلّ عظيم، اغفر لى ذنبى العظيم، فانّه لا يغفر الذّنب العظيم الّا العظيم.
«جسم و شبح من هر دو برايت سجده كرده، و دلم به آن ايمان آورده، اينك اين دو دستم [كه در پيشگاهت به خاك افتاده] در برابر آن جنايتى كه بر خود كردهام. اى خداى بزرگى كه اميد به انجام هر كار بزرگى به توست، گناه بزرگ مرا ببخش، كه جز خداى بزرگ، گناه بزرگ را نيامرزد».
سپس سر از سجده برداشت و براى بار سوم به سجده رفت، شنيدم كه