سنن النبى (آداب، سنن و روش رفتاری پيامبر گرامی اسلام) - العلامة الطباطبائي؛ مترجم حسین استاد ولی - الصفحة ٢٠٨
آن حضرت نزديك نمىشدند.
(١) ٤٧٥) رسول خدا ٦ از پشت سر نگاه مىكرد چنان كه از پيش رو نگاه مىكرد، و از پشت سر مىديد چنان كه از پيش رو مىديد.
(٢) ٤٧٦) رسول خدا ٦ در خواب مىشنيد چنان كه در بيدارى مىشنيد.
(٣) ٤٧٧) رسول خدا ٦ از روزى كه خدا او را آفريد بوى بد از وى به مشام نرسيد.
(٤) ٤٧٨) رسول خدا ٦ هرگز محتلم نشد.
(٥) ٤٧٩) هر حيوانى كه رسول خدا ٦ بر آن سوار شد هرگز پير نگشت و بر آن حال باقى ماند.
(٦) ٤٨٠) مردم به وجود مبارك رسول خدا ٦ استشفاء مىكردند.
(٧) ٤٨١) هيچ كس تاب مقاومت با رسول خدا ٦ را نداشت.
(٨) ٤٨٢) سليمان بن خالد گويد: به امام صادق ٧ عرضه داشتم: مردم مىگويند:
اگر على ٧ حقّى در خلافت داشت چرا قيام نكرد تا حق خويش را بگيرد؟
آن حضرت فرمود: خداى متعال اين موضوع (به تنهايى قيام كردن بدون اينكه ياورى داشته باشد) را فقط بر يك نفر واجب كرده بود آن هم رسول خدا ٦ بود چنان كه خداى متعال فرمود: «پس در راه خدا كارزار كن و اين تكليف خود توست، و مؤمنين را به جنگ ترغيب كن[١]». اين تكليف تنها براى رسول خدا ٦ بود، ولى در باره ديگران فرمود: «در جنگ عقبنشينى جايز نيست مگر براى كسى كه بخواهد براى ادامه جنگ جاى خود را در ميدان عوض كند و يا به جمعيتى ملحق شود و از آنان يارى بجويد[٢]».
سپس امام صادق ٧ فرمود: در آن روز (روز غصب خلافت) جمعيتى نبود كه على ٧ را در امر خلافت يارى كند [و الّا قيام مىكرد].
[١] -نساء/ ٨٤.
[٢] -انفال/ ١٦.