سنن النبى (آداب، سنن و روش رفتاری پيامبر گرامی اسلام) - العلامة الطباطبائي؛ مترجم حسین استاد ولی - الصفحة ٧١ - ٥ آداب و سنن آن حضرت در لباس
كسانى ما اوارى به عورتى، و اتجمّل به في النّاس
«سپاس و ستايش خدايى را كه بر من جامهاى پوشانيد كه با آن شرمگاهم را بپوشانم و آراسته در ميان مردم ظاهر شوم.» و چون لباس را در مىآورد از سمت چپ بيرون مىآورد.
چون لباس نو مىپوشيد، لباسهاى كهنه را به فقير مىداد و مىفرمود: هيچ مسلمانى نيست كه لباس كهنه خود را فقط براى رضاى خدا به فقيرى بپوشاند مگر آنكه در پناه و خير خداوند خواهد بود تا زمانى كه آن لباس بر تن فقير است، خواه بخشنده لباس زنده باشد يا مرده.
(١) تشكى از پوست داشت كه با ليف خرما پر شده بود و طول آن حدود دو ذراع و عرض آن حدود يك ذراع و يك وجب بود. و نيز عبايى داشت كه هر جا مىرفت آن را دو تا كرده به زير آن حضرت مىانداختند. و نيز روى حصير بدون آنكه چيز ديگرى زير خود بيندازد مىخوابيد.
از اخلاق آن جناب اين بود كه چهارپايان و اسلحه و اثاث خود را نامگذارى مىنمود. نام پرچمش عقاب، و نام شمشيرش كه با آن در جنگها حاضر مىشد ذو الفقار، و نام شمشيرهاى ديگرش مخذم، رسوب و قضيب بود.
قبضه شمشيرش به نقره آراسته بود، و كمربندى كه مىبست از چرم بود و سه حلقه نقره در آن بود. كمانش كتوم، و جعبه تيرش كافور نام داشت. نام شتر آن حضرت قصوى بود كه به آن عضباء مىگفتند. و نام استرش دلدل، و درازگوشش يعفور، و گوسفندى كه از شير آن مىآشاميد عينه بود.
آن حضرت سبويى از سفال داشت كه با آب آن وضو مىگرفت و از آن مىنوشيد، و مردم كودكان خردسال خود را كه خوب و بد را مىفهميدند مىفرستادند و آنان داخل منزل آن حضرت مىشدند بدون آنكه كسى مانع آنها شود، آنگاه اگر در آن سبو آبى مىيافتند مىآشاميدند و براى تبرّك بر صورت و بدن خود مىماليدند.