سنن النبى (آداب، سنن و روش رفتاری پيامبر گرامی اسلام) - العلامة الطباطبائي؛ مترجم حسین استاد ولی - الصفحة ٢٠٧
(١) ٤٦٤) در شب تاريك پيش از آنكه مردم آن حضرت را ببينند از بوى عطر آن جناب را مىشناختند و مىگفتند: اين رسول خدا ٦ است.
(٢) ٤٦٥) از اسحاق بن راهويه نقل شده كه اين بوى خوش، بوى عرق رسول خدا ٦ بود بدون آنكه عطرى استعمال كند.
(٣) ٤٦٦) رسول خدا ٦ در ظرف آب، آب دهان مىافكند و مردم از آن بويى خوشتر از مشك مىشنيدند.
(٤) ٤٦٧) رسول خدا ٦ فرمود: هر كس بخواهد عطر مرا استشمام كند گل سرخ (گل محمدى) را ببويد.
(٥) ٤٦٨) سليم (سلمه فرزند امّ سلمه) گويد: روزى رسول خدا ٦ بر ما وارد شد و نزد ما به خواب نيم روزى فرو رفت. مادرم شيشهاى آورد و شروع كرد عرق رسول خدا ٦ را در آن جمع كردن. آن حضرت از خواب بيدار شد و فرمود: اى امّ سلمه، چه مىكنى؟ عرضه داشت: اين عرق شماست كه در عطريات خود داخل مىكنيم و اين از بهترين اقسام عطرهاى ماست. آن حضرت فرمود: درست گفتى.
(٦) ٤٦٩) چون رسول خدا ٦ با كسى راه مىرفت هر چند كه آن كس بلند قد بود، آن حضرت يك سر و گردن از وى بلندتر به نظر مىرسيد.
(٧) ٤٧٠) لباس كوتاه و يا بلند به اندام رسول خدا ٦ اندازه بود، چون مىپوشيد اگر كوتاه بود بلند، و اگر بلند بود كوتاهتر مىشد، گويا براى آن حضرت بريده شده است.
(٨) ٤٧١) هنگامى كه رسول خدا ٦ بر زمين نرم قدم مىگذاشت اثر پايش در آن ظاهر نمىشد، و چون بر زمين سفت راه مىرفت جاى پايش معلوم مىگشت.
(٩) ٤٧٢) رسول خدا ٦ ديدگانش به خواب مىرفت ولى قلبش نمىخوابيد.
(١٠) ٤٧٣) پرنده بالاى سر رسول خدا ٦ پرواز نمىكرد.
(١١) ٤٧٤) مگس بر آن جناب نمىنشست و حشرات زهردار و بىزهر به