سنن النبى (آداب، سنن و روش رفتاری پيامبر گرامی اسلام) - العلامة الطباطبائي؛ مترجم حسین استاد ولی - الصفحة ١٥ - ١ شمايل و كليات اخلاق پيامبر
مىكرد. دانههاى عرق مانند مرواريد بر چهرهاش مىغلتيد و بوى عرقش خوشبوتر از مشك بود. مهر نبوت در ميان شانههايش نمايان بود.
(١) ٢. ابو هريره گويد: آن حضرت هنگامى كه مىخواست به سوى جلو يا پشت سر خود بنگرد با تمام بدن بر مىگشت.
(٢) ٣. جابر بن سمره گويد: ساقهاى پاى آن حضرت باريك و لطيف بود.
(٣) ٤. ابو جحيفه گويد: موهاى گونه آن حضرت جو گندمى و موى بالاى زنخدانش سپيد بود.
(٤) ٥. امّ هانى گويد: رسول خدا ٦ را ديدم كه چهار گيسوى بافته داشت.
ابن شهرآشوب گويد: درست آن است كه آن حضرت دو گيسو داشت و آن رسمى بود از هاشم جدّ اعلاى آن حضرت.
(٥) ٦. انس گويد: در سر و صورت رسول خدا ٦ بيش از چهارده تار موى سفيد نشمردم.
(٦) ٧. و گويند: هفده تار موى سپيد داشت.
(٧) ٨. عبد اللَّه بن عمر گويد: موى سپيد آن حضرت نزديك به بيست تار مو بود.
(٨) ٩. براء بن عازب گويد: بلندى موى سر آن حضرت به قدرى بود كه به دوشها مىرسيد.
(٩) ١٠. انس گويد: موى سر آن حضرت به بنا گوش مىرسيد.
(١٠) ١١. عايشه گويد: بلندى موى سر آن حضرت از بنا گوش مىگذشت ولى به دوشها نمىرسيد[١].
(١١) ١٢. پيامبر ٦ از راهى نمىگذشت مگر اينكه هر كه از آنجا عبور مىكرد از
[١] -شايد اختلاف روايت ١١ با ٩ بدان جهت است كه آرايش موى سر آن حضرت يكسان نبوده، گاه موى سرش بلند مىشد و بر دوشها مىريخت، و گاه كوتاه مىكرد و تا بنا گوش مىرسيد، و گاه در حج از نه مىتراشيد. و نيز گفتهاند: هر گاه موى سر را رها مىكرد تا بنا گوش مىرسيد و هر گاه شانه مىزد و فرق باز مىگرد از بنا گوش مىگذشت.