سنن النبى (آداب، سنن و روش رفتاری پيامبر گرامی اسلام) - العلامة الطباطبائي؛ مترجم حسین استاد ولی - الصفحة ١٤ - ١ شمايل و كليات اخلاق پيامبر
موهاى سفيد چندى كه در سر و رويش پيدا شده بود به واسطه خضاب، سبز به نظر مىرسيد. دهانش فراخ[١] و شيرين، ميان بينىاش بر آمده، دندانهايش سپيد و از هم باز، و مويش آويخته بود، از ميان سينه تا ناف خطى باريك از مو داشت. تمام اندامهايش معتدل بود. شكمش با سينه برابر بود، سينهاش پهن و گردنش در زيبايى چون بتى نگارين و به سپيدى نقره بود.
(١) دستها و پاهايش كشيده، و ساقها و پاشنههايش كم گوشت بود. چانهاى كوتاه و پيشانى بر آمده داشت. رانهايش خيلى كلفت نبود، لگن خاصرهاش [مانند دلاوران] پهن بود، بندهايش قرص و محكم بود. نه بسيار بلند قد و بىقواره، و نه خيلى كوتاه و زننده بود. موى سرش نه مجعّد و پيچيده و نه لخت و افتاده بود. چهرهاش نه كم گوشت بود و نه پر گوشت و نه سپيد زننده. استخوانهاى مفصلش درشت و سر استخوانهايش پهن و بينىاش كشيده بود. شكم و سينهاش مويى نداشت جز خط باريكى از مو كه از سينه تا نافش كشيده شده بود. چهار شانه بود، بدنى بىمو داشت جز همان مويى كه از سينه تا ناف كشيده بود. بيشتر موهاى سپيدى كه نشان پيرى است در دو طرف سر او به چشم مىخورد.
كف دستهايش مانند كف دست عطر فروشان معطّر بود. كف دستش گشاده، استخوانهاى قلم دست و پايش بلند بود. هنگام رضا و شادى چهرهاش چون آينهاى رنگارنگ درخشان و جذّاب بود. كشيده گام بر مىداشت و آرام و با وقار راه مىرفت. در كارهاى خير از همه پيشقدم بود. هنگام راه رفتن چنان گام مىزد گويى از سراشيبى فرود مىآيد. در حين تبسّم دندانهايش بسان دانههاى تگرگ نمايان مىشد، و در هنگام خنده دندانهايش چون برق جهنده مىدرخشيد.
اندامى زيبا و خويى پسنديده داشت. خوش برخورد و خوش مجلس بود.
هنگامى كه با مردم رو به رو مىشد پيشانيش چون چراغى فروزان نظر آنان را جلب
[١] -فراخى دهان در عرب از كمالات به حساب مىآيد.