سنن النبى (آداب، سنن و روش رفتاری پيامبر گرامی اسلام) - العلامة الطباطبائي؛ مترجم حسین استاد ولی - الصفحة ٢٧ - اخلاق پيامبر
از سخن [بيهوده] خوددارى مىكند چنان كه از مردارى كه بوى گندش بلند شده دورى مىكند. از كالاى بىارزش دنيا و زرق و برق آن دورى مىكند چنان كه از آتش دورى مىنمايد كه مبادا شعلهاش او را فرا گيرد. آرزوى خود را كوتاه مىسازد و مرگ او پيش چشمش مجسّم است.
گفتم: اى جبرئيل، تفسير اخلاص چيست؟ گفت: با اخلاص كسى است كه از مردم چيزى نخواهد تا خود بدان دست يابد، و هر گاه به دست آورد بدان راضى مىشود، و اگر چيزى در دستش باقي ماند در راه خدا مىبخشد. و چون از مردم درخواستى نكرد به بندگى خود در برابر خداوند اقرار نموده، و اگر به چيزى دست يافت و بدان راضى شد پس از خداوند راضى شده و خداى بزرگ نيز از او راضى است. و اگر چيزى در راه خدا بخشيد در حدّ وثوق و اعتماد به خداى خود قرار دارد.
گفتم: تفسير يقين چيست؟ گفت: مؤمن چنان براى خدا كار مىكند كه گويى خدا را مىبيند، و اگر او خدا را نمىبيند. خدا او را مىبيند و به طور يقين مىداند كه آنچه به او رسيده نمىتوانست از او خطا برود، و آنچه از او خطا رفته نمىتوانست به او برسد. اينها كه گفته شد شاخههاى توكل و نردبان زهد است.
(١) ٣٠. امام باقر ٧ مىفرمود: فرشتهاى نزد رسول خدا ٦ آمد و گفت: اى محمّد، خدايت سلام مىرساند و مىفرمايد: اگر بخواهى همه ريگهاى مكه را برايت طلا سازم! آن حضرت سر به سوى آسمان برداشت و گفت: پروردگارا، مىخواهم روزى سير باشم و سپاس تو گويم، و روزى گرسنه باشم و از تو درخواست نمايم.
(٢) ٣١. امام باقر ٧ مىفرمود: فرشتهاى نزد رسول خدا ٦ آمد و گفت:
خداوند تو را مختار فرموده كه بندهاى فروتن و رسول باشى يا پادشاه و رسول! آن حضرت به جبرئيل ٧ نگاه كرد و او با دست اشاره كرد كه فروتنى اختيار كن.
پس حضرت فرمود: مىخواهم بندهاى فروتن و رسول باشم. آن فرشته در حالى كه