شيداي روح الله (سيري در زندگي آيت الله حاج آقامجتبي حاج آخوند) - مُهری، محمد جواد - الصفحة ١٨٣ - نقش ميرزا مسيح در قتل گريباي دوف
گريباي دوف ومأموران او با اين زنان بسيار بيرحمانه وهتاکانه برخورد ميکردهاند، طبق مفادنامه فتحعليشاه به پسرش عباس ميرزا آنان حتي زنان حامله را درسفارت بازداشت کرده بودند. او به عباس ميرزا مينويسد: که من با گريباي دوف درخصوص آزادي زنان نامه نوشتم ولي فايده نبخشيد: « ... اين زنها را که سال هاست مسلمهاند وبالفعل يکي ازآنها حامله، بازبفرست وهرجا اسيري مشخص داري، اعلان دار تا بازيا فته شود، ولي فايده نبخشيد ».[١]
گريباي دوف عملاً بازيچه ميرزا يعقوب خواجه شده بود وبراي ارضاي حسّ کبر ونخوت خود دست به هرکار خلاف وغير قانوني مي زد.
داستان تعدّيات و گردنکشي گريباي دوف وکشته شدن او با شورش مردم، وحکم شرعي ميرزا مسيح مجتهد را، سپهر در ناسخ التواريخ مفصلاً آورده است که اينک بخشي از مطالب او را نقل ميکنيم:
«... شاهنشاه ـ فتحعلي شاه قاجارـ روز٢٧ شهرجمادي الاخر وارد دارالخلافه ـ تهران ـ گشت، اين هنگام نيارال گريباي دوف، خواهرزادهي نيارال بتقاويچ، چون درترکمانچاي حاضر بود واز شرايط مصالحه آگهي داشت، کارداران دولت روس او را مأمور به سفارت ايران داشتند تا در دارالخلافه اقامت جويد وشرايط مصالحه را به پاي برد و... چون خبر ورود او به تبريز رسيد، نايب السلطنه، نظرعلي خان افشارارومي، را به مهمانداري او بيرون فرستاد و او را با مکانتي لايق آوردند...
وروز يکشنبه ٥ رجب وارد دارالخلافه شد وميرزا محمد عليخان کاشاني وزير ظل السلطان ـ حاکم تهران ـ و محمد ولي خان قاسملوي افشار او را استقبال کرده، فرود آوردند، وروز ديگر ميرزا ابوالحسن خان وزير خارجه و الله قلي خان دَوَلوي قاجار نقچي باشي ـ رئيس تشريفات دربارـ و ميرزا فضل الله مازندراني مستوفي به سراي او رفته
[١]. حقوق بگیران انگلیس درایران، ص ١٧٥.