شيداي روح الله (سيري در زندگي آيت الله حاج آقامجتبي حاج آخوند) - مُهری، محمد جواد - الصفحة ١٨٢ - نقش ميرزا مسيح در قتل گريباي دوف
گريباي دوف عملاً بدليل اينکه ايلچي وسفير يک کشور فاتح درجنگ است، نه قوانين ومقررات شرعي وداخلي کشورايران را رعايت ميکرد ونه اصول و موازين ديپلماتيکي را که سفرا ملزم به رعايت آن ها هستند درنظر ميگرفت.
نمونهي بارز آن، حمايت مصرّانه وپناه دادن به شخصي به نام ميرزا يعقوب است، که از جمله خواجگان وکارکنان گرجستاني الاصل دربار فتحعلي شاه بود.
« ميرزا يعقوب ارمني، که ساليان درازي پيش ازآن قضايا از ايروان به داخل ايران آورده شده ودر داخل دربار سمت هاي مهمي را به او واگذار کرده بودند، خود را مشمول ماده ١٣ معاهده ترکمانچاي قلمداد کرده وبه سفارت روس در تهران پناهنده شد؛ او سمت مالي واقتصادي مهمي در دربار ودرون حرم سراي فتحعلي شاه داشت واختلاس وبدهکاري زيادي به مردم داشت وبراي اينکه بدهي خود را به بستانکاران نپردازد به عنوان اينکه من سابقاً از اسراء بوده ومشمول فصل ١٣ عهدنامهي ترکمانچاي ميباشم به سفارت روس پناهنده شد، و گريباي دوف نيز سخت از وي حمايت کرد و.... ميرزا يعقوب، درمدّتي که درسفارت روس پناهنده بود، چون خانوادههاي ايراني را خوب ميشناخت، زناني را که اصالتاً مسيحي بوده وبعد مسلمان شده وبا شوهران مسلمان خود زندگي ميکردند به سفير، صورت داد. سفير جوان و بيتجربه هم با خشونت آنها را که درخانههاي اعيان واشراف ميزيستند وداراي فرزند هم بودند و.... »[١].
اين جا بود که نه از فتحعلي شاه قاجار کاري ساخته بود و نه از ديگر رجال آلوده آن زمان و ليکن ميرزا مسيح مجتهد با جرأت وشهامت قابل ستايش به ميدان آمد وبه استرداد اجباري زنان مسلمان که درسفارت روس مشغول ناله واستغاثه بودند تا درتهران به خانههاي خود وبه نزد شوهران وفرزندانشان برگردند؛ اعتراض نموده وحکم شرعي صادر کرد ومسلمانان را مکلف براي انجام تکليف ديني و وطني گردانيد.
[١]. شرح حال رجال ایران، ج٤، ص ٤٢٢.