در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ٥٨ - سهو و فراموشى پيامبر(عليهما السلام)
كه مىخواهد فرزندان خود را از اعمال زشت و نكوهيده باز دارد، لذا بزرگترين فرزند خود را مورد خطاب قرار مىدهد، حال آنكه مىداند اين فرزند، بدكار و زشت كردار نيست و مورد اطمينان وى است، امّا هدف او از اين نحوه بيان، بازايستادن ديگر فرزندان از بدكارى است.
روشن است كه اين شيوه خطابى، شكوهمندترين و مطلوبترين گونه گفتار است؛ زيرا با مخاطب قرار گرفتن فرد مورد اعتماد متكلّم و بازداشتن او از انجام فعل منهى عنه، تأثيرى به مراتب قوىتر در ديگران و باز داشتن آنها دارد. وانگهى توجيه و دليل قانع كننده چنين خطابى، با توجّه به علم متكلّم، مبنى بر عدم عصيان مخاطب، قدرت داشتن مخاطب بر نافرمانى و عصيان است، در غير اين صورت، چنين خطابى لغو خواهد بود. ديگر خطابهاى قرآنى، از جمله آيه پيشين، به همين صورت است، لذا علم خداى متعال به عصمت و نزاهت پيامبر (عليهما السلام) وجود ملاك نهى- كه همان قدرت بر مخالفت و معصيت است- اين خطاب را تصحيح كرد و بدين معناست كه: «إياك أعنى و اسمعى يا جارة»؛ زيرا چنان كه گفتيم عصمت، قدرت بر مخالفت و معصيت را از معصوم سلب نمىكند.
از اين رو، خداى متعال، پيامبر خود را مخاطب قرار داده از او مىخواهد كه از حضور و نشستن در جايى كه به قرآن و دين، بىحرمتى مىشود، بپرهيزد؛ تا مردم به دليل عدم جواز نشستن در