در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ٥٣ - ششم عصيان، استغفار و توبه در زندگى پيامبران عليهم السلام
پس اى على! بدان كه سخن خداى عز و جل آنجا كه مىفرمايد: و [اينگونه] آدم به پروردگار خود عصيان ورزيد و بيراهه رفت، از آن جهت است كه حضرتش، آدم را براى بهشت نيافريد بلكه او را آفريد، تا حجّت و جانشين او در زمين باشد. وانگهى اين نافرمانى در بهشت صورت گرفت، نه در زمين. پيامبر بايد در زمين معصوم باشد، تا آنچه خداى عزّ و جلّ اراده فرموده به انجام رسد؛ از اينرو، وقتى آدم به زمين فرستاده شد و حجّت خدا گرديد، خدايش عصمت بخشيد؛ چنان كه مىفرمايد: خداوند، آدم و نوح و خاندان ابراهيم و خاندان عمران را بر جهانيان برترى داده است».
اين روايت، تصريح دارد كه آزمون حضرت آدم عليه السلام در زمين- كه عالَم تكليف است- نبوده. وانگهى در عالم تكليف (زمين) است كه حضرت آدم عليه السلام بايد بر بندگان حجّت باشد.
ديگر اينكه: مىتوان گفت: گناه آدم عليه السلام سرپيچى از امر مولوى نبوده، بلكه نشانگر ناديده گرفتن نهى ارشادى بوده و لذا كيفرى اخروى و رانده شدن از درگاه خداى عزّ و جلّ به دنبال نداشته و تنها نعمت بهشت را از دست داده است.
آنچه در خور توجّه است اين كه: تعيين حضرت آدم عليه السلام به عنوان خليفه خدا در زمين، مستلزم عصمتى پيراسته از ظلم و گناهى است كه كيفر خداوند را در پى دارد.
در مورد واژه «استغفار»، ترديدى در عدم نياز به نهى ارشادى براى استغفار نيست و لزوماً اين گونه هم نيست كه گناه، منشأ و