در مكتب اهل بيت
(١)
سخن مجمع
٩ ص
(٢)
مقدمه
١٣ ص
(٣)
گفتارى پيرامون عصمت، بايسته نبوت و امامت
٢١ ص
(٤)
نخست معناى عصمت در لغت و اصطلاح
٢٥ ص
(٥)
دوم نقطه اختلاف دو مكتب در مبحث امامت
٢٧ ص
(٦)
ديدگاه مكتب اهل بيت عليهم السلام
٢٨ ص
(٧)
ديدگاه ديگر مكتبها پيرامون عصمت
٣١ ص
(٨)
اصحاب حديث
٣١ ص
(٩)
معتزله
٣١ ص
(١٠)
اشاعره
٣٢ ص
(١١)
مكتب اهل بيت عليهم السلام
٣٤ ص
(١٢)
سوم ضرورت عصمت
٣٦ ص
(١٣)
1 - فراخوان به توحيد
٣٦ ص
(١٤)
2 - ابلاغ رسالت
٣٧ ص
(١٥)
3 - تحقق بخشيدن به عدالت
٣٨ ص
(١٦)
4 - مژده و هشدار
٣٩ ص
(١٧)
چهارم عصمت و اختيار
٤٤ ص
(١٨)
پنجم عصمت و عدالت
٤٧ ص
(١٩)
ششم عصيان، استغفار و توبه در زندگى پيامبران عليهم السلام
٤٩ ص
(٢٠)
سهو و فراموشى پيامبر(عليهما السلام)
٥٧ ص
(٢١)
ادله نقلى بر عصمت پيامبران عليهم السلام
٥٩ ص
(٢٢)
هفتم عصمت، بايسته امامت
٦٢ ص
(٢٣)
شريعت پايدار و فراگير
٦٥ ص
(٢٤)
ادله نقلى بر عصمت امامان عليهم السلام
٦٩ ص
(٢٥)
1 - آيه تطهير
٦٩ ص
(٢٦)
2 - آيه مباهله
٧٤ ص
(٢٧)
4 - حديث ثقلين
٨٠ ص
(٢٨)
چكيده سخن
٩٨ ص

در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ٥٣ - ششم عصيان، استغفار و توبه در زندگى پيامبران عليهم السلام

پس اى على! بدان كه سخن خداى عز و جل آن‌جا كه مى‌فرمايد: و [اين‌گونه‌] آدم به پروردگار خود عصيان ورزيد و بيراهه رفت، از آن جهت است كه حضرتش، آدم را براى بهشت نيافريد بلكه او را آفريد، تا حجّت و جانشين او در زمين باشد. وانگهى اين نافرمانى در بهشت صورت گرفت، نه در زمين. پيامبر بايد در زمين معصوم باشد، تا آنچه خداى عزّ و جلّ اراده فرموده به انجام رسد؛ از اين‌رو، وقتى آدم به زمين فرستاده شد و حجّت خدا گرديد، خدايش عصمت بخشيد؛ چنان كه مى‌فرمايد: خداوند، آدم و نوح و خاندان ابراهيم و خاندان عمران را بر جهانيان برترى داده است».

اين روايت، تصريح دارد كه آزمون حضرت آدم عليه السلام در زمين- كه عالَم تكليف است- نبوده. وانگهى در عالم تكليف (زمين) است كه حضرت آدم عليه السلام بايد بر بندگان حجّت باشد.

ديگر اين‌كه: مى‌توان گفت: گناه آدم عليه السلام سرپيچى از امر مولوى نبوده، بلكه نشانگر ناديده گرفتن نهى ارشادى بوده و لذا كيفرى اخروى و رانده شدن از درگاه خداى عزّ و جلّ به دنبال نداشته و تنها نعمت بهشت را از دست داده است.

آنچه در خور توجّه است اين كه: تعيين حضرت آدم عليه السلام به عنوان خليفه خدا در زمين، مستلزم عصمتى پيراسته از ظلم و گناهى است كه كيفر خداوند را در پى دارد.

در مورد واژه «استغفار»، ترديدى در عدم نياز به نهى ارشادى براى استغفار نيست و لزوماً اين گونه هم نيست كه گناه، منشأ و