در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ٢٢ - گفتارى پيرامون عصمت، بايسته نبوت و امامت
حقيقت اين است كه وجود موانعى كه آدمى را از هدايت بازمىدارد، از يك سو، و نقش علوم و معارف الهى و ارزشها و معيارهايى كه با هدايت انسان، به بيدارى وى مىانجامد، از ديگر سو، ما را به جستجو براى شناخت راهى مىخواند، كه زمينه «معرفت» را براى انسان فراهم آورد؛ بنابراين، هدايت- كه لطف الهى است- انسان را با عالَم غيب، مرتبط مىسازد تا او را از لغزشگاههاى انحراف و گمراهى و دوگانهپرستى، ايمن دارد، لذا لطف حقّ به كسى تشبيه شده كه شخصى را به ميهمانى فرا مىخواند و نيك مىداند مهمان دعوت او را اجابت نمى كند، مگر وقتى كه با نوعى تأدّب همراه باشد. روشن است كه اگر ميزبان، با انسان چنين عمل نكند، نقض غرض كرده است و هدف از دعوت، محقّق نخواهد شد.
اين لطف خداوند، در «نبوّت» تجسّم يافته و خطاب حضرت بارىتعالى را براى انسان به ارمغان آورده، او را به طور كامل با مفهوم عدالت و كمال مطلوب، آشنا مىكند. بىترديد، اسلام، آخرين رهاآورد رسالت الهى است و شيوه و منش اسلام، در زمينه معارف ربّانى، تفكيك ناپذير است؛ زيرا رسولان كه اوامر شريعت را از سوى خداوند، ابلاغ و مردم را با اوصاف او آشنا مىكنند، به يقين، خويش را به اخلاق حضرت بارىتعالى آراسته و به آرايه عدل، زيور يافتهاند وبرگزيدگان از ميان مردماند؛ چنانكه خداى متعال درباره ايشان مىفرمايد: