در مكتب اهل بيت
(١)
سخن مجمع
٩ ص
(٢)
مقدمه
١٣ ص
(٣)
گفتارى پيرامون عصمت، بايسته نبوت و امامت
٢١ ص
(٤)
نخست معناى عصمت در لغت و اصطلاح
٢٥ ص
(٥)
دوم نقطه اختلاف دو مكتب در مبحث امامت
٢٧ ص
(٦)
ديدگاه مكتب اهل بيت عليهم السلام
٢٨ ص
(٧)
ديدگاه ديگر مكتبها پيرامون عصمت
٣١ ص
(٨)
اصحاب حديث
٣١ ص
(٩)
معتزله
٣١ ص
(١٠)
اشاعره
٣٢ ص
(١١)
مكتب اهل بيت عليهم السلام
٣٤ ص
(١٢)
سوم ضرورت عصمت
٣٦ ص
(١٣)
1 - فراخوان به توحيد
٣٦ ص
(١٤)
2 - ابلاغ رسالت
٣٧ ص
(١٥)
3 - تحقق بخشيدن به عدالت
٣٨ ص
(١٦)
4 - مژده و هشدار
٣٩ ص
(١٧)
چهارم عصمت و اختيار
٤٤ ص
(١٨)
پنجم عصمت و عدالت
٤٧ ص
(١٩)
ششم عصيان، استغفار و توبه در زندگى پيامبران عليهم السلام
٤٩ ص
(٢٠)
سهو و فراموشى پيامبر(عليهما السلام)
٥٧ ص
(٢١)
ادله نقلى بر عصمت پيامبران عليهم السلام
٥٩ ص
(٢٢)
هفتم عصمت، بايسته امامت
٦٢ ص
(٢٣)
شريعت پايدار و فراگير
٦٥ ص
(٢٤)
ادله نقلى بر عصمت امامان عليهم السلام
٦٩ ص
(٢٥)
1 - آيه تطهير
٦٩ ص
(٢٦)
2 - آيه مباهله
٧٤ ص
(٢٧)
4 - حديث ثقلين
٨٠ ص
(٢٨)
چكيده سخن
٩٨ ص

در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ١٧ - مقدمه

سويدى، شوكانى، مؤمن شبلنجى، قنوجى بخارى، كتانى مالكى، خضر مصرى، غمارى شافعى، ناصر الدين البانى، ابواعلى مودودى، كمال الدين ابن طلحه شافعى، ياقوت حموى، ابو نعيم اصفهانى، ابن جوزى حنبلى، گنجى شافعى، جوينى شافعى، ابن على شافعى همدانى، حمد الله مستوفى، ابن شحنه حلبى حنفى، خواجه پارسا حنفى، ابن صبّاغ مالكى، سراج رفاعى، ابن طولون دمشقى، ابو عبّاس قرمانى حنفى، ابن عامر شبراوى، ساباط قاضى حنفى، قندوزى حنفى، حمزاوى شافعى مصرى، زركلى سلفى، يونس سامرايى، احمد طوسى بلاذرى، ابن شاكر بدرى شافعى، عبدالكريم يمانى، صبان شافعى، ابن عماد دمشقى حنبلى و غير اينان ....

حال نگاه بيندازيد و ببينيد:

امام مهدى (ع) و مهدويّت- كه در كتاب و سنّت، محكم ترين ريشه و اساس و برهان و اين همه معترف به تواتر و صحت و ولادت و حيات از جميع فرق اسلامى دارد- چگونه با زشت‌ترين تعبيرها مورد استهزاء و تمسخر و افتراء و نسبت‌هاى ناروا قرار گرفته است؟!.

از اين عصاره انبياء و خلف اوصيا، گاهى به «امام مزعوم» و گاهى به «معدوم» و ... تعبير مى‌شود!! و گاهى مى‌نويسند كه شيعيان كنار سرداب حلّه يا سرداب بغداد، يا سرداب سامرّا[١] و يا ... مركبى را آماده مى‌كنند تا آن كه او وقتى كه از آن سرداب خارج شد، سوار آن مركب شود!. اينان هنگام نماز هم، هم چنان در كنار مركب باقى مى‌مانند، زيرا ممكن است كه در همان وقت از سرداب خارج شود و كسى كنار مركب نباشد تا او را سوار كنند!!.


[١] - بالآخره، معلوم نشد اين سرداب كجاست!