شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ٩٠ - دو نكته الفاظ معاملات
النكاح كه مركب است از«انكحت و قبلت».و ايقاعات عبارتاند از انشائاتى كه فقط داراى ايجاب است و قبول ندارند.به عبارت ديگر،يك طرفه است نه طرفينى.مانند عتق كه فقط مولى مىگويد«انت حر»يا«اعتقتك فى سبيل اللّه»و عبد از قيد رقيت آزاد مىگردد چه قبلت بگويد و چه نگويد.يا مانند طلاق كه به مجرد گفتن«زوجتى طالق» از طرف مرد،زن از قيد زوجيت و همسرى آن مرد آزاد مىگردد و جدايى بين آن دو حاصل مىگردد و قبول زن مفهومى ندارد.
٣.مراد از اسباب و مسببات در اين باب چيست؟
مراد از اسباب،نفس ايجاب و قبول در عقود يا ايجاب فقط در ايقاعات است.مثلا گفتن«بعت و قبلت»كه سبب ملكيت است.پس نفس انشاى عقد،سبب است.و مراد از مسببات،عبارت است از آن اثرى كه از راه اين اسباب پيدا مىشود و بر اين اسباب مترتب مىگردد.مثلا ملكيت كه مسبب از عقد البيع است يا زوجيت كه مسبب از عقد النكاح است يا حريت كه مسبب از انشاء العتق است و يا فراق كه مسبب از صيغۀ طلاق است و...
٤.مراد از صحيح در معاملات يعنى آن عقدى كه موجب نقل و انتقال مىشود و مؤثر در اثر است و مراد از فاسد يعنى آنكه مؤثر در مسبب خويش نيست.
با توجه به اين مقدمات مىگوييم:در رابطه با وضع الفاظ معاملات،دو احتمال وجود دارد:
١.ممكن است بگوييم الفاظ معاملات براى اسباب وضع شدهاند.مثلا واضع،لفظ بيع را وضع نموده براى گفتن بعت و قبلت يا نكاح را وضع كرده براى انكحت و قبلت و...
٢.ممكن است بگوييم كه موضوع له اين الفاظ عبارت است از مسببات يعنى آن اثرى كه از راه اسباب فوق حاصل مىشود.مثلا لفظ بيع،وضع شده براى دلالت بر ملكيت يا لفظ نكاح،وضع شده براى دلالت بر زوجيت و...
حال بنا بر احتمال اول،آن نزاع مذكور بين صحيح و اعم در الفاظ عبادات،در الفاظ معاملات هم جارى مىشود چون اسباب مركبات هستند.مثلا«بعت و قبلت»داراى اجزايى هستند و داراى شرايطى(اجزا مثل ب ع ت و يا ايجاب و قبول و شرايط مثل