شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ٢٧٩ - ٥- آيا اجمال مخصص در عام سرايت مىكند
باشد و ذو احتمالات باشد و ندانيم كه معناى مخصص چيست؟و كدام يك از اين احتمالات است؟
چند مثال:
الف.مثال خارجى متداول بين العلماء.مولى فرمود:اكرم العلماء و سپس متصلا يا منفصلا فرمود:الا الفساق منهم يا لا تكرم الفاسقين منهم.ما نمىدانيم كه معناى فاسق چيست؟آيا فاسق يعنى كل من خرج عن طاعة اللّه(اعم از مرتكب كبائر و مصر بر صغاير)يا مراد از فاسق،من ارتكب الكبائر أو أصرّ على الصغائر است؟ملاحظه مىكنيد كه مفهوم خاص اجمال دارد.
ب.مولى فرمود:كل ماء طاهر الا ما تغير طعمه أو لونه أو ريحه.در اينجا ما نمىدانيم كه مراد از تغير چيست؟آيا مراد،خصوص تغير حسى است كه به يكى از حواس سهگانه(ذائقه،باصره،شامه)احساس مىشود،كما قال به الشهيد الثانى رحمه اللّه؟يا مراد از تغير،اعم است از تغير حسى و تغير تقديرى مانند اينكه اوصاف ثلاثۀ آب،با اوصاف نجاست،يكى است و تغير محسوس به احدى الحواس المذكورة نيست، ولى در واقع هست،لذا تغير تقديرى و معنوى گويند،كما هو مسلك العلاّمة فى القواعد و المختلف.
ملاحظه مىكنيد كه اجمال،در ناحيۀ مفهوم است.
ج.مولى فرمود:أحسن الظن الا بخالد.حذف متعلق كه به چه كسى حسن ظن داشته باشيم،مفيد عموم است،يعنى بكل أحد؛و شاهدش هم استثناى بعدى است.
حال ما نمىدانيم كه مراد از خالد چه كسى است:آيا مراد،خالد بن بكر است يا خالد بن سعد؟اجمال در معنا و مفهوم خالد است.
سر اينكه جناب مظفر دو مثال مىآورد،اين است كه:مثال اول،مال اقل و اكثر است و مثال ثانى،مال متباينين.
٢.و گاهى اجمال در ناحيۀ مفهوم خاص نيست بلكه معنا و مفهوم دليل خاص، كاملا مبين است اما اجمال در ناحيۀ مصداق است كه آيا اين فرد به خصوص كه عنوان عام قطعا او را شامل مىشود،داخل در عنوان خاص شده و از تحت عام حكما بيرون