درآمدى بر نظريه نهادى - ايروانى، محمد جواد - الصفحة ١٠٣ - ٢- نگرشهاى حاكم بر مطالعه ساختار سازمانى
اثر آنها در افراد سازمانى متمركز بوده، سازمان را به عنوان سيستم بسته قلمداد مىكنند. اين اغماض به خصوص در مورد مطالعات هاتورن صدق مىكند كه در سالهاى ١٩٣٠ و در عمق كسادى بزرگ صورت پذيرفت. براى مثال در مطالعه اتاق مشاهده سيمپيچى، تلاشهاى كارگران براى محدود كردن توليد به عنوان سازش غيرعقلايى با هنجارهاى گروه تلقى مىشد. اگر چه اين فعاليتها در عوض ممكن است در يك موقعيت اقتصادى وسيعتر به عنوان واكنشى كاملا عقلائى در برابر خطر اخراج به حساب آيد در واقع در مدت تحقيق اخراجهاى بسيارى صورت گرفت و در واقع مطالعه اتاق سيمپيچى مىيابد متوقف مىگرديد زيرا بسيارى از كاركنان اخراج شده بودند.
بارنارد تا حدى بيش از گروه روابط انسانى به محيط توجه مىنمود. او آگاهست كه سازمانها مىبايست افراد را با ايجاد انگيزههايى جذب نمايند و در واقع بايد با ساير سازمانهايى كه براى جذب خدمات و وفادارى افراد تلاش مىنمايند رقابت نمايند، علاوه بر آن او تشخيص مىدهد كه فرد معينى همزمان در بسيارى از گروههاى همكارى شركت دارد، بنابراين ميزان درگيرى او در هر سازمان هم جزئى و هم متناوب مىباشد. شكى نيست كه چنان آگاهى باعث تأكيد آنچنانى بارنارد بر كسب مشاركت و تعهدات [افراد] است. با وجود اين بارنارد تلاش نمىكند كه به طور روشنى محيط را ادراك و يا به بررسى حدود تغييراتى كه سازمانها در موقعيتهاى محيطى دارند، بپردازند.
برعكس سلزنيك و دانشجويانش در تجزيه و تحليل خود از سازمانها آشكارا به محيط توجه مىكنند. اگر چه ديدگاه آنان كاملا انتخابى است: محيط عمدتا به عنوان دشمن و به عنوان سرچشمه فشارها و مشكلات تلقى مىشود، با اين روش در بسيارى از مطالعات اوليه، سازمان به بهاى بقاى خود به عنوان گرفتار در يك محيط ظالمانه و خصومتآميز تلقى مىشود.
در كارهاى پارسونز با ديدگاه معتدلترى از محيط مواجهيم، تأكيد زيادى بر