درآمدى بر نظريه نهادى - ايروانى، محمد جواد - الصفحة ٨١ - ٣- تحليل تعامل سازمان و جامعه در بيان مكتب نهادى
بزرگراهها، موتورهاى احتراق داخلى، محدوديتهاى آلودگى و موارد مشابه رقابتى نخواهند داشت. حتى اين شركتها با ساير سازمانهاى نيرومند همچون كمپانيهاى خودروسازى، بنگاههاى ساخت بزرگراه، ستاد دفاع، ستاد صادرات، ستاد دولت و مؤسسات عمده مالى رابطه بحرانى و مخاطرهآميز نخواهند داشت.
چرا منطق ارتباط سازمانها و محيط آنها بايد اينچنين مستمرا تحول يابد. بدون شك دلائل مفهومى و دلائل فنى چندى وجود دارد. اما احتمالا يك دليل مهم سنت كاركردگرايان در تحليل سازمانى است. يك تمثيل فوق العاده ساده مىتواند مورد را روشن و حتى اثبات كند. يك قبيله سرخپوست جنوب غربى آمريكا را قبل از ورود مردان سفيد به آمريكا تصور كنيد. اين قبيله در صلح و صفاى كامل زندگى مىكرد، بهترين تبريكات را به كسى كه مىتوانست بارش باران را پيشبينى كند اهداء مىنمود، مشاجرات را حل و فصل كرده و بالاخره يك سنت شفاهى كه گذشته را به حال پيوند مىداد فراهم مىنمود. ناگهان آشوب مىشود: يك قبيله جديد وارد منطقهشده و به جنگ با قبيله ما مىپردازد؟ طى سالهاى نخست دفاع و مبارزه، افتخارات نصيب كسى مىشود كه جنگاور باشد. جنگاوران رياست را تصاحب كرده و شيوه و الگوى فرهنگ قبيله را تعيين مىكنند. آنان در طرد يا سركوبى افراد سركش و مبارزهجو توفيق مىيابند. اما امروزه كه شرايط تغيير كرده است موقعيت دلاوران و جنگجويان تهديد شده است زيرا بدون جنگ هيچ افتخارى نصيب جنگاوران نمىگردد لذا اين مردان جنگاور به ماجراجوئى در محيط مىپردازند تا آنكه به تحدى و مبارزه با ساير قبايل انجامد. در اينصورت اقتدار آنها ايمنى مىيابد. در اين اثناء قبيلهاى كه سابقا در صلح مىزيست به يك قبيله جنگاور، توسعه طلب و تهديد گر كه حتى بدنبال تصرف سرزمينهاى جديد و منابع نوين براى حمايت از فراساختار نظامى برآمده است تبديل مىشود. ساير قبائل بايد ناگزير يا سازش نموده و يا به جنگ برخيزند.
از ديد يك كاركردگرا كه به مطالعه قبيله مذكور مىپردازد ساختار اجتماعى قبيله نوعى ساختار كاركردى است يعنى نظاميگرى تسلط داشته و محيط قبيله خصم قبيله