دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٩٢ - اوی
اوی
نویسنده (ها) :
جعفر اسحاقی تیموری
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اوی، یا اُی، نوعی مسكن متحرك كه از روزگار كهن میان اقوام كوچرو در آسیای مركزی و فلات پامیر رواج داشته است و اكنون نیز میان ایلات و عشایر ترك و تركمن به كار میرود. اوی واژهای مغولی است. تركمنهای یموت آن را «چاتمه»، و شاهسونها و قره داغیها به تناسب ساختمان و بزرگی و كوچكی و ترتیبات داخلی، «چاتما»، «كومه» و «آلاچیق» میخوانند (اندروز، ١٢٦؛ وامبری، ٧٤، ٢٠٤؛ شاهسوند، ٢٢٨- ٢٢٩؛ دربارۀ پیشینۀ تاریخی آن، نک : گلی، ٣٠٦؛ لوگاشوا، ٥٩؛ مرگان، ١/ ١٤١).
اوی از یك اسكلت چوبی كروی شكل با پوشش نمدی تشكیل میشود. آن را در زمینی باز و معمولاً بر سطحی بلندتر از زمین اطراف برپا میكنند (كسراییان، تصویر ٦٥؛ معینی، ٩٤؛ پوركریم، ٣٩؛ مشیری، ١٤٣) تا از باران و جانوران موذی در امان بماند. غیر از چوب و پشم، از موی بز و یال و دم اسب نیز در ساختمان آن استفاده میشود (همانجا؛ وامبری، ٤٠٢؛ پوركریم، همانجا).
برپاسازی اوی برعهدۀ زنان است. در محل مورد نظر نخست چارچوب ورودی آن را به سمت جنوب برپا میدارند و سپس قطعات اسكلت را دایره وار در آنجا نصب میكنند (شریعتزاده، ١/ ٨١-٨٦، ٨٨؛ گلی، ٣٠٤، ٣٠٦؛ لوگاشوا، مشیری، همانجاها) و روی آن را با نمد میپوشانند. نمدها معمولاً ٧ قطعهاند كه آنها را با طنابهای پهن و مخصوصی به نام «قولانگ» به چوبهای دیوارۀ اوی یا تارم میبندند. با یك قطعه نمد دیگر كه دایره شكل و موسوم به «سِرْپِك» یا «سرفك» است، قسمت مركزی و بالایی اوی را كه «توی نوك» نام دارد، میپوشانند (پوركریم، ٣٩-٤٠؛ شریعتزاده، ١/ ٨٤-٨٥، ٩٨). برای جلوگیری از نفوذ رطوبت و حشرات، كف داخل اوی را با گیاهی به نام «قلدرقن»، و اطراف آن را با كنارههای قالیباف فرش میكنند (گلی، ٣٠٦-٣٠٧؛ برای ساختمان و اجزاء اوی، نک : همو، ٣٠٤، ٣٠٦؛ شریعتزاده، ١/ ٨١-٨٢؛ پوركریم، لوگاشوا، همانجاها).
ساخت و شكل اوی و كاربرد آن از قدیم تا امروز تغییر چندانی نکرده است (همانجا). اوی به لحاظ اندازه به دو نوع بزرگ و كوچك تقسیم میشود: گروهی از دامداران تركمن، اوی بسیار بزرگی به نام «اولاكن اوی»، و گروهی دیگر كه همواره با دامها حركت میكنند، اوی بسیار كوچكی به نام «گتیمكه» دارند (شریعتزاده، ١/ ٩٩). اوی از نظر سفیدی و سیاهی و تازگی و كهنگی نیز به «آق اوی» و «قره اوی» تقسیم میشود. آق اوی را بیشتر برای مهمانان یا عروس و داماد برپا میدارند. قره اوی همان آق اوی كهنهای است كه بر اثر گرد و غبار و باران نمدهای سفید آن به تدریج به رنگ قهوهای یا سیاه درآمده است (وامبری، همانجا؛ اندروز، ١٢٦-١٢٧؛ پوركریم، ٤١؛ شاهسوند، ٢٢٦؛ لوگاشوا، ٦٠).
این نوع مسكن بدان سبب كه به سادگی برپا و جمع و حمل میشود، با نیازهای اقتصادی و اجتماعی كوچنشینان و دامداران متناسب است. هر اوی معمولاً به یك خانواده تعلق دارد و از مجموع چند اوی كه دارای روابط و پیوندهای خویشاوندی و اقتصادی هستند، یك «اوبه» تشكیل میشود كه دارای چراگاه و زمینی معین به نام «یورت» است. «اوبه» را كوچكترین واحد تولید، و «اوی» را كوچكترین واحد مصرف در جامعۀ تركمن به شمار میآورند (پوركریم، ٣٩؛ شریعتزاده، ١/ ٨٠؛ گلی، همانجا؛ لوگاشوا، ٥٨؛ نخجوانی، ٢/ ٦٥-٦٧؛ كمالی، ٦٠، ٧٧- ٧٨). دهكدههای اوینشین با تأثیرپذیری از نظام چادرنشینی شكل میگیرد و كوچه و خیابان ندارند، ولی هر اوی با فاصلۀ معین از دیگری برپا میشود. در حریم هر اوی، یك كِتِك (مرغداری)، تِلَر (تختی با پایههای گلی یا چوبی برای خواب در تابستان)، تَفَر یا انباری موقت برای نگهداری كاه، یرمبار یا اَمبار چكُرُ (انباری زیرزمینی برای ذخیرۀ جو و گندم)، تام (كلبهای خشتی یا گلی برای میهمان)، و تام دریا (تنورِ پخت نان) قرار دارد (شریعتزاده، ١/ ٨٠، ١٠٠-١٠٣؛ بیگدلی، ٣٨٨). شمار اویها در هر اوبه با ازدواج مردان افزوده میشود (آیرونز، ٨٩؛ شریعتزاده، ١/ ٩٨-٩٩؛ گلی، ٣٠٧). گاهی نیز بخشی از اوی را با پردۀ مخصوصی به نام «توتی» جدا میكنند تا تازه داماد در آن به سر برد (همانجا).
تزیین و تقسیمبندی داخل اوی كه وابسته به فرهنگ كوچنشینی تركمانان دامدار است، به دست زنان انجام میگیرد (شریعتزاده، ١/ ٨٠-٨١؛ وامبری، ٤٠٢). هراوی از یك بخش مردانه در سمت راست، و یك بخش زنانه در سمت چپ تشكیل میشود (لوگاشوا، ٦٠-٦١). مهمترین ابزار داخل اوی عبارتند از: «ایك سِلك» یا توبرۀ مخصوص ابزار پخت نان، «دَرق» یا ابزارِ شانه كردن پشم، اسباب خیاطی و آرایش، ظروف آشپزی، ابزار تهیه و نگهداری لبنیات، قالیچه و نمد، اجاق و چِلَك یا بشكۀ آب و غیره (شریعتزاده، ١/ ٩٦- ٩٨). هر یك از این ابزارها و اسباب به گونهای خاص چیده، و طبقهبندی میشوند (پوركریم، همانجا؛ شریعتزاده، ١/ ٩٦). در كنار در و داخل اوی اجاقی برای پختن غذا و نان و گرم كردن خانه میسازند (گلی، همانجـا؛ برای تفصیل بیشتر، نک : بیگدلی، همانجا؛ شریعتزاده، ١/ ٩٥-٩٦).
اوی را در روز خوش شگونی كه معمولاً هفتم هر ماه است، با مراسم خاصی برپا میكنند (گلی، ٣٠٤-٣٠٦؛ شریعتزاده، ١/ ٩٨- ٩٩) و صاحب آن گوسفندی قربان كرده، غذای مخصوصی به نام «چِكْدرمه» پخته، به مهمانان میدهد (همانجا). برچیدن اوی سادهتر است و این كار را در یك ربع ساعت انجام میدهند (فریزر، ٤٢٠؛ شاهسوند، ٢٢٧). اوی را معمولاً با شتر یا ارابۀ مخصوص حمل میكنند (پوركریم، ٤٠-٤١). امروزه به سبب تحولات فرهنگی و اقتصادی و گسترش زندگی شهرنشینی، از شمار اوی كه از مظاهر اصیل و سنتی زندگی تركمانان است، بسیار كاسته شده است. در چند دهۀ اخیر، تركمنها به ساخت خانههای ثابت تشویق شدهاند (مشیری، ١٤٤). در حال حاضر حدود ١٪ واحدهای مسكونی دشت تركمن از نوع اوی است كه تنها در میان دامداران كوچرو یموت رواج دارد (بیگدلی، همانجا؛ گلی، ٣٠٧- ٣٠٨؛ كمالی و عسگری، ١٠٩).
مآخذ
آیرونز، ویلیامز، «تنظیم و تحدید جمعیت از راههای اجتماعی و ... »، ترجمۀ بابك قهرمان، مردمشناسی و فرهنگ عامۀ ایران، تهران، ١٣٥٣ ش، شم ١؛
اندروز، پیتر، «آلاچیق و كومه: چادرهای نمدی آذربایجان»، ترجمه و تلخیص صدیقه مصطفوی و ابراهیم سلیمانی، همان، ١٣٥٦ ش، شم ٣؛
بیگدلی، محمدرضا، تركمنهای ایران، تهران، ١٣٦٩ ش؛
پوركریم، هوشنگ، «اینچه بورون»، هنر و مردم، تهران، ١٣٤٧ ش، شم ٧٣؛
شاهسوند بغدادی، پریچهره، بررسی مسائل اجتماعی، اقتصادی و سیاسی ایل شاهسون، تهران، ١٣٧٠ ش؛
شریعتزاده، علی اصغر، مجموعه مقالات مردمشناسی، تهران، ١٣٦٢ش؛
فریزر، جیمز میلی، سفرنامه، ترجمۀ منوچهر امیری، تهران، ١٣٦٤ش؛
كسراییان، نصرالله و زیبا مرعشی، عشایر ایران، تهران ١٣٧٢ش؛
كمالی، محمدشریف، «ریشهیابی تركمنهای یموت»، مجموعه مقالات مردمشناسی، تهران، ١٣٦٢ ش، ج ٢؛
همو و اصغر عسگری خانقاه، ایرانیان تركمن، تهران، ١٣٧٤ ش؛
گلی، امین، تاریخ سیاسی و اجتماعی تركمنها، تهران، ١٣٦٦ش؛
لوگاشوا، بیبی رابعه، تركمنهای ایران، ترجمۀ سیروس ایزدی و حسین تحویلی، تهران، ١٣٥٩ ش؛
مرگان، ژاك، ایران، مطالعات جغرافیایی، ترجمۀ كاظم ودیعی، تبریز، ١٣٣٨ ش؛
مشیری، رحیم، جغرافیای كوچنشینی، تهران، ١٣٧٢ ش؛
معینی، اسدالله، جغرافیا و جغرافیای تاریخی گرگان و دشت، تهران، ١٣٤٤ ش؛
نخجوانی، محمد بن هندوشاه، دستور الكاتب، به كوشش عبدالكریم علی اوغلیزاده، مسكو، ١٩٧٦ م؛
وامبری، آرمینیوس، سیاحت درویشی دروغین، ترجمۀ فتحعلی خواجه نوریان، تهران، ١٣٣٧ ش.
جعفر اسحاقی تیموری