دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٧٢ - استخاره
استخاره
نویسنده (ها) :
عبدالامیر سلیم
آخرین بروز رسانی :
دوشنبه ١٩ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِسْتِخاره، عنوانی عام برای آنگونه از آداب دينی كه با انجام دادن آنها، شخص انتخاب احسن را از خداوند میطلبد. استخاره در لغت، طلب و خواستن بهترين در امری است (نك: ابنمنظور، ذيل خير)، اما در اصطلاح دينی، واگذاردن انتخاب به خداوند در كاری است كه انسان در انجام دادن آن درنگ و تأمل دارد. گاه در روايات، استخاره مشاورهای با خداوند دانسته شده است (مثلاً نك: برقی، ٥٩٨؛ ابن بابويه، ١/ ٥٦٢). در منابع دينی از ديرگاه دربارۀ استخاره گفت و گو شده، و برای آن، آدابی از دعا، نماز و ذكر بيان گرديده است. استخاره كردن در امری كه در شرع، حكمی روشن دارد، روا نيست و تنها در كارهای مباح يا در انتخاب ميان دو مستحب، نيكو و پسنديده است (نك: ابن طاووس، ١٦٧- ١٦٨، ١٧٢ به بعد؛ ابن حجر، ١١/ ١٥٤).
از برخی روايات چنين برمیآيد كه در دورۀ پيش از اسلام، نوعی «استخاره از الله» در ميان عرب معمول بوده است (نك: ابن سعد، ٨/ ١٧١؛ ابوالفرج، ١٩/ ٩٢)، ولی دربارۀ چگونگی آن شرحی داده نشده است. از نخستين نمونههای عمل به استخاره در دورۀ اسلامی روايتی از حضرت علی (ع) است، مبنی بر اينكه چون پيامبر (ص) وی را به يمن فرستاد، او را بر بهكارگيری استخاره، آنگاه كه تصميمگيری دشوار گردد،ترغيب كرد (طوسی، امالی، ١/ ١٣٥). همچنين به هنگام رحلت حضرت رسول (ص) و بروز اختلاف نظر ميان صحابه در كيفيت دفن آن حضرت، بهدنبال دو كس فرستادند كه يكی به شيوۀ مكيان زمين را میشكافت و يكی بهروش مدنيان لحد میساخت؛ آنگاه عبارت «اللهم خِرْلِرَسولِك» را بر زبان آوردند و امر را بر آن نهادند كه هر يك زودتر رسد، روش او را بهكار بندند (نك: ابن سعد، ٢(٢)/ ٧٤- ٧٥؛ ابن ماجه، ١/ ٤٩٦؛ نيز نك: مجلسی، ٢٢/ ٥١٨، ٥٢٩). استخاره و طلب كردن بهترين از خداوند نزد مذاهب گوناگون اسلامی امری پسنديده شمرده شده، و در اين باره احاديثی چند از پيامبر (ص) و ائمۀ اطهار (ع) نقل شده است (نك: احمد بن حنبل، ١/ ١٦٨؛ برقی، ٥٩٨ -٥٩٩ ).
در حديثی نبوی به روايت جابر به چگونگی نماز استخاره پرداخته شده است. در اين حديث كه از منابع اساسی در مباحث فقهی مربوط به نماز استخاره بهشمار میآيد، دعای ويژهای نيز برای تعقيب اين نماز آمده است (مثلاً نك: احمد بن حنبل، ٣/ ٣٤٤؛ بخاری، ٧/ ١٦٢؛ ترمذی، ٢/ ٣٤٥-٣٤٦). در منابع اماميه به علاوه، احاديث ديگری به نقل از ائمه(ع) در آداب نماز استخاره آمده است (نك: كلينی، ٣/ ٤٧٠ به بعد؛ ابن بابويه، ١/ ٥٦٢ -٥٦٣؛ طوسی، تهذيب...، ٣/ ١٧٩ به بعد). نماز استخاره نزد فقيهان از نمازهای مستحب يا مسنون شمرده شده است (مثلاً نك: ابن ادريس، ١/ ٣١٣؛ سيد بكری، ١/ ٢٥٧). بهاتفاق مذاهب فقهی، نماز استخاره دو ركعت است و بنا بر قول مشهور نزد مذاهب گوناگون، بهتر آن است كه در قرائت اين نماز پس از فاتحۀ الكتاب، در ركعت نخست سورۀ كافرون و در ركعت دوم سورۀ اخلاص خوانده شود (مثلاً نك: غزالی، ١/ ١٨٥؛ نووی، «الاذكار»، ٣/ ٣٥٤؛ ابن عابدين، ١/ ٥٠٦؛ بدون تصريح به ترتيب: كلينی، ٣/ ٤٧٢؛ ابن بابويه، ١/ ٥٦٢). در يك روايت امامی نيز قرائت سوره های حشر و رحمن در ركعت نخست و سورههای معوذتين و اخلاص در ركعت دوم توصيه شده است (نك: كلينی، ٣/ ٤٧٠؛ طوسی، همان، ٣/ ١٨٠). افضل آن است كه نماز استخاره در اماكن مقدس چون مساجد و مشاهد گزارده شود (نك: شهيد اول، ذيل نماز استخاره؛ نيز نك: عوفی، ١/ ٢١٠ ). در روايات اماميه، نمونههايی از توصيه به اقامۀ اين نماز در مسجد النبی(ص) (كلينی، ٣/ ٤٧١) و نيز بهجای آوردن آداب استخاره در مشهد امام حسين (ع) (حميری، ٢٨) وارد شده است.
علاوه بر استخاره با گزاردن نماز، استخاره به معنی دعا به درگاه خداوند و طلب بهترين، در فرهنگ اسلامی جايگاه ويژهای داشته است؛ گفتنی است كه ابن ادريس (١/ ٣١٤) با ياد كردن اين نكته كه استخاره در زبان عرب اساساً به معنای دعاست ،بر اين جايگاه تأكيدی ويژه داشته، و بر لزوم پيراستن سنت استخاره از زوائد توصيۀ اكيد كرده است (نيز نك: سطور بعد). دعای ٣٣ از صحيفة سجاديه نيايشی برای استخاره است و در آن از خداوند درخواست میشود تا آنچه مشيت و خواستۀ حق است، الهام فرمايد. در جوامع روايی به آداب و سنن استخاره پرداخته شده، و رواياتی در اين باب به نقل از پيامبر اكرم و ائمۀ اطهار گردآوری شده است (نك: شوكانی، ١٨٩-١٩٠؛ حرعاملی، ٣/ ٢٠٤-٢٢١؛ مجلسی، ٨٨/ ٢٢٢-٢٤٢). آثار مستقلی نيز بهخصوص از سوی عالمان امامی در موضوع استخاره تأليف شده است كه از آن ميان می توان به طور خاص كتاب فتح الابواب از ابن طاووس را ياد كرد ( برای كتابشناسی اين آثار، نك: خفاف، ٤٧- ٥٥؛ نيز برای يك تأليف كهن با عنوان الاستخارة و الاستشارة، نك: نووی، تهذيب...، ١(٢)/ ٢٥٦).
گفتنی است كه در برخی منابع علاوه بر نماز استخاره و دعا، به روشهای خاصی نيز در اين مورد اشاره شده كه گاه سنديت آنها مورد بحث و تأمل بوده است:
١. استخاره به قرآن
نخست بايد به روايت اليسع قمی از امام صادق (ع) اشاره كرد كه به موجب آن شخص استخاره كننده به هنگام آماده شدن و قيام برای نماز، مصحف را میگشايد و به نخستين امری كه در آن می بيند، عمل میكند (طوسی، تهذيب، ٣/ ٣١٠؛ كفعمی، ٣٩١، بدون اشاره به نماز ). در شيوهای ديگر كه طبرسی بدون ذكر مستند، آن را آورده است، شخص پس از بهجای آوردن نماز مخصوص و دعا، مصحف را می گشايد و ٧ برگ را شمرده، پاسخ خود را در برگ هفتم و سطر يازدهم می جويد (نك: طبرسی، حسن، ٣٢٤؛ نيز ابن طاووس، ٢٧٧). از اشارات جسته و گريخته در منابع برمیآيد كه چنين روشهايی نزد گروههايی از اهل سنت نيز تداول داشته است (مثلاً نك: همو، ١٥٦، به نقل از دعوات مستغفری؛ ابن حاج، ١/ ٢٧٨؛ زبيدی، ٢/ ٢٨٥-٢٨٦).
در حديثی از امام صادق (ع) از تفأل به قرآن كريم نهی شده است (كلينی، ٢/ ٦٢٩) و گاه در بيان وجه آن چنين گفتهاند كه مراد از تفألِ منهی ، استفسار و پيش بينی حوادث آينده به قرآن است، يا اينكه در نهی نظر به تشبه به مردم جاهليت در تفأل و تطيّر بوده است. ملاك نهی هرچه باشد، برخی از علما سعی داشتهاند تا فرقهايی را ميان تفأل به قرآن و استخاره به آن قائل شوند (مثلاً نك: فيض، ٥/ ١٤١٦-١٤١٧). گفتنی است كه برخی از عالمان اهل سنت نيز با پرداختن به مسألۀ تفأل به قرآن، آن را به دور از سنت دانسته، و مورد نقد قرار دادهاند (ابن حاج، زبيدی، همانجاها).
٢. استخاره با رقاع
در يكی از روشهای استخاره با رقاع دو دستور «اِفْعَل » و «لا تَفْعَل » بر دو رقعه نوشته میشود و استخاره كننده با بهجای آوردن آدابی خاص يكی از آن دو را بر می دارد و به مقتضای آن عمل می كند (نك: كلينی، ٣/ ٤٧٣؛ طوسی، همان، ٣/ ١٨٢؛ نيز نك: طبرسی،احمد،٣١٤). در روشی ديگر ٦ رقعه بهكار میرود و آنچه در ٣ رقعه متفقاً دستور «افعل» آيد، بدان عمل میشود (نك: كلينی، ٣/ ٤٧٠؛ طوسی، همان، ٣/ ١٨١؛ نيز نك: طبرسی، حسن، ٢٥٦). روايت نخست بدون ضبط اسناد به يكی از ائمه(ع) منسوب گرديده، و روايت دوم از امام صادق(ع) نقل شده است. ابن ادريس (١/ ٣١٣-٣١٤) و محقق حلی (ص ٣٠٤) استخاره با رقاع را مورد انتقاد قرار داده، و برگرفته از اخبار غيرمعتبر دانستهاند. شيخ مفيد نيز بر شذوذ اين اخبار و ضعف اسناد آن اشاره نموده است (نك: ص ٢١٩). برخی نيز چون علامۀ حلی (١/ ١٢٨) و شهيد اول (همانجا) اين انتقاد را وارد ندانسته اند .
٣. استخاره با سبحه (تسبيح)
در اين نوع استخاره، پس از خواندن دعايی مخصوص، به اندازۀ يك قبضه از تسبيح را جدا كرده، دانه ها را دو دو میشمارند؛ در صورتی كه بازمانده يك باشد، امر مورد نظر را خوب میانگارند. برپايۀ آنچه شهيد اول (همانجا) يادآور شده، اين نوع «استخاره به عدد» در سدههای نخستين اسلامی رواج نداشته است؛ تنها ابن طاووس (٢٧٢-٢٧٣) بر پايۀ روايتی كه از امام غايب (ع) نقل كرده، استناد اين سنت را به ائمه (ع) باز گردانيده است (نيز نك: كفعمی، ٣٩١-٣٩٢؛ صاحب جواهر، ١٢/ ١٧٢-١٧٣).
مآخذ
ابن ادريس، محمد، السرائر، قم، ١٤١٠ق؛
ابن بابويه، محمد، من لايحضره الفقيه، به كوشش علیاكبر غفاری، قم، جماعۀ المدرسين؛
ابن حاج، محمد، المدخل، قاهره، ١٤٠١ق/ ١٩٨١م؛
ابنحجر عسقلانی، احمد، فتحالباری، بولاق، ١٣٠١ق؛
ابنسعد، محمد، كتاب الطبقات الكبير، بهكوشش زاخاو و ديگران، ليدن، ١٣٢١ق؛
ابن طاووس، فتح الابواب، بهكوشش حامد خفاف، قم، ١٤٠٩ق؛
ابن عابدين، محمد، ردالمحتار، بولاق، ١٢٧٢ق؛
ابن ماجه، محمد، سنن، بهكوشش محمد فؤاد عبدالباقی، قاهره، ١٩٥٢-١٩٥٣م؛
ابن منظور، لسان؛
ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، بولاق، ١٢٨٥ق؛
احمد بن حنبل، مسند، قاهره، ١٣١٣ق؛
بخاری، محمد، صحيح، استانبول، ١٣١٥ق؛
برقی، احمد، المحاسن، به كوشش جلالالدين محدث ارموی، تهران، ١٣٢٨ش؛
ترمذی، محمد، سنن، بهكوشش احمد محمد شاكر و ديگران، قاهره، ١٣٥٦ق/ ١٩٣٧م؛
حر عاملی، محمد، وسائل الشيعة، بيروت، ١٣٩١ق؛
حميری، عبدالله، قرب الاسناد، تهران، ١٣٦٩ق؛
خفاف، حامد، مقدمه بر فتحالابواب (نك: هم ، ابن طاووس)؛
زبيدی، محمد، اتحاف السادة المتقين، قاهره، ١٣١١ق؛
سيدبكری، ابوبكر، اعانة الطالبين، قاهره، ١٣٥٦ق؛
شوكانی، محمد، تحفة الذاكرين، بيروت، عالمالكتب؛
شهيد اول، محمد، الذكری، چ سنگی، ١٢٧١ق؛
صاحب جواهر، محمدحسن، جواهر الكلام، بيروت، ١٤٠١ق/ ١٩٨١م؛
صحيفة سجاديه؛
طبرسی، احمد، الاحتجاج، بهكوشش محمدباقر خرسان، نجف، ١٣٨٦ق/ ١٩٦٦م؛
طبرسی، حسن، مكارم الاخلاق، بهكوشش محمد حسين اعلمی، بيروت، ١٣٩٢ق/ ١٩٧٢م؛
طوسی، محمد، امالی، بيروت، ١٤٠١ق/ ١٩٨١م؛
همو، تهذيب الاحكام، بهكوشش حسن موسوی خرسان، نجف، ١٣٧٩ق؛
علامۀ حلی، حسن، مختلف الشيعة، تهران، ١٣٢٣ق؛
عوفی، محمد، لباب الالباب، به كوشش ادوارد براون، ليدن، ١٣٢٤ق/ ١٩٠٦م؛
غزالی، محمد، احياء علومالدين، قاهره، ١٢٨٩ق؛
فيض كاشانی، محمدمحسن، الوافی، اصفهان، ١٤٠٦ق؛
كفعمی، ابراهيم، المصباح، تهران، ١٣٤٩ش؛
كلينی، محمد، الكافی، بهكوشش علیاكبر غفاری، تهران، ١٣٩١ق؛
مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بيروت، ١٤٠٣ق/ ١٩٨٣م؛
محقق حلی، جعفر، المعتبر، چ سنگی، ١٣١٨ق؛
مفيد، محمد، المقنعة، قم، ١٤١٠ق؛
نووی، يحيی، «الاذكار»، همراه الفتوحات الربانية ابن علان، بيروت، ١٣٩٨ق/ ١٩٧٨م؛
همو، تهذيب الاسماء و اللغات، قاهره، ١٩٢٧م.
عبدالامير سليم