دائرة المعارف بزرگ اسلامی
(١)
ابن ابی جراده
١ ص
(٢)
ابراهیمیه اباضیه
٢ ص
(٣)
ابراهیم بن اسماعیل دیباج
٣ ص
(٤)
ابراهیم بن ابی بکر بن ابی سمّال
٤ ص
(٥)
اباظه
٥ ص
(٦)
آیین نامه
٦ ص
(٧)
آیه الله
٧ ص
(٨)
آیواز
٨ ص
(٩)
جن
٩ ص
(١٠)
آوار
١٠ ص
(١١)
ابالیش
١١ ص
(١٢)
جعفربای
١٢ ص
(١٣)
جلالوند
١٣ ص
(١٤)
جلیلوند
١٤ ص
(١٥)
جمشیدزایی
١٥ ص
(١٦)
جمعه بازار
١٦ ص
(١٧)
جمعیت
١٧ ص
(١٨)
جوانمرد قصاب
١٨ ص
(١٩)
جادو
١٩ ص
(٢٠)
جاف
٢٠ ص
(٢١)
جاط
٢١ ص
(٢٢)
جاکی
٢٢ ص
(٢٣)
جانکی
٢٣ ص
(٢٤)
جاوید
٢٤ ص
(٢٥)
جباره
٢٥ ص
(٢٦)
جبال بارزی
٢٦ ص
(٢٧)
جبیرات
٢٧ ص
(٢٨)
جت،
٢٨ ص
(٢٩)
جریده
٢٩ ص
(٣٠)
ترکاشوند
٣١ ص
(٣١)
ترکمن، قوم
٣٢ ص
(٣٢)
ترنابازی
٣٣ ص
(٣٣)
تسبیح
٣٤ ص
(٣٤)
تشرف، آیین
٣٥ ص
(٣٥)
تعاون، واژه ای
٣٦ ص
(٣٦)
تعبیر خواب
٣٧ ص
(٣٧)
تعزیهنامه
٣٨ ص
(٣٨)
تعزیه
٣٩ ص
(٣٩)
تعزیهخوانی
٤٠ ص
(٤٠)
تعویذ
٤١ ص
(٤١)
تفأل و تطیر
٤٢ ص
(٤٢)
تقدیر
٤٣ ص
(٤٣)
تکلو
٤٤ ص
(٤٤)
تکیه
٤٥ ص
(٤٥)
توپکانلو
٤٦ ص
(٤٦)
توغ
٤٧ ص
(٤٧)
تیموری
٤٨ ص
(٤٨)
جهاز
٤٩ ص
(٤٩)
جهانبگلو
٥٠ ص
(٥٠)
جهیزیه
٥١ ص
(٥١)
چالانچی
٥٢ ص
(٥٢)
چادرنشینی
٥٣ ص
(٥٣)
چادر
٥٤ ص
(٥٤)
چایخانه
٥٥ ص
(٥٥)
چاووش و چاووشی
٥٦ ص
(٥٦)
چراغانی
٥٧ ص
(٥٧)
چرام
٥٨ ص
(٥٨)
چشمزخم
٥٩ ص
(٥٩)
چشمههای مقدس
٦٠ ص
(٦٠)
چعب
٦١ ص
(٦١)
چهارشنبهسوری
٦٢ ص
(٦٢)
چهارلنگ
٦٣ ص
(٦٣)
چگنی
٦٤ ص
(٦٤)
چل سرو
٦٥ ص
(٦٥)
چله
٦٦ ص
(٦٦)
چنار
٦٧ ص
(٦٧)
چهل کلید، جام
٦٨ ص
(٦٨)
حاج علیلو
٦٩ ص
(٦٩)
اثاث
٧٠ ص
(٧٠)
اچکزی
٧١ ص
(٧١)
پهلوان
٧٢ ص
(٧٢)
پیران
٧٣ ص
(٧٣)
پیلهوری
٧٤ ص
(٧٤)
پیوک*
٧٥ ص
(٧٥)
تابوت
٧٦ ص
(٧٦)
تاتار
٧٧ ص
(٧٧)
تات
٧٨ ص
(٧٨)
تابوتگردانی
٧٩ ص
(٧٩)
تاجیک
٨٠ ص
(٨٠)
تاک
٨١ ص
(٨١)
تبار*
٨٢ ص
(٨٢)
تبرک
٨٣ ص
(٨٣)
تخته حوضی*
٨٤ ص
(٨٤)
تخت خوانی*
٨٥ ص
(٨٥)
تحویل
٨٦ ص
(٨٦)
تربت
٨٧ ص
(٨٧)
امام خوانی
٨٨ ص
(٨٨)
ام صبیان
٨٩ ص
(٨٩)
انبیاخوانی
٩٠ ص
(٩٠)
انار
٩١ ص
(٩١)
اوی
٩٢ ص
(٩٢)
اویغور
٩٣ ص
(٩٣)
اهل هوا
٩٤ ص
(٩٤)
ایام المعجوز
٩٥ ص
(٩٥)
ایل
٩٦ ص
(٩٦)
ایلات خمسه
٩٧ ص
(٩٧)
ایلسون
٩٨ ص
(٩٨)
اینالو
٩٩ ص
(٩٩)
بابا احمدی
١٠٠ ص
(١٠٠)
ابراهیم قزوینی
١٠١ ص
(١٠١)
حجله عزا
١٠٢ ص
(١٠٢)
حجله عروس
١٠٣ ص
(١٠٣)
بابان
١٠٤ ص
(١٠٤)
باجلوند
١٠٥ ص
(١٠٥)
باجلان
١٠٦ ص
(١٠٦)
باچوانلو
١٠٧ ص
(١٠٧)
باران خواهی
١٠٨ ص
(١٠٨)
بارزانی
١٠٩ ص
(١٠٩)
بارکزایی
١١٠ ص
(١١٠)
بازگیر
١١١ ص
(١١١)
باسک
١١٢ ص
(١١٢)
ابّار
١١٣ ص
(١١٣)
حسنوند
١١٤ ص
(١١٤)
احمد بن علویه
١١٥ ص
(١١٥)
باصری
١١٦ ص
(١١٦)
باطل سحر
١١٧ ص
(١١٧)
باله وند
١١٨ ص
(١١٨)
بامدی
١١٩ ص
(١١٩)
بامری
١٢٠ ص
(١٢٠)
باویه
١٢١ ص
(١٢١)
باوی
١٢٢ ص
(١٢٢)
بتر
١٢٣ ص
(١٢٣)
بجنگ
١٢٤ ص
(١٢٤)
بچاقچی
١٢٥ ص
(١٢٥)
بختک
١٢٦ ص
(١٢٦)
بخت گشایی
١٢٧ ص
(١٢٧)
بختی
١٢٨ ص
(١٢٨)
بدوح
١٢٩ ص
(١٢٩)
براهویی
١٣٠ ص
(١٣٠)
بربری
١٣١ ص
(١٣١)
بردالعجوز
١٣٢ ص
(١٣٢)
بزچلو
١٣٣ ص
(١٣٣)
بزکشی
١٣٤ ص
(١٣٤)
بست
١٣٥ ص
(١٣٥)
بگ زاده
١٣٦ ص
(١٣٦)
بکشلو
١٣٧ ص
(١٣٧)
بلباس
١٣٨ ص
(١٣٨)
بلوچ
١٣٩ ص
(١٣٩)
بلوط
١٤٠ ص
(١٤٠)
بله برون
١٤١ ص
(١٤١)
بند بازی
١٤٢ ص
(١٤٢)
بویر احمدی
١٤٣ ص
(١٤٣)
بهارلو
١٤٤ ص
(١٤٤)
بهاروند
١٤٥ ص
(١٤٥)
بهتویی
١٤٦ ص
(١٤٦)
بهداروند
١٤٧ ص
(١٤٧)
بهمنگان
١٤٨ ص
(١٤٨)
بهمئی
١٤٩ ص
(١٤٩)
بی بی
١٥٠ ص
(١٥٠)
بیرانوند
١٥١ ص
(١٥١)
بیگدلی
١٥٢ ص
(١٥٢)
پاپی
١٥٣ ص
(١٥٣)
پادنگ
١٥٤ ص
(١٥٤)
پازوکی
١٥٥ ص
(١٥٥)
پاگشا
١٥٦ ص
(١٥٦)
پدر سالاری
١٥٧ ص
(١٥٧)
پرده خوانی
١٥٨ ص
(١٥٨)
پرسه
١٥٩ ص
(١٥٩)
پری
١٦٠ ص
(١٦٠)
پری خوانی
١٦١ ص
(١٦١)
پزشکی اسلامی
١٦٢ ص
(١٦٢)
پشتون، قوم
١٦٣ ص
(١٦٣)
پماک
١٦٤ ص
(١٦٤)
پنج تن
١٦٥ ص
(١٦٥)
پنجه
١٦٦ ص
(١٦٦)
پنجۀ مریم
١٦٧ ص
(١٦٧)
ارگبا
١٦٨ ص
(١٦٨)
اساریر
١٦٩ ص
(١٦٩)
اسب دوانی
١٧٠ ص
(١٧٠)
استاجلو
١٧١ ص
(١٧١)
استخاره
١٧٢ ص
(١٧٢)
استسقا
١٧٣ ص
(١٧٣)
اسباب خانه
١٧٤ ص
(١٧٤)
اسفند
١٧٥ ص
(١٧٥)
حسین کرد شبستری
١٧٦ ص
(١٧٦)
حنا
١٧٧ ص
(١٧٧)
حیدرانلو
١٧٨ ص
(١٧٨)
حیدرلو
١٧٩ ص
(١٧٩)
خالکوبی
١٨٠ ص
(١٨٠)
خان
١٨١ ص
(١٨١)
آشپزی
١٨٢ ص
(١٨٢)
خرما*
١٨٤ ص
(١٨٣)
خزل
١٨٥ ص
(١٨٤)
خلج
١٨٦ ص
(١٨٥)
خلعت
١٨٧ ص
(١٨٦)
خانواده
١٨٨ ص
(١٨٧)
ختم*
١٨٩ ص
(١٨٨)
ختنه سوران*
١٩٠ ص
(١٨٩)
ختنه
١٩١ ص
 
٠ ص
١ ص
٢ ص
٣ ص
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص

دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٣٨ - تعزیهنامه

تعزیه‌نامه


نویسنده (ها) :
علی میرانصاری
آخرین بروز رسانی :
یکشنبه ٧ مهر ١٣٩٨
تاریخچه مقاله

تَعْزیه‌نامه، کلام منظومی است که هنگام اجرای نمایش سنتی ایرانی (تعزیه)، مورد استفادۀ بازیگران، برای مرثیه خوانی و یا گفت و گو با یکدیگر قرار می گیرد تا واقعۀ کربلا و شهادت امام حسین(ع) که موضوع اصلی نمایش است، بهتر نمایان گردد.

تاریخچه

سرودن نخستین تعزیه‌نامه ظاهراً با اجرای اولین تعزیه در ایران هم‌زمان است، ولی به درستی روشن نیست که اجرای نخستین تعزیه درچه زمانی صورت گرفته است. بسیاری براین باورند که تعزیه ریشه درنمایش‌واره های مذهبی درایران پیش ازاسلام داشته، و بعدها در دوران صفویه، حیاتی دوباره یافته است (نک‌ : چلکوفسکی، «گفت‌وگو...»، ١٤؛ بیضایی، نمایش...، ٣٠-٣١؛ یارشاطر،١٢٧-١٣٥؛ ملک‌پور، ١/ ٢١١-٢١٣). نوشته‌های جهانگردان و یا سیاست‌پیشگانی که درسده‌های ١٠-١٢ق/ ١٦-١٨م، از ایران بازدید کرده اند، مؤید این معناست که حکومت صفویه در ایجاد و تحول تعزیه به شکل کنونی و تحول آن، نقشی مؤثر داشته‌اند (نک‌ : ملک‌پور، ١/ ٢١٣،٢٢٩؛ مسعودیه، ١/ ١٠).
تعزیه با گذر از دورۀ صفویه و زندیه، در دورۀ قاجار به اوج تحول و تکامل خود رسید (بکتاش، ٧؛ شهیدی ، پژوهشی...، ٧٦-٨١ ، ١١١-١١٩؛ چلکوفسکی، «کتاب‌شناسی»، ٣٦٥-٣٧٦). بدین ترتیب، تعزیه در شمار پدیده‌هایی است که در گذار از سده های متمادی، تحول یافته، و تعزیه نامه هم به دنبال تحول تعزیه ، دگرگونیهایی پذیرفته است. ظاهراً کهن‌ترین تعزیه‌نامۀ موجود، در عصر کریم‌خان زند تدوین شده است (محجوب، ١٨٧-١٨٨).
تعزیه نامه در دورۀ قاجار، رشد کیفی یافت. در همین دوره بسیاری از تعزیه‌نامه‌ها تدوین شد و به چاپ رسید (کالمار، ٤٩؛ همایونی، «سیر...»،٩٣). تعزیه نامه ها در آغاز بسیار ساده بود و فقط در یک یا دو روز (تاسوعا و عاشورا) از سال اجرا می‌شد، ولی از دوران زندیه به این سو، در تمام ١٠ روز اول محرم و نیز برخی دیگر از ایام مذهبی سال، مانند روز شهادت امام علی(ع) به اجرا درمی‌آمد (چلکوفسکی، «تعزیه...»، ١٩؛ شهیدی، پژوهشی، ٧٤).
اجرای تعزیه در مقیاس گسترده، سبب استفادۀ پی درپی از تعزیه‌نامه‌ها و نسخه‌برداری مکرر از آنها شد و این امر سبب آشفتگی، تحریف و اختلاط بخشهایی از تعزیه‌نامه‌ها با یکدیگر شد (همان، ١٢٧، ١٣١). ظاهراً این آشفتگی در زمان امیر کبیر(مق‌ ١٢٦٨ق) به اوج خود رسیده بود، زیرا امیر از شهاب اصفهانی (دربارۀ او، نک‌ : خیام‌پور، ٢/ ٥١٧) خواست تا ١٢ مجلس از وقایع کربلا را منظوم سازد و بدین‌سان از آشفتگیها بکاهد (آدمیت، ٣٢١). به هر تقدیر تعزیه نامه در حرکت رو به رشدِ خود، دچار تغییرات و تحولاتی شد که از جملۀ آنها، کاهش آواز و کلام یک نفره و کاسته شدن از گفت و گو‌های طولانی و ملال‌آور بود که به دنبال خود، حرکت و عمل را بر گفتار چیرگی داد (شهیدی، همان، ٧٤-٧٥، ٥٦١-٥٦٢).

سرایندگان

شمار موضوع‌ تعزیه‌نامه‌های موجود، به بیش از ١٠٠ می‌رسد (محجوب، ١٨٥؛ ملک‌پور، ١/ ٢٢٩). تنها شماری از سرایندگان این آثار شناخته شده، و اکثر آنها ناشناخته مانده است. علت این ناشناختگی به نظر برخی (صیاد، «ب») آن است که تعزیه نویس از ابتدا در فکر ایجاد یک اثر ادبی نبوده است که بخواهد نام خود را در پای آن ثبت کند. به نظر برخی دیگر سبب این امر آن است که تعزیه نویس در واقع همان تعزیه ـ گردان بوده که در زمان اجرای تعزیه، متون نمایشی را فی‌البداهه می‌سروده، و در اختیار بازیگران قرار می‌داده است (ملک‌پور، همانجا؛ آرین‌پور، ١/ ٣٢٣؛ همایونی، تعزیه...، ٢٦٨). همچنین توجه تعزیه‌سرا به کسب اَجر اُخروی و نه اشتهار دنیوی، و ترس از تکفیر از سوی علمایی که تعزیه را مردود یا مکروه می‌شمردند، نیز از جمله علل ناشناختگی تعزیه‌سرایان به شمار می‌آید و نکتۀ آخر آنکه تعزیه نامه در طول زمان، آن چنان دچار دستخوش تغییروتبدیل می شد که اطلاق نام سرایندۀ واحد بر آن امکان نداشت (همان، ٢٦٦، ٢٦٨؛ ممنون،١٦؛ شهیدی، پژوهشی، ٥١١-٥١٣). به هر روی، نام شماری ازتعزیه سرایان مشهورکه برخی از آنان تعزیه گردان هم بوده‌اند، در منابع ثبت شده است، مانند خواجه حسین علی خان، که در دربار فتحعلی‌شاه و محمد شاه قاجار معین‌البکا بود (خوجکو، ١١٦؛ ممنون، ١٥)، سید مصطفى کاشانی(میرعزا)، میرزا باقر(معین البکا) و میرزا محمد‌تقی‌خان، معروف به تعزیه گردان (برای آگاهی از این افراد و دیگر تعزیه سرایان، نک‌ : ممنون، ١٥-١٦؛ شهیدی، همان، ٥١١-٥١٤، «دگرگونی...»،٨٤، «تعزیه‌ها...» ١٢٨، ١٣٢؛ نیز نک‌ : همایونی، همان، ٢٦٦-٢٦٧؛ ملک‌پور، همانجا؛ فقیهی، ١/ ٢٥٠؛ منزوی، خطی، ٦/ ٤٤٤٣؛ آستان قدس، ٧/ ٦٦٥؛ ملک، ٢/ ١٥٦؛ صیاد، «الف» ـ «ب»).

موضوعات و مضامین

با گسترش تعزیه نامه ها و تحول و دگرگونی در آنها ، موضوع شهادت امام حسین (ع) نقش محوری یافت و داستانهایی که موضوعشان مقدم بر واقعۀ عاشورا و یا بر گرفته از آن بود، به صورت دوایر متحدالمرکزی پیرامون محور اصلی (عاشورا) قرار گرفت، موضوعاتی مانند رحلت پیامبر(ص) و یا اسارت اهل بیت(ع) در روز عاشورا (هنوی، ٢٥٨). به موازات آنکه تعزیه پایگاه جدید اجتماعی یافت، تعزیه‌نامه‌ها نیز در اشکال، موضوعات و مضامینِ خود دستخـوش تغییر شدنـد. موضوعات جدیـد، عبارت بود از: الف ـ «واقعه» ، تعزیه نامه‌هایی که به شهادت و به خصوص شهادت امام حسین(ع) و یارانش در صحرای کربلا مربوط می‌شد، مثل تعزیۀ «هفتاد و دو تن»؛ ب ـ «پیش واقعه»، تعزیه‌نامه‌های فرعی که دربارۀ یک «واقعه» نوشته می‌شد، مانند پیش واقعۀ «عباس هندو» که معمولاً پیش از واقعۀ «شهادت حضرت عباس (ع)» اجرا می شد؛ ج ـ «گوشه»، شبیه‌هایی بودند بیشتر دارای داستانی مستقل، غیرمذهبی و غیر‌مرتبط با کربلا و عاشورا با غلبۀ عنصر طنز در آنها، مانند «شست بستن دیو» (ملک‌پور، ١/ ٢٤٢-٢٤٣؛ بیضایی، گوشه‌ای...،٨٣؛ شهیدی، «دگرگونی»، ٧٢-٧٣، پژوهشی،٢٦٢).
تنوع اشکال تعزیه‌نامه‌ها، همچنین سبب ورود موضوعات جدید به این‌گونه آثار شد و آن را به موضوعات تاریخی (امیر تیمور و والی شام)، افسانه‌ای (جابلقا و جابلسا) و اساطیری (قصاب جوانمرد)، تقسیم کرد (نک‌ : همان، ٢٦١-٢٦٣؛ همایونی، «سیر»، ٩٢؛ آرین‌پور، ١/ ٣٢٤). موضوعات جدید نیز دست تعزیه نویس را برای استفاده از مضامین نو باز گذاشت و به وی امکان داد تا مضامینی از ایران باستان، فرهنگ زردشتی و فولکلور ایرانی (مانند سنّت حنا بستن در تعزیۀ «حضرت قاسم»)، فرهنگ مسیحی (تعزیۀ «وهب») و فرهنگ یهودی (تعزیۀ «چهار مرغ») را در آثارشان وارد کنند (کالمار، ٦٨، ٩٧؛ فتحعلی بیگی، ٣٧، ٣٩، ٤١، ٤٩، ٥٠، ٥٢؛ ملک‌پور، ١/ ٢٣٠؛ شهیدی، همانجا، نیز «تعزیه‌ها»، ١٢٢؛ همایونی ، «تحلیلی...»، ٣٧-٣٨؛ چلکوفسکی، «گفت‌و‌گو»، همانجا).

ویژگیهای ادبی

اشعار تعزیه‌نامه‌ها به لحاظ شیوایی و فصاحت دارای پست و بلند بسیار است (برای اطلاعات بیشتر، نک‌ : شهیدی، پژوهشی، ٥٤٤ بب‌ ). این ویژگی دوگانه، سبب داوریهای مختلف و گاه متضاد شده است؛ از جمله زرین‌کوب یک بار (نک‌ : نه شرقی...، ٤٨٥)، شیوۀ ترکیب و بیان این اشعار را «خشن و ساده و ابتدایی» می خواند و در جایی دیگر (شعر...، ١٨٧) اشاره می‌کند که تعزیه‌نامه‌ها دارای «اشعار خوب» نیز هستند که می‌تواند منشأ تحولات هنری شود. ویژگیهای ادبی متون تعزیه نامه از این جنبه قابل بررسی است:

الف‌ ـ قالبهای شعری

بیشترین قالب مورد استفـاده در تعزیه ـ ‌نامه‌ها، قالب مثنوی است، به ویژه در آثار قدیمی. از دورۀ ناصری به بعد، مسمط، ترجیع‌بند ، مستزاد و رباعی هم مورد استفادۀ تعزیه‌سرایان قرار می‌گیرد (شهیدی، همان، ٥٨٦-٥٧١، «دگرگونی»، ٨١، «تعزیه‌ها»، ١٢٥).

ب ـ صناعات ادبی

از میان صنایع ادبی، «تضمین» بیش از دیگر صنایع مورداستفاده قرار دارد و تعزیه‌سرا، به تضمین اشعار سعدی و حافظ توجهی خاص دارد. از دیگر صنایع مورد استفادۀ تعزیه‌سرا صنایع اقتباس، تلمیح، المام، براعت استهلال، تشابه الاطراف، استقبال، لف و نشر، تجنیس، تنسیق الصفات، سیاقة الاعداد، و ایهام قابل ذکر است (صیاد، «ب»؛ شهیدی،پژوهشی، ٥٠١، ٥٥٧-٥٥٨، ٥٧٣-٥٧٨، «دگرگونی»، ٨٥، «تعزیه‌ها»، ١٢٢، ١٢٨، ١٢٩، ١٣٢).

ج ‌ـ بحور عروضی

تعزیه نامه‌ها معمولا در بحور عروضی پذیرفته شدۀ شعر فارسی عرضه می‌شدند (ساتن، ٢٣١). از میان بحور مختلف، بحر مجتث ، بیشترین بسامد را در متون تعزیه دارد و پس از آن، رمل، مضارع، هزج، متقارب و خفیف، از بحور مورد استفاده بود (برای اطلاعات بیشتر، نک‌ : شهیدی، پژوهشی، ٥٦٤-٥٦٨، «دگرگونی»، ٩٠، «تعزیه‌ها»، ١١٩؛ هنوی ، ٢٦١؛ ساتن، ٢٣١-٢٥٥، ٢٥٦).

ویژگیهای زبانی

زبان تعزیه نامه، زبانی است روشن، ساده، صمیمی و دارای ویژگیهای نمایشی که بی هیچ تعقیدی، برای همگان قابل فهم است. سادگی زبان در این آثار چند دلیل عمده دارد، از جمله آنکه تعزیه نامه تنها برای خواندن، سروده نمی‌شد؛ بلکه جنبۀ اجرایی و نمایشی آن، بیشترمورد توجه بود؛ از این‌رو سراینده مجبور به استفاده از زبانی بود که بتوان با آن، ارتباطی نزدیک با مخاطب (مردم کوچه و بازار) برقرار کرد. سادگی زبان، آن چنان صمیمیتی میان تعزیه سرا و مردم بر قرار می‌ساخت که در مواردی، عامۀ مردم برخی از ظرایف زبان فارسی (مانند عبارات مصطلح و ضرب‌المثلها) را در پرتو شنیدن تعزیه نامه‌ها و تماشای تعزیه فرا می‌گرفتند (کالمار، ٩٣؛ چلکوفسکی، «گفت‌و‌گو»، ٨٣؛ ملک‌پور، ١/ ٢٣٥-٢٣٦، به نقل از گوبینو؛ ساتن، ٢٤٥؛ برای اطلاعات بیشتر، نک‌ : همایونی، تعزیه، ٣١٤ بب‌ ؛ شهیدی، پژوهشی،٥٣٤-٥٣٩؛ صیاد، «ب»).
تعزیه‌نامه‌ها به لحاظ زبانی دارای ویژگیهای دیگری نیز بودند، از جمله: داشتن لغات و اصطلاحات عامیانه همراه واژگان یا در کنار واژگان ادبی، مانند «گل‌سر سبد»؛ اصطلاحات و کلمات خاص تعزیه (تغییر کلمات بر حسب ضرورت)، مانند «شرار» به جای «شریر»؛ اصطلاحات، مفردات و ترکیبات درباری و نظامی و اداری، مانند «فرمان همایون» و «توپ»؛ و ترکیبات عربی(غافر الذنوب)، ترکی (قالوب غریب...)، کلمات فارسی و خارجی متداول جدید (آمار، فامیل) و یا گویشهای محلی (حسن و حسین و فاطمه براره) از گویش مازندرانی (شهیدی، همان، ٥٣٩-٥٤٤).

منابع ادبی

بسیاری از متون ادبی ـ مذهبی به ویژه آنها که از دورۀ صفویه به بعد، تصنیف و یا تألیف گردیده اند ، مورد استفادۀ تعزیه سرایان بود که از آن جمله‌اند:

الف ـ مقتلها و سوگ‌نامه‌های داستانی

مانند آثاری که عالمان دینی و ذاکران، اولاً به نثر و ثانیاً به سبک مقاتل و مستند به احادیث و اخبار تألیف کرده اند. آثاری مانند جلاءالعیون علامۀ مجلسی و نوحة‌الاحزان محمد یوسف دهخوارقانی(شهیدی، همان، ٤٩٩)؛ یا داستانهایی که به نثر و گاه آمیخته به نظم نوشته شده است، مانند روضة‌الشهداء کاشفی و تحفة‌الذاکرین بیدل (همان، ٤٩٩-٥٠٠؛ ملک‌پور، ١/ ٢١٣-٢١٤؛ ساتن، ٢٥٠، ٢٥٢؛ هنوی، ٢٥٨)؛ و نیز آثاری که جنبه‌های قصه‌پردازی و نمایشی آنها بر وجوه روایتی غلبه دارد. بسیاری از جُنگها و سفینه‌ها و مجموعه‌هایی که تا‌کنون چاپ نشده‌اند، دارای این ویژگی هستند (شهیدی، همان، ٥٠٠-٥٠٦).

ب ـ منظومه‌های نیمه نمایشی

از شاعران ساده گوی دوران صفویه به بعد که بسیاری از اشعار آنها، عیناً و یا با اندکی تغییر در تعزیه‌نامه‌ها درج شده است، مانند مدایح و مناقبی که حسن کاشی سروده‌ است (همان، ٥٠٦-٥١٠)؛ سوگ‌نامه‌هایی که از سدۀ ٥ و ٦ق/ ١١ و ١٢م در ادب فارسی وارد شده است، مانند برخی سروده های سنایی غزنوی و قوامی رازی (همان، ٥٠٧)؛ مرثیه‌هایی که دارای بار احساسی بسیار است و شاعر با استفاده از کلمات عاطفی به بر انگیختن احساسات خواننده و یا شنونده می‌پردازد، مانند مرثیه‌های محتشم کاشانی و صباحی بید‌گلی (شهیدی، هنوی، همانجاها؛ محجوب، ١٨٥؛ نیز نک‌ : اقبال،٢٧٩-٢٩٣).

ج ـ حماسه‌های منظوم مذهبی

که در بحر متقارب سروده شده، و شرح دلاوریهای پیامبر (ص) و امام علی(ع) و حمزۀ سیدالشهدا ست. از جملۀ این آثار است: حملۀ حیدری باذل مشهدی و خاوران‌نامۀ ابن حسام خوسفی (شهیدی، همان، ٥١٠-٥١١؛ ملک‌پور، ١/ ٢١٣-٢١٤؛ نیز نک‌ : گلچین معانی، ١٩٣-٢٠٣).

دست‌نویس، چاپ و ترجمه

اجرای مداوم و مستمر تعـزیه، سبب نسخه برداریهـای مکرر از متون تعـزیه نامه ها شـده است؛ به گـونه‌ای که هم اینک رونوشت بسیـاری ازآنها به شکل دست‌نویس در گوشه و کنار، از جمله در کتابخانه‌ها یافت می‌شود (نک‌ : منزوی، فهرستواره، ١/ ٣٠٢). در این میان، مجموعـۀ کتـابخانۀ واتیکـان، قابل توجـه است (نک‌ : عنـاصـری، سراسر اثر). برخـی از این آثار تاکنـون به شکل مجموعـه‌هایی بـه چاپ رسیـده، و حتى به زبـانهای فرانسه، انگلیسـی، آلمانی و ایتالیایی ترجمه شده‌اند، مانند مجموعه‌های خوجکو، پلی، لیطن و چرولی (نک‌ : ملک‌پور، ١/ ٢٣٠؛ باستان، ١٥؛ مسعودیه، ١/ ٢٩-٣١).

مآخذ

آدمیت، فریـدون، امیرکبیر و ایران، تهـران، ١٣٦٢ش؛
آرین‌پور، یحیى ، از صبا تا نیما، تهران، ١٣٧٢ش؛
آستان قدس، فهرست؛
اقبال، زهرا، «مرثیه سرایی در عهد قاجار»، تعزیه هنربومی پیشرو ایران، به کوشش پیتر چلکوفسکی، ترجمۀ داوود حاتمی، تهران، ١٣٦٧ش؛
باستان، نصرت‌الله، «شبیه خوانی و تعزیه‌خوانی»، خوشه، ١٣٤٦ش، شم‌ ‌٨؛
بکتاش، مایل وفرخ غفاری، تئاتر ایرانی، تهران، ١٣٥٠ش؛
بیضایی، بهرام، نمایش در ایران، تهران، ١٣٧٩ش؛
همو، «گوشه‌ای از تاریخ نمایش در ایران»، آرش، تهران، ١٣٤٠ش، شم‌ ١؛
چلکوفسکی، پیتر، «تعزیه، نمایش بومی پیشرو ایران»، «کتاب‌شناسی»، تعزیه هنربومی پیشرو ایران، ترجمۀ داوود حاتمی، تهران، ١٣٦٧ش؛
همو، «گفت‌ وگو»، تماشا، تهران، ١٣٥٥ش، س٦، شم‌ ٢٧٦؛
خوجکو، آلکساندر، «تئاتر ایرانی»، ترجمۀ حلال ستاری، فصل‌نامه تئاتر، تهران، ١٣٦٩ش، شم‌ ٩-١٠؛
خیام‌پور، عبدالرسول، فرهنگ سخنوران، تهران، ١٣٧٢ش؛
زرین‌کوب، عبدالحسین، شعر بی دروغ، شعر بی نقاب، تهران، ١٣٦٣ش؛
همو، نه شرقی نه غربی، تهران، ١٣٥٣ش؛
ساتن، الول، «منابع ادبی تعزیه»، تعزیه هنربومی پیشرو ایران، ترجمۀ داوود حاتمی، تهران، ١٣٦٧ش؛
شهیدی، عنایت‌الله، پژوهشی در تعزیه و تعزیه‌خوانی، تهران، ١٣٨٠ش؛
همو، «تعزیه‌ها و لزوم گردآوری وتدوین وتصحیح وبازسازی آنها»، تعزیه و تئاتر در ایران، به کوشش لاله تقیان، تهران، ١٣٧٤ش؛
همو، «دگرگونی و تحول در ادبیات و موسیقی تعزیه»، تعزیه هنر بومی پیشرو ایران، ترجمۀ داوود حاتمی، تهران، ١٣٦٧ش؛
صیاد، پرویز، مقدمه بر متن تعزیۀ حر منسوب به مصطفى کاشانی، تهران، ١٣٥٠ش؛
عناصری، جابر، فهرست توصیفی نمایشنامه‌های مذهبی ایران، تهران، ١٣٦٨ش؛
فتحعلی‌بیگی، داوود، «همزیستی ادیان توحیدی درقلمروتعزیه»، پل فیروزه، تهران، ١٣٨٢ش، س٣، شم‌ ١٠؛
فقیهی،علی اصغر، تاریخ جامع قم، قم، ١٣٥٠ش؛
کالمار، ژان، «بانیان تعزیه‌خوانی»، ترجمۀ جلال ستاری، دربارۀ تعزیه و تئاتر، به کوشش لاله تقیان، تهران، ١٣٧٤ش؛
گلچین معانی، احمد، «حماسه‌های دینی»، نامۀ آستان قدس، ١٣٤٤ش، س ٦، شم‌ ٢٢ و ٢٣؛
محجوب، محمدجعفر، «تأثیر تئاتر اروپایی و نفوذ روشهای نمایشی آن در تعزیه»، تعزیه هنر بومی و پیشروایران، ترجمۀ داوود حاتمی، تهران، ١٣٦٧ش؛
مسعودیه، محمد‌تقی، موسیقی مذهبی ایران، تهران، ١٣٦٧ش؛
ملک، خطی؛
ملک‌پور، جمشید، ادبیات نمایشی ایران، تهران، ١٣٦٣ش؛
ممنون، پرویز، «در جست‌ و جوی شاعران و کاتبان تعزیه»، تماشا، تهران، ١٣٥٦ش، شم‌ ٣٤٥؛
منزوی، خطی؛
همو، فهرستوارۀ کتابهای فارسی، تهران، ١٣٨٢ش؛
همایونی، صادق، «تحلیلی از تعزیۀ عروسی قاسم»، تعزیه هنر بومی پیشرو ایران، ترجمۀ داوود حاتمی، تهران، ١٣٦٧ش؛
همو، تعزیه در ایران، شیراز، ١٣٨٠ش؛
همو، «سیر تکامل تعزیه‌های ایرانی»، کاوه، تهران، فروردین، ١٣٥٢ش؛
هنوی، ویلیام، «صورت خیال قالبی در تعزیه»، تعزیه هنر بومی پیشرو ایران، ترجمۀ داوود حاتمی، تهران، ١٣٦٧ش؛
یارشاطر، احسان، «تعزیه و آیین سوگواری در ایران قبل از اسلام»، همان.

علی میرانصاری