دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٣٨ - بلباس
بلباس
نویسنده (ها) :
معصومه ابراهیمی
آخرین بروز رسانی :
شنبه ٣١ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
بِلْباس، نام کهن یکی از ایلات و نیز اتحادیهای از ایلات کرد پراکنده در نواحی کردستان ایران و عراق.
خاستگاه قومی
برخی بلباسها را از طایفۀ بزرگ روژکی (بدلیسی، ٤٦٧؛ عزاوی، ٢ / ١٠٣-١٠٤؛ ایرانیکا)، و برخی دیگر آنها را با عشایر مُکری (عشایر کرد ساکن جنوب دریاچۀ اورمیه) از یک منشأ میدانند (سوآن، «سفر...»، ٣٧٥-٣٧٦؛ نیکیتین، ١٦٤-١٦٥). نیکیتین بلباسها و مکریها را با مردم طوایف ببه یا بابا (بابان از کردهای کرمانج، ساکن شهرزور و سلیمانیه: مردوخ کردستانی، ١ / ٧٨؛ نیز نک : ه د، بابان) خویشاوند دانسته است (همانجا). بابانی در سیر الاکراد نسب فرمانروایان بلباس را به پاشایان بابان میرساند (ص ١٧٢)، درصورتی که مؤلف تاریخ مشاهیر کرد، بابانیها را منشعب از بلباس میداند (مردوخ روحانی، ٣(٢) / ٤٥٩).
ساختار ایلی
در سدههای پیشین سازمان ایل بلباس از ١٢ طایفه تشکیل شده بود که بدلیسی از ١٠ طایفۀ آن به نامهای کلهچیری، خربیلی، بالکی، خیارطی، کوری، بریشی، سُکری، کارسی، بیدوری و بلاکردی نام برده است (ص ٤٧٤). بعدها ائتلافی میان ایل بلباس با چند گروه ایلی دیگر شکل گرفت. قدیمترین سندی که به این ائتلاف اشاره میکند، تقریر الحدود اثر درویش پاشاست که عزاوی به نقل از آن مینویسد: ایلات و طوایف منگور، مامش، پیران، سن و رمک (یا رامک) با قبیلۀ بلباس اتحادیۀ ایلی بلباس را تشکیل دادند (٢ / ١١١-١١٢؛ نیز نک : ادمندز، ٢٢٠؛ طبیبی، ٤٦٢؛ نیکیتین، همانجا). منابع متأخر چند ایل و طایفۀ دیگر مانند کبائز ( ایرانیکا)، اجاق کاخِدِری (نیکیتین، همانجا؛ نک : طبیبی، همانجا، که آن را اجاق کاخِدِل آورده است) و کاک آقاعثمان (مشیرالدوله، ١٤٧) را نیز به اتحادیۀ بلباس اضافه کردهاند. مینورسکی اجاق کاخدری را در زمرۀ این اتحادیه آورده، اما سن و رامک را در ائتلاف بلباس به شمار نیاورده است (.(EI٢
اتحادیۀ بلباس حتی در دورۀ آغاز شکلگیری و همبستگی میان ایلات تشکیلدهندۀ آن از نظام سیاسی منسجمی برخوردار نبوده است و طوایف آن همواره به جنگ با یکدیگر و غارت اموال هم مشغول بودند (پُرتر، II / ٤٧٠؛ ایرانیکا). ظاهراً از دورۀ قاجار به این سو رشتۀ پیوند میان اعضای این اتحادیه رفته رفته به سستی میگراید؛ چنانکه به گزارش فریزر که در نیمۀ سدۀ ١٣ق به کردستان سفر کرده بود، در ١٢٥٠ق / ١٨٣٤م برخی ایلات از اتحادیه جدا میشوند و تنها پیران، منگور و مامش باز میمانند (نک : ایرانیکا). امروزه دیگر اتحادیهای به نام بلباس وجود ندارد و این ٣ ایل نیز هر یک ایلی مستقل به شمار میروند.
پراکندگی
بزرگْ ایل بلباس در استانهای سلیمانیه، اربیل عراق و در شمال غربی ایران پراکنده بودند (عزاوی، ٢ / ١٠١). در ایران بلباسها در مناطق کوهستانی دو سوی رودخانۀ لاوین (آبهای بخش علیای رود زاب)، ساوجبلاغ مکری (مهاباد کنونی)، جنوب دریاچۀ اورمیه، لاهیجان (پسوۀ امروزی، ده مرکزی دهستان لاهیجان شرقی بخش مرکزی شهرستان پیرانشهر) و اشنویه پراکندهاند. گروهی از طوایف سن و رامک و اجاق کاخدری نیز در سلیمانیه ورانیۀ عراق و در ترکیه ساکن هستند (مردوخ کردستانی، ١ / ٨١؛ ادمندز، ٢٢٠-٢٢٢؛ کیهان، ٢ / ١٧٦؛ کریمی، ١٤٨؛ افشار، ٢٩٥؛ عزاوی، ٢ / ١٢٠-١٢٢؛ نیز نک : ه د، منگور، مامش، پیران).
جمعیت، مذهب و معیشت
آمار دقیقی از جمعیت ایل بلباس، پیش از ائتلاف و تشکیل اتحادیۀ بلباس در دست نیست. زینالعابدین شیروانی در بستان السیاحه جمعیت آنها را در نیمۀ اول سدۀ ١٣ق، ٢٠هزار خانوار آورده است (ص ١٦٥)، درحالیکه فریزر در نیمۀ همان سده جمعیت بلباسها (شامل ایلات پیران، منگور و مامش) را روی هم کمتر از دو هزار خانوار تخمین زده است (نک : ایرانیکا). مشیرالدولۀ تبریزی جمعیت بلباسها را در اوایل سلطنت ناصرالدین شاه حدود ٨٠٠‘٢ خانوار آورده است (همانجا).
بلباسها شافعی مذهبند (زینالعابدین، همانجا؛ سوآن، «گزارش...»، ٤٥) و از راه گلهداری، پرورش اسب و گاو، و زراعت گندم، جو، توتون و برنجکاری روزگار میگذرانند (سرشماری...، ٥٩-٦١؛ راسخ، ١٢٢).
پیشینۀ تاریخی
بلباسها در میان ایلات و طوایف کرد به چپاول و غارت دام و اموال ایلات و طوایف دیگر و همسایگان خود شهرت داشتهاند. ازاینرو، در تاریخ کردستان همواره از آنان به عنوان مردمانی خشن و خونریز یاد کردهاند (سوآن، همانجا؛ پرتر، II / ٤٦٩؛ زینالعابدین، همانجا؛ نیکیتین، .(١٦٥ بلباسها با شورشهای مکرر خود همواره موجب نگرانی حاکمان وقت منطقه بودهاند (پرتر، II / ٤٧٠؛ مردوخ کردستانی، ٢ / ١٤٥). قدرت بلباسها به حدی بود که سلیمان قانونی (سل ٩٢٦-٩٧٤ق) سلطان عثمانی با تطمیع سران برخی از ایلات و طوایف کرد، از جمله بلباس، موفق به دستیابی به سرزمین بدلیس شد (بدلیسی، ٤٧٠-٤٧١). رؤسای بلباس که ملقب به مَزین (بزرگ) بودند، اغلب به صورت موروثی بر طوایف بلباس حکومت میکردند (.(EI٢ برخی از رؤسای مهم بلباس مانند شیخ امیر بلباسی، ابراهیم بیک، قاسمبیک، علاءالدوله آغای بلباسی و شاه حسین آقا مهردار که در سدههای ١٠ و ١١ق میزیستند، از بزرگان و امرای دولت صفوی به شمار میرفتند. ابراهیمبیک بلباسی سالها سرحددار و حاکم سیستان و بلوچستان نیز بوده است (بدلیسی، ٢٦٤، ٤٧١-٤٧٣).
در دورۀ شاه عباس صفوی کردهای مکری را همواره برای فرونشاندن شورشهای بلباسها و جنگ با آنها آماده نگاه میداشتند (سوآن، «سفر»، .(٣٧٥-٣٧٦ در ١١٢٣ق / ١٧١١م، زمان سلطنت شاه سلطان حسین صفوی (١١٠٥-١١٣٥ق / ١٦٩٤-١٧٢٣م)، حسن پاشا، وزیر عثمانی در حمایت از کردهای بابان با بلباسها جنگید و آنها را درهم شکست (عزاوی، ٢ / ١٠٥-١٠٦) و در ١١٥٨ق / ١٧٤٥م زمان نادرشاه افشار (١١٤٨-١١٦٠ق / ١٧٣٥-١٧٤٧م) بلباسها به اورمیه و توابع آن حمله کردند و سرانجام، در برابر قوای نادرشاه شکست خوردند (مفتون، ٢٧٥؛ افشار، ٨٣-٨٤؛ محبوبی، ٨٤). بلباسها با ایلات افشار و جوانشیر در اورمیه و مراغه سالها درگیر جنگ و ستیز بودند، و بارها توسط حاکمان وقت سرکوب شدند (افشار، ١٦٠، ١٦٤، جم ؛ محبوبی، ١٢٤-١٢٥، جم ).
در زمان زندیه، بلباسها از اطاعت کریمخان که آذربایجان را تصرف کرده بود، سرتافتند و همین امر باعث شد که فتحعلیخان افشار ارشلو، حاکم اورمیه با سپاهی در حدود ٥ هزار نفر به بلباسها بتازد. بلباسها در این جنگ شکست خوردند و ٣ هزار تن از آنها اسیر شدند (ابوالحسن مستوفی، ٢١٨-٢١٩). یکی دیگر از وقایع مهم در تاریخ حیات اتحادیۀ بلباس شرکت ٠٠٠‘١نفر از مردان آن به سرکردگی باپور آقا منگور در میهمانی احمدخان مقدم، حاکم مراغه در ١١٩٠ق / ١٧٧٦م بود که به نیرنگ احمدخان تمامی افراد بلباس در آن میهمانی کشته شدند (افشار، ١٨٩-١٩٠؛ محبوبی، ١٠٣).
از وقایع برجستۀ دیگر شرکت بلباسها به سرکردگی حمزه آقامنگور در شورش شیخ عبیدالله شمزینی، رئیس طریقت نقشبندیه در ١٢٩٧ق / ١٨٨٠م است. بلباسها در این شورش سالها با حکومت محلی آذربایجان جنگیدند و سرانجام، با کشته شدن حمزه آقا به دست امیرنظام گروسی در ١٢٩٨ق بهسختی شکست خوردند (افشار، ٥٧١-٥٧٢؛ محبوبی، ١٣٢-١٣٣؛ برای اطلاع از دیگر درگیریهای بلباس، نک : مروارید، ٧٧٤-٧٧٦).
در آغاز جنگ جهانی اول بلباسها به همراهی قوای عثمانی و شبه نظامیان کرد به غرب ایران حمله، و تبریز را به مدت یک ماه اشغال کردند. در ١٩١٥م با ورود سپاه روس به اورمیه، بلباسها به تپههای مجاور فرار کردند ( ایرانیکا).
مآخذ
ابوالحسن مستوفی، گلشن مراد، به کوشش غلامرضا طباطبایی مجد، تهران، ١٣٦٩ش؛
افشار محمودلو، عبدالرشید، تاریخ افشار، به کوشش محمود رامیان و پرویز شهریار افشار، تبریز، ١٣٤٥-١٣٤٦ش؛
بابانی، عبدالقادر، سیر الاکراد، به کوشش محمد رئوف توکلی، تهران، ١٣٤٦ش؛
بدلیسی، شرفخان، شرفنامه، به کوشش محمد عباسی، تهران، ١٣٤٣ش؛
راسخ، شاپور، «جمعیت و گروههای نژادی ایران»، ایرانشهر، تهران، ١٣٤٢ش / ١٩٦٣م؛
زینالعابدین شیروانی، بستان السیاحة، تهران، ١٣١٥ق؛
سرشماری اجتماعی ـ اقتصادی عشایر کوچنده (١٣٧٧ش)، نتایج تفصیلی، کل کشور، مرکز آمار ایران، تهران، ١٣٧٨ش؛
طبیبی، حشمتالله، مقدمه و حاشیه بر تحفۀ ناصریِ میرزا شکرالله سنندجی، تهران، ١٣٦٦ش؛
عزاوی، عباس، عشائر العراق، بغداد، ١٣٦٦ق / ١٩٤٧م؛
کریمی، بهمن، جغرافی مفصل تاریخی غرب ایران، تهران، ١٣١٦ش؛
کیهان، مسعود، جغرافیای مفصل ایران، تهران، ١٣١١ش؛
محبوبی، جمشید، نگاهی به تاریخ و جغرافیای میاندوآب، تکاب و شاهین دژ، تهران، ١٣٧٠ش؛
مردوخ روحانی، بابا، تاریخ مشاهیر کرد، به کوشش ماجد روحانی، تهران، ١٣٧١ش؛
مردوخ کردستانی، محمد، تاریخ، تهران، چاپخانۀ ارتش؛
مروارید، یونس، مراغه، تهران، ١٣٧٢ش؛
مشیرالدوله، جعفر، رسالۀ تحقیقات سرحدیه، به کوشش محمد مشیری، تهران، ١٣٤٨ش؛
مفتون دنبلی، عبدالرزاق، مآثر سلطانیه، به کوشش غلامحسین صدری افشار، تهران، ١٣٥١ش؛
نیز:
Edmonds., C.J., Kurds, Turks and Arabs, London, ١٩٥٧;
EI٢;
Iranica;
Nikitine, B., Les Kurdes, Paris, ١٩٥٦;
Porter, R.K., Travels in Georgia, Persia, Armenia and Ancient Babylonia, London, ١٨٢٢;
Soane, E.B., Report on the Sulaimania and District of Kurdistan, Calcutta, ١٩١٨;
id, To Mesopotamia and Kurdistan in Disguise, London, ١٩١٢.
معصومه ابراهیمی