دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٠٧ - باچوانلو
باچوانلو
نویسنده (ها) :
جعفر اسحاقی تیموری
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
باچْوانْلو، تیرهای از طایفۀ کرد زعفرانلو در شمال خراسان که به کرد قوچان نیز معروفند. زبان اینان کردی کُرمانچی است و به ترکی و فارسی نیز سخن میگویند (میرنیا، ایلها و ... کرد ایران، ٦٤). باچوانلو در منابع به صورتهای مختلف قاچکانلو، باجمانلو، باجخوانلو، باچا و انلو، باچبانلو، باشقانلو، باشکانلو، باشمانلو و باشمانلی نیز آمده است (توحدی، ١/ ٢٨١، ٤٨٥، ٢/ ١٦٣-١٦٤؛ میرنیا، همانجا؛ پاپلی، «مختصری…»، ٥٦٧؛ قدوسی، ٢٢؛ مردوخ، ١/ ٧٩). این تیره اکنون در منطقه، به ویژه در درگز، بیشتر به باچوانلو و باچیانلو معروفند (میرنیا، همان، ٧٧، ایلها و…خراسان، ١١٢).
پیشینۀ تاریخی
کردهای شمال خراسان ازدورۀ شاه اسماعیل صفوی (ﺳﻠ ٩٠٧-٩٣٠ق/ ١٥٠١-١٥٢٤م) به خراسان کوچانده شدند. نخستین گروه مهاجران حدود ٤ هزار خانوار از کردهای صوفیانلو بودند (پاپلی، همانجا). در ١٠١١ق، در دورۀ شاه عباس اول (ﺳﻠ ٩٩٦-١٠٣٨ق/ ١٥٨٨-١٦٢٩م) کردهای چَمِشْگزَک (چامشگزک) به رهبری شاهقلی سلطان در یک گروه ١٥ تا ٤٠ هزار خانواری از نواحی غربی ایران به ورامین، و سپس از آنجا به نواحی شمالی خراسان کوچانده شدند، تا از تاخت و تاز ترکمنها و ازبکها جلوگیری کنند (اعتمادالسلطنه، ١/ ١٥٧؛ مجدالاسلام، ١(٢)٤٨٩؛ ییت، ١٦٥؛ بارتولد، ١٢١). این کردها در خرسان به ٥ شعبه تقسیم میشوند و خورده ایماق یکی از این شعبههاست. باچوانلوها نیز احتمالاً باید از طوایف کوچک این شعبه باشند (مجدالاسلام، همانجا) که همراه با توزانلوها به درۀ درون (حوالی دهستان باچوانلو) کوچانده شدند (میرنیا، ایلها و... کرد ایران، ٨١). از دورۀ نادرشاه افشار (ﺳﻠ ١١٤٨-١١٦٠ق/ ١٧٣٥-١٧٤٧م) رفتهرفته نام زعفرانلو به جای چشمگزک متداول شد (توحدی، ٢/ ١٦٣). به گفتۀ فیلد: زعفوانلو در قوچان و شیروان زندگی میکنند و شمار آنها در قوچان ٥٠ هزار و در شیروان ١٢ هزار تن است که ٤٩ هزار تن از آنها اسکان یافتهاند و ١٣ هزار تن دیگر کوچرو هستند (ص ٢٩٨).
رهبری تیره
پس از مرگ شاه عباس دوم، کردان باچوانلو تحت حمایت قزلباشهای افشار قرار گرفتند و نجات خان افشار رهبری آنها را به عهده گرفت. آنها همراه با ایل افشار در کمک به حکام صفوی و دفاع از سرزمین خراسان با راهزنان و متجاوزان ازبک و ترکمن جنگیدند (قدوسی، همانجا). پس از به قدرت رسیدن نادر شاه افشار، شکر سلطان رهبر این طایفه شد و بالکانلو در نوخندان مرکز تجمع آنان گردید (میرنیا، سردارانی ... ، ١٣٨-١٣٩).
در نبرد با ملک محمود سیستانی، فرمانرواری یاغی خراسان، سواران و جنگاوران باچوانلو نخستین پیروزی رای برای سپاه وی به ارمغان آوردند، اما چندی بعد با نادر به مخالفت برخاستند و سرانجام به کمک طایفۀ قراچورلو را با سپاه او که توسط برادرش ابراهیم خان رهبری میشد، در دامنۀ کوه آلاداغ (بین درگز و قوچان) به نبرد پرداختند و سرانجام نادر خود آنها را با نیروی توپخانه درهم کوبید (همان، ١٠١-١٠٢). پس از آن، کردان باچلوانلو به رهبری نوروز خان بر حکمران درگز شوریدند و تا حدود سال ١٢٥٠ق/ ١٨٣٤م در منطقۀ باچوانلو (یا قاچکانلو)، در حوالی درگز حکمرانی کردند. پس از به قدرت رسیدن سلیمان خان و در دست گرفتن حکمرانی درگز، نوروز خان دستگیر و کشته شد و مناطق باچوانلو و درونگر نوخندان زیر سیطرۀ سلیمان خان درآمد (همان، ١١٢-١١٣).
در دورۀ قاجار، محمدجعفر خان باجمانلو (باچوانلو) از بزرگان کُرمانج (طایفهای کرد) خراسان و از جمله سرداران رضاقلی خان زعفرانلو، در میان باچوانلوها بود (توحدی، ١/ ٢٨١، ٤٨٥). در رمضان ١٣٢٣، ترکمانها به تحریک سالار مفخم بجنوردی، رئیس کردهای شادلو، در حوالی روستای جنگاه، واقع در شمال شیروان به باچونلوها حمله کردند. به دنبال این حمله و غارت، گروهی از مردان باچونلو کشته، و بیش از ٦٠ زن و کودک اسیر ترکمنها شدند و در پی آن نخستین دادگاه رسمی ایران برای رسیدگی به این واقعه و حمایت از اُسرای باچونلو تشکیل شد (همو، ١/ ٤٨٦، ٢/ ١٦٤، ٤/ ٢٤-٣٠). سرانجام، وزارت عدلیه در ١٣٢٥ق/ ١٩٠٧م، رأی خود را به مجازات تحریککنندگان و عوامل این جنایت صادر کرد (همو، ٤/ ٣٠-٣٢).
کوچندگی و دهنشینی
کردان باچونلو در یک صد سال اخیربه تدریج روستانشین شده، و به کشاورزی روی آوردهاند. اکنون تنها گروه کوچکی از دامداران این تیره کوچ میکنند. کوچندگان باچونلوی قوچان، هرساله در اوایل مرداد ماه مناطق سردسیر کوه و درههای سریال و عمارت، واقع در خاور و شمال خاوری قوچان را ترک میکنند و به سوی قشلاق در اراضی پست مراوهتپه (در حاشیۀ رودخانۀ اترک) میروند و تا نیمۀ فروردین در این مناطق گرمسیری به سر میبرند. مسیر کوچ باچونلوها به «راه کوچ» معروف است (پورکریم، ٢٣-٢٦). طول راه کوچ برخی از این کوچندگان در شاه جهان حدود ٢٢٥، و در هزار مسجد ٣٩٥ ﻛﻤ است (پاپلی، کوچنشینی...، ٢٣٥-٢٤٦). کوچندگان در مسیر کوچ منزلگاهایی برای چرای دامهایشان دارند. شورک و تیتکانلو در حوالی قوچان، تکمران و فرق در شیروان، تلتیش و خشتلی در حوالی بجنورد از مهمترین منزلگاههای این عشایر در این کوچراه به شمار میروند (پورکریم، ٢٤). کوچندگان باچونلو در ١٣٥٨ش مجموعاً دارای ٣١ محل قشلاقی و ییلاقی در ترکمن صحرا، هزار مسجد و شاه جهان بودند (پاپلی، همان، ٩٧، ٢٢٨). مناطق سردسیری و گرمسیری دیگر باچونلوها اطراف دولتخانه، حصارچه، چایلی و یکه چنار است. بیشتر روستانشین و کشاورزان باچونلو اکنون در روستاهای قرهچای، نصرآباد، حصاری، دهنه شور، دهنه شیرین از توابع اسفراین و کوههای عمارت قوچان، شاه جهان، کنجور، بجنورد، شیرگاه (ینگی قلعه)، آشخانه و سالوگ سکنى دارند (توحدی، ١/ ٤٨٦، ٢/ ١٦٤؛ پاپلی، همان، ٩٤). روستای دولتخانۀ قوچان و اطراف آن و دهستان باچونلو مرکز اصلی تیرۀ باچونلوست، البته در دهستان باچونلو، طوایف دیگری نیز نشیمن دارند (میرنیا، ایلها و... کردایران، ٧٧، ٧٩-٨١، ٨٧). این دهستان پس از کوچ و اقامت کُردان باچونلو در آن، به این نام خوانده شده است (همو، سردارانی، ١٠١).
جمعیت و فعالیتها
شمار کوچندگان باچوانلو در سرشماری اجتماعی ـ اقتصادی ١٣٦٦ش ٢٥٦ خانوار (٥٦٥‘١ تن) آمده است که ٢٠٣ خانوار از آنان، زمستان را در استان مازندران و ٥٣ خانوار در خراسان میگذرانند (ص ١٤). فعالیت عمدۀ کردهای باچوانلو دامداری، زراعت و صنایع دستی بهویژه قالیبافی است (میرنیا، ایلها و ... خراسان، ١١٢).
مسکن باچونلوها
کوچندگان باچونلو در چادر زندگی میکنند. این چادرها را از چند قطعۀ پارچۀ بافته شده از موی بز میدوزند و در زمینی مستطیل شکل که عرض آن حدود ٤ یا ٥ و طولش حدود ٦ متر است، برپا میدارند. اشیاء و وسایل درون چادر شامل جوالهای جو و آرد گندم، ٧ یا ٨ جهاز شتر، مشک آب، خیک پنیر، چند بسته لحاف و تشک، جوالهای پرنقش و نگار ــ که قند و چای و برخی دیگر از مواد و وسایل مورد نیاز را در آن قرار میدهند ــ و دوک پشم ریسی، ظروف، چند تخته نمد و قالیچه برای نشستن میهمان و وسایل ضروری دیگر است. این اسباب و اشیاء را به ترتیب خاصی در درون چادر میچینند و داخل چادر را با آنها تزیین میکنند. حملونقل این وسایل معمولاً باشتر صورت میگیرد (پورکریم، ٢٧-٢٨).
مآخذ
اعتمادالسلطنه، محمد حسن، مطلع الشمس، تهران، ١٣٦٢ش؛
بارتولد، و. و.، جغرافیای تاریخی ایران، ترجمۀ حمزۀ سردادور، تهران، ١٣٥٨ش؛
پاپلی یزدی، محمدحسین، کوچنشینی در شمال خراسان، ترجمۀ اصغر کریمی، مشهد، ١٣٧١ش؛
همو، «مختصری دربارۀ کوچنشینان شمال خراسان»، مجلۀ دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، مشهد، ١٣٦٢ش، ﺷﻤ ٣ و ٤؛
پورکریم، هوشنگ، «کردان باچونلویی قوچان» هنر و مردم، تهران، ١٣٤٨ش، ﺷﻤ ٨٨؛
توحدی، کلیم الله، حرکت تاریخی کرد به خراسان در دفاع از استقلال ایران، مشهد، ١٣٥٩-١٣٧٣ش؛
سرشماری اجتماعی ـ اقتصادی عشایر کوچنده (١٣٦٦ش)، استان خراسان، مرکز آمار ایران، تهران، ١٣٦٩ش؛
فیلد، هنری، مردمشناسی ایران، ترجمۀ عبدالله فریار، تهران، ١٣٤٣ش؛
قدوسی، محمد حسین، نادر نامه، مشهد، ١٣٣٩ش؛
مجدالاسلام کرمانی، احمد، تاریخ انقلاب مشروطیت ایران، اصفهان، ١٣٥٠ش؛
مردوخ کردستانی، محمد، تاریخ، سنندج، ١٣٥١ش؛
میرنیا، علی، ایلها و طایفههای عشایری خراسان، تهران، ١٣٦٩ش؛
همو، ایلها و طایفههای عشایری کرد ایران، تهران، ١٣٦٩ش؛
همو، سردارانی از ایلات و طوایف، درگز، مشهد، ١٣٦١ش؛
ییت، چارلز ادوارد، سفرنامۀ خراسان و سیستان، ترجمۀ قدرت الله روشنی زعفرانلو و مهرداد رهبری، تهران، ١٣٦٥ش.
جعفر اسحاقی تیموری