دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٣٦ - بگ زاده
بگ زاده
نویسنده (ها) :
جعفر اسحاقی تیموری
آخرین بروز رسانی :
شنبه ٣١ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
بِگزاده، یا بیگزاده، نام یك گروه بزرگ كُرد زبان پراكنده در شمال غرب ایران و مناطقی از سلیمانیه عراق. بگزادهها را یكی از ٥ گروه بزرگان ونجبای كرد دانستهاند (نیكیتین، ٢٨٥).
خاستگاه و پیشینۀ تاریخی
خاستگاه كردهای بگزاده به درستی معلوم نیست. به نظر میرسد كه اصل و ریشۀ بگزادگان ایران و عراق مشترك باشد. اوبن سیاح فرانسوی كه در ١٩٠٦-١٩٠٧م در ایران به سر میبرد، راجع به بگزادههای ایران مینویسد: نسب آنها به پیربوداق فرزند شیرخان (بنیانگذار ساوجبلاغ)، از كردان مُكری آذربایجان میرسد. پیر بوداق دو فرزند به نامهای عبدالعزیز سلطان و عبدالله بیگ داشت. اعقاب عبدالعزیز به خانزاده شهرت یافتند و در شهرها نشیمن گزیدند، و نوادگان عبدالله به بگزاده معروف شدند و در كوهستانها پراكنده گشتند. بگزادگان تا اواسط قرن ١٣ق / ١٩م، رئیس و خان كردهای مكری و حكمران ساوجبلاغ آذربایجان بودند (ص ١١٢-١١٣). گروهی دیگر از بگزادگان نیز كه به بگزادههای هورامان (اورامان) معروفند، اصل و نسب خود را، برخلاف خاندانهای دیگر كُرد، به تهمورث كیانی (پادشاه افسانهای ایران) میرسانند (نک : ادمندز، ١٦٨-١٦٩).
بگزادههای جاف ایران و عراق با چند پشت به «زایربگ» (ظاهربگ) میرسند و نخستین تیره امیران و خانهای عشایر جاف از آنها برخاستهاند (عزاوی، ٢ / ٣٢، ٧٣). ظاهربگ در ١١٨٦ق / ١٧٧٢م همراه با گروهی از جافها كه در جنگ با والیان اردلان شكست خورده بودند، از ایران به «بانی خیلان»، واقع در كناره غربی سیروان عراق، كوچ كردند و تحت حمایت پاشای كرد سلیمانیه درآمدند (زكی، ٣ / ٣٤١؛ ادمندز، ١٥٦؛ نیكیتین، ٣٦٨). رفتهرفته بگزادگان به رهبری ظاهربگ با غلبه بر عشایر بومی منطقه، رهبری جافهای ایران و كردستان عراق را بر عهده گرفتند و بر قدرت و نفوذ جافها افزودند. در این دوره، بگزادهها با نفوذ در میان ایلها و طایفههای دیگر كرد، قدرتمندترین تیرۀ امیران را در میان عشایر كرد عراق و ایران پدید آوردند (ادمندز، ١٥٨، ١٦٣-١٦٤، ٣٦٠). اعتمادالسلطنه نیز بگزادهها را از اعیان، و معتبرترین طوایف جوانرود كردستان دانسته است (٤ / ٢٣٧٨).
سازمان ایلی
برخی از بگزادگان به صورت ایل یا طایفهای مستقل و برخی دیگر به صورت تیره، به طایفهها و ایلهای دیگر كرد پیوستهاند. مثلاً بگزادههایی كه در نوار مرزی ایران با تركیه و عراق در منطقه تَرْگِوَر اورمیه زندگی میكنند، یك طایفه با سازمان ایلی مستقل هستند ( ایرانشهر،١ / ١٢١؛ نیز نک : دهقان، ٦١)؛ لیكن بگزادههای عشایر جاف مرادی عراق همچون تیره یا طایفهای از «تیلهكو» در شیروانه (عزاوی، ٢ / ٥٩)، «یزدانبخش» (همو، ٢ / ٦٠) و «گلالی» در شهرزور (ادمندز، ١٥٦-١٥٧، ١٦١)، و بگزادههای عشایر جاف جوانرودی ایران، طایفههایی از «ولدبیگی» و «باوهجانی» (بابا جانی) به شمار میرفتهاند. رؤسای اغلب این طوایف از میان بگزادگان برگزیده میشدند (عزاوی، ٢ / ٧١-٧٢). اعتمادالسلطنه (همانجا) بگزادگان جاف جوانرود را یكی از طوایف دوگانه و از اعیان این ناحیه دانسته است كه از دو شعبۀ یعقوب بیگی و باب خانی تشكیل شده بودند. ایل هماوند نیز شاخهای به نام بگزاده (چلبی) دارد. اصل و نسب این ایل به جافها میرسد و در سلیمانیۀ عراق پراكندهاند. بگزادگان هماوندی از نسل «خوامراده شیر»اند. او صاحب ٤ فرزند به نامهای یادگار، صفر، رمضان و رشید بود و شاخۀ بگزاده از فرزندان یادگار هستند. بگزادههای هماوند از ٣ تیرۀ جوامیر، قادر و كاكه تشكیل میشوند (عزاوی، ٢ / ٧٨-٧٩؛ زكی، همانجا؛ دفتر، ٣٣٣).
پراكندگی
بگزادگان در مناطقی در غرب ایران و شمال عراق به سر میبرند. بگزادههای ایران در اطراف اورمیه و اشنویه پراكندهاند. بگزادههای اطراف اورمیه از دو شاخۀ بگزادگان دشت و بگزادگان بنار تشكیل میشوند. بگزادگان دشت، در تولكی، دربند و سولیك سیلوانا؛ و بگزادگان بنار در امیریاد، دیزج، دزاوا و محال زندگی میكنند. بگزادههای اشنویه به بگزادۀ حیدری و فضلالله بگی معروفند و در اطراف روستاهای اشنویه و سلدوز پراكندهاند (كریمی، ١٤٨، ١٥٠).
طایفه مستقل بگزاده ایران مجموعاً در ٢٩ آبادی از محال دشت و ترگور در حوالی اورمیه به سر میبردند. برخی از این آبادیها عبارتند از خوشكو، كای، جِرْم، بتكار، نوشان، میروا، هلوری، راجان، درگز و زنگلان. گروهی از بگزادهها كه تخته قاپو شدهاند، در محل آنبی میزیستند ( ایرانشهر،١ / ١٢١). بگزادههای عراق در شمال آن سرزمین و در حوالی مرز تركیه سكنی دارند و هورامان (اورامان) در حلبچه، مركز اصلی زندگی و تجمع آنهاست (ادمندز، ١٦٧). بابا حكیم خلیفه شیخهای اورامان یكی از مردان با نفوذ در میان عشایر بگزاده در دو دهه نخست سدۀ ٢٠م بود (نیكیتین، ٤٥٨). از مردان با نفوذ و رؤسای دیگر بگزاده در میان جافها میتوان به قادر بیگ، محمدپاشا، رستم بیگ و حبیب بیگ اشاره كرد (ادمندز، ١٥٨؛ اعتمادالسلطنه، ٤ / ٢٣٧٨).
نقش تاریخی
بگزادهها به طور مستقل در تاریخ كردها نقش چندانی نداشتند، اما با توجه به قدرت و نفوذ و موقعیت آنان در میان جافها، نقشهای تاریخی آنها را میتوان در تاریخ ایل جاف پی جست. در اوایل دوره قاجار، بیگهای طوایف كردِ حوالی اورمیه و دو سوی مرز ایران و عثمانی، برای عباس میرزا نایبالسلطنه (د ١٢٤٩ق)، در جنگ، سرباز سواره و پیاده تأمین میكردند و از این رو، مورد حمایت او بودندIII / ١١٠٩) ,EI²). در ١٣٢١ش كه آذربایجان در اشغال ارتش شوروی بود، برخی ایلات و عشایر، از جمله كردهای اطراف اورمیه، به تحریك روسها آشوب برپا كردند. در این میان، كردهای بگزاده نیز به سركردگی نوری بیگ، همراه كردهای «هركی» (ه م)، به سركردگی رشیدبیگ جهانگیری، رئیس ایل كرد هركی و عضو كمیته مركزی حزب دموكرات كردستان در محال ترگور و دشت مرگور، واقع در منطقه غربی اورمیه، مشغول تاخت و تاز بودند. بگزادهها همراه با كردهای ایل هركی در ١٣٢٣ش در ارتفاعات جهودلرداغی اورمیه با نیروهای دولتی درگیر شدند و شكست خوردند (زنگنه، ٣٥-٣٦، ٤٦-٤٧؛ اسكندرینیا، ١٠٧، ١١٢). همچنین در شورش بارزانیها برضد دولت ایران، كردهای بگزاده همراه با عشایر هركی از شورشیان حمایت میكردند (همو، ٨٩).
جمعیت و فعالیت
از شمار جمعیت كردهای بگزاده اطلاع دقیقی در دست نیست. جمعیت آنها در سالهای ١٣١١-١٣٤٢ و ١٣٤٩ش به ترتیب ٤٠٠، ٥٥٠ و ٥٠٠ خانوار برآورد شده است (كیهان، ٢ / ١١٠؛ دهقان، ٦١؛ ایرانشهر، همانجا). جمعیت عشایر كوچنده بگزاده بر اساس سرشماری ١٣٦٦ش، جمعاً ٦٢٠‘١ تن بوده است كه در مراتع منطقه دهستان ترگور زندگی میكردهاند (سرشماری ...،١٢). بگزادگان اهل تسنن و شافعی مذهبند و كوچندگان آنها بیشتر به گوسفندداری مشغولند (دهقان، همانجا؛ مشكور، ١٩١؛ افشار، ١٦٦؛ ایرانشهر، همانجا).
مآخذ
ادمندز، سیسیل جان، كردها، تركها، عربها، ترجمۀ ابراهیم یونسی، تهران، ١٣٦٧ش؛
اسكندری نیا، ابراهیم، ساختار سازمان ایلات و شیوۀ معیشت عشایر آذربایجان غربی، اورمیه، ١٣٦٦ش؛
اعتمادالسلطنه، محمدحسن، مرآةالبلدان، به كوشش عبدالحسین نوایی وهاشم محدث، تهران، ١٣٦٨ش؛
افشار سیستانی، ایرج، ایلها، چادرنشینان و طوایف عشایری ایران، تهران، ١٣٦٦ش؛
اوبن، اوژن، ایران امروز ١٩٠٦-١٩٠٧ (ایران و بینالنهرین)، ترجمۀ علی اصغر سعیدی، تهران، ١٣٦٢ش؛
ایرانشهر، كمیسیون ملی یونسكو در ایران، تهران، ١٣٤٢ش؛
دفتر، محمدهادی و عبدالله حسن، العراق الشمالی، بغداد، ١٩٥٨م؛
دهقان، علی، سرزمین زردشت، تهران، ١٣٤٨ش؛
زكی، محمدامین، كورد و كوردستان، بغداد، ١٣٥٠ق / ١٩٣١م؛
زنگنه، احمد، خاطراتی از مأموریتهای من در آذربایجان، تهران، ١٣٥٣ش؛
سرشماری اجتماعی ـ اقتصادی عشایر كوچنده (١٣٦٦ش)، جمعیت عشایری دهستانها، مركز آمار ایران، تهران، ١٣٦٨ش؛
عزاوی، عباس، عشائر العراق، بغداد، ١٣٦٦ق / ١٩٤٧م؛
كریمی، بهمن، جغرافی مفصل تاریخی غرب ایران، تهران، ١٣١٦ش؛
كیهان، مسعود، جغرافیای مفصل ایران، تهران، ١٣١١ش؛
مشكور، محمدجواد، نظری به تاریخ آذربایجان ...، تهران، ١٣٤٩ش؛
نیكیتین، واسیلی، كرد و كردستان، ترجمۀ محمدقاضی، تهران، ١٣٦٦ش؛
نیز: EI²
جعفر اسحاقی تیموری