دائرة المعارف بزرگ اسلامی
(١)
ابن ابی جراده
١ ص
(٢)
ابراهیمیه اباضیه
٢ ص
(٣)
ابراهیم بن اسماعیل دیباج
٣ ص
(٤)
ابراهیم بن ابی بکر بن ابی سمّال
٤ ص
(٥)
اباظه
٥ ص
(٦)
آیین نامه
٦ ص
(٧)
آیه الله
٧ ص
(٨)
آیواز
٨ ص
(٩)
جن
٩ ص
(١٠)
آوار
١٠ ص
(١١)
ابالیش
١١ ص
(١٢)
جعفربای
١٢ ص
(١٣)
جلالوند
١٣ ص
(١٤)
جلیلوند
١٤ ص
(١٥)
جمشیدزایی
١٥ ص
(١٦)
جمعه بازار
١٦ ص
(١٧)
جمعیت
١٧ ص
(١٨)
جوانمرد قصاب
١٨ ص
(١٩)
جادو
١٩ ص
(٢٠)
جاف
٢٠ ص
(٢١)
جاط
٢١ ص
(٢٢)
جاکی
٢٢ ص
(٢٣)
جانکی
٢٣ ص
(٢٤)
جاوید
٢٤ ص
(٢٥)
جباره
٢٥ ص
(٢٦)
جبال بارزی
٢٦ ص
(٢٧)
جبیرات
٢٧ ص
(٢٨)
جت،
٢٨ ص
(٢٩)
جریده
٢٩ ص
(٣٠)
ترکاشوند
٣١ ص
(٣١)
ترکمن، قوم
٣٢ ص
(٣٢)
ترنابازی
٣٣ ص
(٣٣)
تسبیح
٣٤ ص
(٣٤)
تشرف، آیین
٣٥ ص
(٣٥)
تعاون، واژه ای
٣٦ ص
(٣٦)
تعبیر خواب
٣٧ ص
(٣٧)
تعزیهنامه
٣٨ ص
(٣٨)
تعزیه
٣٩ ص
(٣٩)
تعزیهخوانی
٤٠ ص
(٤٠)
تعویذ
٤١ ص
(٤١)
تفأل و تطیر
٤٢ ص
(٤٢)
تقدیر
٤٣ ص
(٤٣)
تکلو
٤٤ ص
(٤٤)
تکیه
٤٥ ص
(٤٥)
توپکانلو
٤٦ ص
(٤٦)
توغ
٤٧ ص
(٤٧)
تیموری
٤٨ ص
(٤٨)
جهاز
٤٩ ص
(٤٩)
جهانبگلو
٥٠ ص
(٥٠)
جهیزیه
٥١ ص
(٥١)
چالانچی
٥٢ ص
(٥٢)
چادرنشینی
٥٣ ص
(٥٣)
چادر
٥٤ ص
(٥٤)
چایخانه
٥٥ ص
(٥٥)
چاووش و چاووشی
٥٦ ص
(٥٦)
چراغانی
٥٧ ص
(٥٧)
چرام
٥٨ ص
(٥٨)
چشمزخم
٥٩ ص
(٥٩)
چشمههای مقدس
٦٠ ص
(٦٠)
چعب
٦١ ص
(٦١)
چهارشنبهسوری
٦٢ ص
(٦٢)
چهارلنگ
٦٣ ص
(٦٣)
چگنی
٦٤ ص
(٦٤)
چل سرو
٦٥ ص
(٦٥)
چله
٦٦ ص
(٦٦)
چنار
٦٧ ص
(٦٧)
چهل کلید، جام
٦٨ ص
(٦٨)
حاج علیلو
٦٩ ص
(٦٩)
اثاث
٧٠ ص
(٧٠)
اچکزی
٧١ ص
(٧١)
پهلوان
٧٢ ص
(٧٢)
پیران
٧٣ ص
(٧٣)
پیلهوری
٧٤ ص
(٧٤)
پیوک*
٧٥ ص
(٧٥)
تابوت
٧٦ ص
(٧٦)
تاتار
٧٧ ص
(٧٧)
تات
٧٨ ص
(٧٨)
تابوتگردانی
٧٩ ص
(٧٩)
تاجیک
٨٠ ص
(٨٠)
تاک
٨١ ص
(٨١)
تبار*
٨٢ ص
(٨٢)
تبرک
٨٣ ص
(٨٣)
تخته حوضی*
٨٤ ص
(٨٤)
تخت خوانی*
٨٥ ص
(٨٥)
تحویل
٨٦ ص
(٨٦)
تربت
٨٧ ص
(٨٧)
امام خوانی
٨٨ ص
(٨٨)
ام صبیان
٨٩ ص
(٨٩)
انبیاخوانی
٩٠ ص
(٩٠)
انار
٩١ ص
(٩١)
اوی
٩٢ ص
(٩٢)
اویغور
٩٣ ص
(٩٣)
اهل هوا
٩٤ ص
(٩٤)
ایام المعجوز
٩٥ ص
(٩٥)
ایل
٩٦ ص
(٩٦)
ایلات خمسه
٩٧ ص
(٩٧)
ایلسون
٩٨ ص
(٩٨)
اینالو
٩٩ ص
(٩٩)
بابا احمدی
١٠٠ ص
(١٠٠)
ابراهیم قزوینی
١٠١ ص
(١٠١)
حجله عزا
١٠٢ ص
(١٠٢)
حجله عروس
١٠٣ ص
(١٠٣)
بابان
١٠٤ ص
(١٠٤)
باجلوند
١٠٥ ص
(١٠٥)
باجلان
١٠٦ ص
(١٠٦)
باچوانلو
١٠٧ ص
(١٠٧)
باران خواهی
١٠٨ ص
(١٠٨)
بارزانی
١٠٩ ص
(١٠٩)
بارکزایی
١١٠ ص
(١١٠)
بازگیر
١١١ ص
(١١١)
باسک
١١٢ ص
(١١٢)
ابّار
١١٣ ص
(١١٣)
حسنوند
١١٤ ص
(١١٤)
احمد بن علویه
١١٥ ص
(١١٥)
باصری
١١٦ ص
(١١٦)
باطل سحر
١١٧ ص
(١١٧)
باله وند
١١٨ ص
(١١٨)
بامدی
١١٩ ص
(١١٩)
بامری
١٢٠ ص
(١٢٠)
باویه
١٢١ ص
(١٢١)
باوی
١٢٢ ص
(١٢٢)
بتر
١٢٣ ص
(١٢٣)
بجنگ
١٢٤ ص
(١٢٤)
بچاقچی
١٢٥ ص
(١٢٥)
بختک
١٢٦ ص
(١٢٦)
بخت گشایی
١٢٧ ص
(١٢٧)
بختی
١٢٨ ص
(١٢٨)
بدوح
١٢٩ ص
(١٢٩)
براهویی
١٣٠ ص
(١٣٠)
بربری
١٣١ ص
(١٣١)
بردالعجوز
١٣٢ ص
(١٣٢)
بزچلو
١٣٣ ص
(١٣٣)
بزکشی
١٣٤ ص
(١٣٤)
بست
١٣٥ ص
(١٣٥)
بگ زاده
١٣٦ ص
(١٣٦)
بکشلو
١٣٧ ص
(١٣٧)
بلباس
١٣٨ ص
(١٣٨)
بلوچ
١٣٩ ص
(١٣٩)
بلوط
١٤٠ ص
(١٤٠)
بله برون
١٤١ ص
(١٤١)
بند بازی
١٤٢ ص
(١٤٢)
بویر احمدی
١٤٣ ص
(١٤٣)
بهارلو
١٤٤ ص
(١٤٤)
بهاروند
١٤٥ ص
(١٤٥)
بهتویی
١٤٦ ص
(١٤٦)
بهداروند
١٤٧ ص
(١٤٧)
بهمنگان
١٤٨ ص
(١٤٨)
بهمئی
١٤٩ ص
(١٤٩)
بی بی
١٥٠ ص
(١٥٠)
بیرانوند
١٥١ ص
(١٥١)
بیگدلی
١٥٢ ص
(١٥٢)
پاپی
١٥٣ ص
(١٥٣)
پادنگ
١٥٤ ص
(١٥٤)
پازوکی
١٥٥ ص
(١٥٥)
پاگشا
١٥٦ ص
(١٥٦)
پدر سالاری
١٥٧ ص
(١٥٧)
پرده خوانی
١٥٨ ص
(١٥٨)
پرسه
١٥٩ ص
(١٥٩)
پری
١٦٠ ص
(١٦٠)
پری خوانی
١٦١ ص
(١٦١)
پزشکی اسلامی
١٦٢ ص
(١٦٢)
پشتون، قوم
١٦٣ ص
(١٦٣)
پماک
١٦٤ ص
(١٦٤)
پنج تن
١٦٥ ص
(١٦٥)
پنجه
١٦٦ ص
(١٦٦)
پنجۀ مریم
١٦٧ ص
(١٦٧)
ارگبا
١٦٨ ص
(١٦٨)
اساریر
١٦٩ ص
(١٦٩)
اسب دوانی
١٧٠ ص
(١٧٠)
استاجلو
١٧١ ص
(١٧١)
استخاره
١٧٢ ص
(١٧٢)
استسقا
١٧٣ ص
(١٧٣)
اسباب خانه
١٧٤ ص
(١٧٤)
اسفند
١٧٥ ص
(١٧٥)
حسین کرد شبستری
١٧٦ ص
(١٧٦)
حنا
١٧٧ ص
(١٧٧)
حیدرانلو
١٧٨ ص
(١٧٨)
حیدرلو
١٧٩ ص
(١٧٩)
خالکوبی
١٨٠ ص
(١٨٠)
خان
١٨١ ص
(١٨١)
آشپزی
١٨٢ ص
(١٨٢)
خرما*
١٨٤ ص
(١٨٣)
خزل
١٨٥ ص
(١٨٤)
خلج
١٨٦ ص
(١٨٥)
خلعت
١٨٧ ص
(١٨٦)
خانواده
١٨٨ ص
(١٨٧)
ختم*
١٨٩ ص
(١٨٨)
ختنه سوران*
١٩٠ ص
(١٨٩)
ختنه
١٩١ ص
 
٠ ص
١ ص
٢ ص
٣ ص
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص

دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٠ - آوار

آوار


نویسنده (ها) :
عنایت الله رضا
آخرین بروز رسانی :
شنبه ١٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله

آوار، قومی مسلمان، ساكن جمهوری شوروی خودمختار داغستان. نام آوار را قوم معرولل داغستان ‌بر خود نهاده‌اند و معرولل در زبان محلی به معنای كوه‌نشین است. این قوم كه روسها آنان را آوارتسی می‌نامند، در بخش اصلی كوهستانهای جمهوری شوروی خودمختار داغستان و نوار مورّب عریضی كه سراسر خاك آن را از شمال خاوری تا غرب دربر گرفته سكنی دارند. گروههایی از قوم آوار در دشت بویناك‌ (بویناق)، حساو ـ یورت و دیگر نواحی سرزمین داغستان به سر می‌برند و گروهی نیز در خارج از محدودۀ داغستان در اراضی بیلقان، زاكاتالا و جمهوری خودمختار اوستیای شمالی سكنی گزیده‌اند (BSE٣, I / ٤٩).

تاریخچه

چنین به نظر می‌رسد كه اقوام ساكن داغستان تا مدتی دراز تحت حاكمیت دولتی واحد قرار نداشتند (بارتولد، III / ٤٠٨). پلینوس اول مورخ سدۀ نخست میلادی به نام قبایلی اشاره می‌كند كه بعضی آنها را به ‌آوارها منسوب ‌دانسته‌اند. بطلمیوس ‌(سدۀ ٢ م) از «ساویرها» (سابیر) یاد كرده است كه به‌ آوارها منسوبند (آكینر، ١٣٣). در سدۀ ٤ م دولت ساسانی به منظور جلوگیری از نفوذ اقوام كوچ‌نشین حاكمیت خود را به‌ویژه در دشتهای داغستان گسترش داد. در نتیجه آیین مزدیسنا تا اندازه‌ای به مناطق زیر فرمان آن دولت رسوخ یافت. بعضی از فرمانروایان محلّی نیز عناوین ایرانی چون تبرسرانشاه و فیلانشاه را برگزیدند. فیلانشاه عنوان فرمانروای مملكت سریر بود (مسعودی، ١ / ١٨٩). در ١١٠ ق / ٧٢٨ م، هشام بن عبدالملك بن مروان خلیفه اموی، برادرش مسلمه را به دربند آلان فرستاد. وی بخشهایی از داغستان را به تصرف آورد و حاكمیت اعراب را بر دربند (باب الابواب) مستقر ساخت (طبری، ٩ / ٤٠٩٢). ابن رسته نام پادشاه ناحیه سریر داغستان را «آوار» نوشته است: «و ملكهم یسمی آوار» (ص ١٤٧). گردیزی نیز مشابه نظر ابن رسته را ارائه كرده و نوشته است: «ملك ایشان را آوار خوانند» (ص ٥٩٤). مینورسکی ‌این نام را با مردم «آوار» داغستان تطبیق داده است. وی سریر را نیز نام اصلی این سرزمین ندانسته، بلكه معتقد است كه اعراب این نام را از عنوان «صاحب‌ السریر» گرفته‌اند (ص‌٣١١). بدین ‌روال‌ مطالب‌ ابن‌رسته ‌و گردیزی‌ بسیار نزدیكند. بارتولد نام‌ سریر را با آوار یكی ‌دانسته است (VIII / ٥٤١). ظاهراً اعراب از سدۀ ٢ ق / ٨ م ضمن لشكركشی به قفقاز با آوارها تماس یافته‌اند. از آن پس اسلام تا سدۀ ٥ ق / ١١ م میان آوارها ریشه دوانید و «تانوس» بعدها یكی از تختگاههای آوار شده، به صورت یك مركز تعلیمات اسلامی درآمد. در اوایل‌سدۀ ٧ ق / ١٣ م كه مغولان به داغستان ‌یورش بردند، این منطقه بخشی ‌از منطقۀ «قزل‌ اوردا» (اردوی زرین) شد. تیمور و توقتمش اواخر سدۀ ٨ق / ١٤م به خاطر تسلط بر داغستان ستیز كردند كه حاصل آن گسستن خان‌نشینهای مستقل از اردوی زرین شد. از اواخر سدۀ ٦ ق / ١٢ م تا سدۀ ١٣ ق / ١٩ م سرزمین آوارها را خانها اداره می‌كردند. مركز این خان‌نشین، شهر سریر بود كه زمانی تختگاه پادشاهان این ناحیه به شمار می‌رفت. زمانی تانوس و خونزاك نیز از مراكز این سرزمین شمرده می‌شدند. امّه ‌خان (د ١٠٤٤ ق / ١٦٣٤ م) فرمانروای سریر بسیاری از دیگر قبایل منطقۀ داغستان را زیر فرمان خویش آورد و به تنظیم قوانین سنتی آوار پرداخت. از سدۀ ١٠ و ١١ ق / ١٦ و ١٧ م خان‌نشین آوار چندین بار با دولت روسیه درگیر شد و گاه و بیگاه به صورت تحت‌الحمایۀ آن دولت درمی‌آمد. سدۀ ١٢ ق / ١٨ م دوران ‌قدرتمندی آوارها بود، زیرا سرزمینهای جار و بیلقان به تابعیت خان آوار درآمدند و فرمانروایان گرجستان و دربند و قوبا خراجگزار وی‌ شدند. ولی از ١٢١٨ ق / ١٨٠٣ م دولت امپراتوری روسیه خان‌نشین آوار را بخشی از قلمرو خود اعلام كرد (همانجا)، امّا پیكار مردم این سرزمین با بیگانگان كاستی نپذیرفت. در جریان مبارزه با بیگانگان، روحانیون مسلمان نقش عمده‌ای ایفا نمودند. سران فرقۀ نقشبندیه در میان مردم آوار از احترام و نفوذی وافر برخوردار بودند. نفوذ روحانیون مسلمان سبب شد كه در دهه‌های ٣ تا ٦ سدۀ ١٩م (١٢٣٥-١٢٧٦ق) خانهای آوار، عرصه ‌را به ‌پیشوایان ‌مذهبی واگذارند. سرزمین آوارها از خانات به «امامت» تغییر نام داد. پیشوایان مذهبی در ١٢٤٦ ق / ١٨٣٠ م ‌مردم ‌آوار را به شورش ‌علیه «بیگانگان، شاهزادگان و كافران» تشویق كردند. نخستین پیشوای مذهبی كه مقام امامت داشت شخصی به نام قاضی محمد بود كه روسها او را «قاضی ملا» می‌نامیدند (بارتولد، III / ٤١٦). در جمادی‌الاول ١٢٤٧ ق / اكتبر ١٨٣٢ م نیروهای نظامی روسیه شورشیان را محاصره كردند و قاضی محمد در این ماجرا كشته شد. جانشین او حمزه بیگ نیز در ١٢٥٠ ق / ١٨٣٤ م به قتل رسید. سومین پیشوای شورشیان، شیخ شامل مشهور بود كه علیه روسها به پیكارهای خونین دست زد. ماجرای پیكارهای شیخ شامل، شهرتی فراوان یافته كه در داستانها آمده است. بعدها همین مبارزه منبع الهام لو تولستوی نویسندۀ روس در خلق داستان مشهور حاجی مراد گردید. شیخ شامل پس از چند پیكار سرانجام شكست یافت و به‌دیگر مناطق روسیه تبعید شد. در ذیقعدۀ ١٢٨٥ ق / فوریۀ ١٨٦٩ م از الكساندر دوم امپراتور روسیه اجازه یافت تا برای ادای فریضۀ حج به مكه برود. شیخ شامل در پایان زندگی معتكف كعبه شد و دو سال بعد در ذیحجۀ ١٢٨٧ ق / فوریۀ ١٨٧١ م در شهر مدینه درگذشت (بارتولد، II(١) / ٨٧٤). تركان عثمانی شیخ شامل را «شامل افندی» می‌نامیدند. وی تا ١٢٧٥ ق / ١٨٥٩ م رهبری پیكار مردم آوار با مهاجمان روسی را بر عهده داشت و پس از شکست، حدود ١٠ سال از عمر خود را در تبعید گذراند. از آن پس روسها مجدداً حاكمیت خانهای آوار را برای مدتی كوتاه در آن سرزمین برقرار كردند (همو، III / ٤١٦-٤١٧). شاهزادۀ روسی، باریاتینسكی كوشید تا با تحكیم موقعیت خوانین و شاهزادگان آوار، نفوذ پیشوایان مذهبی و سران فرقۀ نقشبندیه را درهم شكند، ولی اجرای این سیاست دیری نپایید. چند سال بعد دولت روسیه از ادامۀ این سیاست منصرف شد و در ١٢٧٨ ق / ١٨٦٢ م حاكمیت شاهزادگان آوار را برانداخت (همانجا). در ١٢٨٠ ق / ١٨٦٣ م خان آوار ابراهیم خان تبعید گردید (آكینر، ١٣٤). در ١٢٨١ ق / ١٨٦٤ م خان‌نشین آوار به فرمان امپراتور روسیه ملغی اعلام شد و به صورت یكی از استانهای تابع روسیه درآمد (BSE٣, I / ٤٩). اكنون سرزمین آوار بخشی از جمهوری شوروی خودمختار داغستان است كه خود بخشی از جمهوری شوروی فدراتیو روسیه به شمار می‌رود.

جمعیت

طبق سرشماری ١٩٥٩ م شماره آوارها جمعاً ٠٠٠‘٢٧٠ نفر بود كه ٠٠٠‘٢٣٩ نفر از این تعداد ساكن داغستان بودند، ولی در ١٩٧٠ م شمار آوارها به ٠٠٠‘٣٩٦ نفر رسید كه افزایشی معادل ٤٧٪ داشت (بنیگسن، ٦). در ١٩٧٩ م شمار آوارها به ٨٤٤‘٤٨٢ نفر افزایش یافت (آكینر، همانجا). بنیگسن جمعیت آوارها را در این سال ٠٠٠‘٤٨٣ نفر و رشد آن را نسبت به ١٩٧٠م ٢٢٪ نوشته است (بنیگسن، همانجا). آوارها مسلمان و پیرو مذهب شافعی‌اند و آراء صوفیان نقشبندیه در میان اهالی از احترام فراوان برخوردار است. كار اكثر آوارها كشاورزی، دامپروری و باغداری است. عده‌ای نیز در صنایع فعالیت ‌دارند (BSE٣, I / ٤٩). از صنایع دستی سنتی رایج در این ناحیه، نقره‌كاری و بافت عباهای معروف قفقازی است.

زبان

زبان آوارها شاخه‌ای از گروه زبانهای شمال شرق قفقاز (ایبری ـ قفقازی) است. زبان آوارها به گویشها و زیرگویشهای متعدد منقسم شده است كه عمده‌ترین آنها دو گویش شمالی و جنوبی است. تمایز میان این دو گویش در تفاوتهای آوایی، سازه‌ای و واژگانی است. گویش بولماتس‌ كه آن را لهجۀ مشترك آوارها می‌نامند، اساس زبان ادبی آوارها را تشكیل می‌دهد. این لهجه بیش‌تر با گویش شمالی آوارها نزدیك است، ولی گویش جنوبی نیز در گسترش زبان ادبی آوارها بی‌تأثیر نبوده است. قوم اندودیدو یا اندوتسز ساكن داغستان نیز به زبان آوارها گفت‌وگو می‌كنند. از سدۀ ٩ ق / ١٦ م كوششهایی صورت گرفت تا زبان آوارها با خط و كتابت عربی ارائه شود، ولی انتشار این رسم‌الخط تنها در نیمۀ دوم سدۀ ١٩ و اوایل سدۀ ٢٠ م میسر گردید. در ١٩٢٧ م رسم الخط آوارها از عربی به لاتین برگردانده شد، ولی از ١٩٣٨ م رسم الخط روسی جای آن را گرفت. واژگان زبان آوار تحت تأثیر عنصر عربی، فارسی و تركی است كه به تدریج جای خود را به زبان روسی می‌دهند. در دوران حكومت شوروی زبان بعضی گروهها به تابعیت آوارها درآمد كه از آن جمله می‌توان قوم آندویدو و آرچین را نام برد. در سرشماری ١٩٥٩ م نیز این گروههای قومی را در زمرۀ آوارها به شمار آوردند، حال آنكه از نظر زبانی و قومی تفاوتهایی میان آنها با آوارها وجود دارد.

مآخذ

ابن رسته، احمدبن عمر، الاعلاق النفسیة، لیدن، ١٨٩١ م؛
گردیزی، عبدالحی ابن ضحاک‌، تاریخ، به كوشش عبدالحی حبیبی، تهران، ١٣٦٣ ش؛
طبری، محمدبن جریر، تاریخ، ترجمۀ ابوالقاسم پاینده، تهران، ١٣٥٣ ش، ج ٩؛
مسعودی، علی بن حسین‌، مروج الذهب، ترجمۀ ابوالقاسم پاینده، تهران، ١٣٤٤ ش؛
مینورسكی، حواشی و تعلیقات بر حدود العالم، ترجمۀ میرحسین شاه، كابل، ١٣٤٣ ش؛
نیز:

Akiner, Shirin, Islamic Peoples of the Soviet Unoin, London, ١٩٨٦;
Bartold, V. V., Sochineniia, Moskva, ١٩٦٣, Vol. II, ١٩٦٥, Vol. III, ١٩٧٣, Vol. VIII;
Benigsen, A. Musulmane v SSSR, Paris, ١٩٨٣;
BSE٣.

عنایت‌الله رضا