دائرة المعارف بزرگ اسلامی
(١)
ابن ابی جراده
١ ص
(٢)
ابراهیمیه اباضیه
٢ ص
(٣)
ابراهیم بن اسماعیل دیباج
٣ ص
(٤)
ابراهیم بن ابی بکر بن ابی سمّال
٤ ص
(٥)
اباظه
٥ ص
(٦)
آیین نامه
٦ ص
(٧)
آیه الله
٧ ص
(٨)
آیواز
٨ ص
(٩)
جن
٩ ص
(١٠)
آوار
١٠ ص
(١١)
ابالیش
١١ ص
(١٢)
جعفربای
١٢ ص
(١٣)
جلالوند
١٣ ص
(١٤)
جلیلوند
١٤ ص
(١٥)
جمشیدزایی
١٥ ص
(١٦)
جمعه بازار
١٦ ص
(١٧)
جمعیت
١٧ ص
(١٨)
جوانمرد قصاب
١٨ ص
(١٩)
جادو
١٩ ص
(٢٠)
جاف
٢٠ ص
(٢١)
جاط
٢١ ص
(٢٢)
جاکی
٢٢ ص
(٢٣)
جانکی
٢٣ ص
(٢٤)
جاوید
٢٤ ص
(٢٥)
جباره
٢٥ ص
(٢٦)
جبال بارزی
٢٦ ص
(٢٧)
جبیرات
٢٧ ص
(٢٨)
جت،
٢٨ ص
(٢٩)
جریده
٢٩ ص
(٣٠)
ترکاشوند
٣١ ص
(٣١)
ترکمن، قوم
٣٢ ص
(٣٢)
ترنابازی
٣٣ ص
(٣٣)
تسبیح
٣٤ ص
(٣٤)
تشرف، آیین
٣٥ ص
(٣٥)
تعاون، واژه ای
٣٦ ص
(٣٦)
تعبیر خواب
٣٧ ص
(٣٧)
تعزیهنامه
٣٨ ص
(٣٨)
تعزیه
٣٩ ص
(٣٩)
تعزیهخوانی
٤٠ ص
(٤٠)
تعویذ
٤١ ص
(٤١)
تفأل و تطیر
٤٢ ص
(٤٢)
تقدیر
٤٣ ص
(٤٣)
تکلو
٤٤ ص
(٤٤)
تکیه
٤٥ ص
(٤٥)
توپکانلو
٤٦ ص
(٤٦)
توغ
٤٧ ص
(٤٧)
تیموری
٤٨ ص
(٤٨)
جهاز
٤٩ ص
(٤٩)
جهانبگلو
٥٠ ص
(٥٠)
جهیزیه
٥١ ص
(٥١)
چالانچی
٥٢ ص
(٥٢)
چادرنشینی
٥٣ ص
(٥٣)
چادر
٥٤ ص
(٥٤)
چایخانه
٥٥ ص
(٥٥)
چاووش و چاووشی
٥٦ ص
(٥٦)
چراغانی
٥٧ ص
(٥٧)
چرام
٥٨ ص
(٥٨)
چشمزخم
٥٩ ص
(٥٩)
چشمههای مقدس
٦٠ ص
(٦٠)
چعب
٦١ ص
(٦١)
چهارشنبهسوری
٦٢ ص
(٦٢)
چهارلنگ
٦٣ ص
(٦٣)
چگنی
٦٤ ص
(٦٤)
چل سرو
٦٥ ص
(٦٥)
چله
٦٦ ص
(٦٦)
چنار
٦٧ ص
(٦٧)
چهل کلید، جام
٦٨ ص
(٦٨)
حاج علیلو
٦٩ ص
(٦٩)
اثاث
٧٠ ص
(٧٠)
اچکزی
٧١ ص
(٧١)
پهلوان
٧٢ ص
(٧٢)
پیران
٧٣ ص
(٧٣)
پیلهوری
٧٤ ص
(٧٤)
پیوک*
٧٥ ص
(٧٥)
تابوت
٧٦ ص
(٧٦)
تاتار
٧٧ ص
(٧٧)
تات
٧٨ ص
(٧٨)
تابوتگردانی
٧٩ ص
(٧٩)
تاجیک
٨٠ ص
(٨٠)
تاک
٨١ ص
(٨١)
تبار*
٨٢ ص
(٨٢)
تبرک
٨٣ ص
(٨٣)
تخته حوضی*
٨٤ ص
(٨٤)
تخت خوانی*
٨٥ ص
(٨٥)
تحویل
٨٦ ص
(٨٦)
تربت
٨٧ ص
(٨٧)
امام خوانی
٨٨ ص
(٨٨)
ام صبیان
٨٩ ص
(٨٩)
انبیاخوانی
٩٠ ص
(٩٠)
انار
٩١ ص
(٩١)
اوی
٩٢ ص
(٩٢)
اویغور
٩٣ ص
(٩٣)
اهل هوا
٩٤ ص
(٩٤)
ایام المعجوز
٩٥ ص
(٩٥)
ایل
٩٦ ص
(٩٦)
ایلات خمسه
٩٧ ص
(٩٧)
ایلسون
٩٨ ص
(٩٨)
اینالو
٩٩ ص
(٩٩)
بابا احمدی
١٠٠ ص
(١٠٠)
ابراهیم قزوینی
١٠١ ص
(١٠١)
حجله عزا
١٠٢ ص
(١٠٢)
حجله عروس
١٠٣ ص
(١٠٣)
بابان
١٠٤ ص
(١٠٤)
باجلوند
١٠٥ ص
(١٠٥)
باجلان
١٠٦ ص
(١٠٦)
باچوانلو
١٠٧ ص
(١٠٧)
باران خواهی
١٠٨ ص
(١٠٨)
بارزانی
١٠٩ ص
(١٠٩)
بارکزایی
١١٠ ص
(١١٠)
بازگیر
١١١ ص
(١١١)
باسک
١١٢ ص
(١١٢)
ابّار
١١٣ ص
(١١٣)
حسنوند
١١٤ ص
(١١٤)
احمد بن علویه
١١٥ ص
(١١٥)
باصری
١١٦ ص
(١١٦)
باطل سحر
١١٧ ص
(١١٧)
باله وند
١١٨ ص
(١١٨)
بامدی
١١٩ ص
(١١٩)
بامری
١٢٠ ص
(١٢٠)
باویه
١٢١ ص
(١٢١)
باوی
١٢٢ ص
(١٢٢)
بتر
١٢٣ ص
(١٢٣)
بجنگ
١٢٤ ص
(١٢٤)
بچاقچی
١٢٥ ص
(١٢٥)
بختک
١٢٦ ص
(١٢٦)
بخت گشایی
١٢٧ ص
(١٢٧)
بختی
١٢٨ ص
(١٢٨)
بدوح
١٢٩ ص
(١٢٩)
براهویی
١٣٠ ص
(١٣٠)
بربری
١٣١ ص
(١٣١)
بردالعجوز
١٣٢ ص
(١٣٢)
بزچلو
١٣٣ ص
(١٣٣)
بزکشی
١٣٤ ص
(١٣٤)
بست
١٣٥ ص
(١٣٥)
بگ زاده
١٣٦ ص
(١٣٦)
بکشلو
١٣٧ ص
(١٣٧)
بلباس
١٣٨ ص
(١٣٨)
بلوچ
١٣٩ ص
(١٣٩)
بلوط
١٤٠ ص
(١٤٠)
بله برون
١٤١ ص
(١٤١)
بند بازی
١٤٢ ص
(١٤٢)
بویر احمدی
١٤٣ ص
(١٤٣)
بهارلو
١٤٤ ص
(١٤٤)
بهاروند
١٤٥ ص
(١٤٥)
بهتویی
١٤٦ ص
(١٤٦)
بهداروند
١٤٧ ص
(١٤٧)
بهمنگان
١٤٨ ص
(١٤٨)
بهمئی
١٤٩ ص
(١٤٩)
بی بی
١٥٠ ص
(١٥٠)
بیرانوند
١٥١ ص
(١٥١)
بیگدلی
١٥٢ ص
(١٥٢)
پاپی
١٥٣ ص
(١٥٣)
پادنگ
١٥٤ ص
(١٥٤)
پازوکی
١٥٥ ص
(١٥٥)
پاگشا
١٥٦ ص
(١٥٦)
پدر سالاری
١٥٧ ص
(١٥٧)
پرده خوانی
١٥٨ ص
(١٥٨)
پرسه
١٥٩ ص
(١٥٩)
پری
١٦٠ ص
(١٦٠)
پری خوانی
١٦١ ص
(١٦١)
پزشکی اسلامی
١٦٢ ص
(١٦٢)
پشتون، قوم
١٦٣ ص
(١٦٣)
پماک
١٦٤ ص
(١٦٤)
پنج تن
١٦٥ ص
(١٦٥)
پنجه
١٦٦ ص
(١٦٦)
پنجۀ مریم
١٦٧ ص
(١٦٧)
ارگبا
١٦٨ ص
(١٦٨)
اساریر
١٦٩ ص
(١٦٩)
اسب دوانی
١٧٠ ص
(١٧٠)
استاجلو
١٧١ ص
(١٧١)
استخاره
١٧٢ ص
(١٧٢)
استسقا
١٧٣ ص
(١٧٣)
اسباب خانه
١٧٤ ص
(١٧٤)
اسفند
١٧٥ ص
(١٧٥)
حسین کرد شبستری
١٧٦ ص
(١٧٦)
حنا
١٧٧ ص
(١٧٧)
حیدرانلو
١٧٨ ص
(١٧٨)
حیدرلو
١٧٩ ص
(١٧٩)
خالکوبی
١٨٠ ص
(١٨٠)
خان
١٨١ ص
(١٨١)
آشپزی
١٨٢ ص
(١٨٢)
خرما*
١٨٤ ص
(١٨٣)
خزل
١٨٥ ص
(١٨٤)
خلج
١٨٦ ص
(١٨٥)
خلعت
١٨٧ ص
(١٨٦)
خانواده
١٨٨ ص
(١٨٧)
ختم*
١٨٩ ص
(١٨٨)
ختنه سوران*
١٩٠ ص
(١٨٩)
ختنه
١٩١ ص
 
٠ ص
١ ص
٢ ص
٣ ص
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص

دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١١٢ - باسک

باسک


نویسنده (ها) :
عزت ملا ابراهیمی
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله

باسْک، یا بَشْکُنِش، ایالتی در شمال اسپانیا. این منطقه که امروزه واسکونگاداس نامیده می‌شود، از شمال به خلیج بیسکی، از شرق به فرانسه، و از جنوب و غرب به مرزهای کاستیل کهن منتهی می‌شود (آمریکانا، III/ ٣١٣؛ کلیر، III/ ٦٩١).
باسک با ٢٦١‘٧ ﻛﻤ ٢ وسعت، جمعیتی بیش از دو میلیون نفر را در خود جای داده است. در این میان ٣ شهر بزرگ آن به نامهای آلوده، ویثکایا و گیپوثکوا از تراکم بیشتری برخوردارند. بیشتر ساکنان آن را باسکها تشکیل می‌دهند که به زبان یاسکی سخن می‌گویند. بیلبائو مرکز ایالت، و بزرگ‌ترین بندر آن است. باسک منطقه‌ای کوهستانی است که رشته کوه‌های پیرانه را به شمال سلسله جبال کانتابریان متصل می‌سازد و قله‌های آن تا ٤٧٥‘١ متر ارتفاع دارد (آمریکانا، همانجا؛ کلیر، III/ ٦٩١-٦٩٢؛ لاروس...، III/ ٩٣٧؛ GSE, III/ ١٥٩؛ بستانی، ٥/ ٤٢٠).
این سرزمین با برخورداری از آب‌وهوایی دریایی، سراسر پوشیده از جنگلهای انبوه است و به سبب سرسبزی مراتع از استعداد خاصی برای پرورش دام برخوردار است، چنانکه عمده‌ترین صادرکنندۀ پشم به اروپا به شمار می‌رود (آمریکانا، GSE، همانجاها؛ کلیر، III/ ٦٩٢). باسک از مهم‌ترین مناطق صنعتی اسپانیاست که تقریباً یک ششم کل ارزش صادرات این کشور را به خود اختصاص می‌دهد. میزان تولید سنگ آهن آن سالیانه به ٦ میلیون تن می‌رسد (آمریکانا، GSE, III/ ٣١٤، همانجا). همچنین صنعت فولادسازی آن رشد چشمگیری دارد، چنانکه یک سوم از حجم تولید فولاد اسپانیا را در برمی‌گیرد. وجود معادن زغال‌سنگ، مس و روی و تولید چدن و قلع در این منطقه موجبات شکوفایی صنایع فلزکاری، ماشین‌سازی، کشتی‌سازی، کاغذسازی، نساجی و شیمیایی را فراهم آورده است و تولید تجهیزات راه‌آهن، تجهیزات الکتریکی، تسلیحات و فرآورده‌های غذایی از دیگر صنایع آنجاست. افزون بر آن ماهی‌گیری در سواحل دریای سان‌سباستیان رونق دارد. همچنین کشاورزی به ویژه کاشت غلات و انواع درختان میوه از منابع مهم درآمد اهالی، محسوب می‌شود (همان، III/ ٥٩-٦٠؛ کلیر، III/ ٦٩١-٦٩٢؛ لاروس، I/ ٩٣٧-٩٣٨).

پیشینۀ تاریخی

واژۀ باسک از نام قومی کهن که در زبان اسپانیایی و اسکوس نامیده می‌شود، مشق شده است (بریتانیکا، میکرو، I/ ٨٦٠). در زبان عربی به این منطقه بَشْکُنس اطلاق گردیده است (‌ﻧﻜ : ابن‌حیان، چ حجمی، ٢٤١؛ ابن ابار، ٢/ ٣٥٥؛ ابن‌خطیب، الاحاطة...، ٣/ ٤٣٤). این نام که بی‌گمان از واژۀ لاتینی واسکونس گرفته شده، در منابع موجود، گاه به شکلهای بُشکُنس (اخبار...، ١٠٤) و بَشکُنش (ابن‌عذاری، ٣/ ١٦٠؛ ابن‌خطیب، اعمال...، ١٢) نیز آمده است. ساکنان این منطقه هرچند اقوامی کوچک (اصطخری، ٤٦) و از تمدن بی‌بهره بودند (‌ﻧﻜ : الامامة...، ٢/ ٦٤)، اما به شجاعت و دلاوری شهرت داشتند. آنان پیوسته استقلال خود را حفظ کردند و با متجاوزان رومی و ویزیگوتی درآویختند (بستانی، ٥/ ٤٢٠-٤٢١؛ نیز ‌ﻧﻜ : «دائرةالمعارف...»، III/ ٢٣٦). ازاین‌رو، در طول تاریخ در برابر هیچ قدرت بیگانه، نه فرنگان، نه مملکت لئون (جلیقه) و نه حکم اسلامی قرطبه سرتسلیم فرو ننهادند (عنان، ١(١)/ ١٧١).
در زمان فتح اسلامی این ناحیه چون دیگر نواحی به دست موسی‌بن نُصیر گشوده شد (الامة، همانجا). بقایای لشگر گوتها از برابر سپاه اسلام به مناطق باسک گریختند و بعدها شورشهایی را در آنجا برانگیختند. در آغاز برپایی دولت اسلامی در اندلس، مردم باسک به انعقاد پیمان صلح با مسلمانان تن دادند، اما این منطقۀ کوهستانی، همواره کانون فتنه و عصیان بود (‌ﻧﻜ : عنان، ١(١)/ ١١٠-١١١). والیان مسلمان اندلس همواره آشوبهای محلی را فرو می‌کوفتند. اقدامات حربن‌عبدالرحمان ثقفی در ٩٨ق/ ٧١٧م و عبدالملک بن فَطَن‌فهری در ١١٥ق/ ٧٣٣م ازآن‌جمله بود. سرانجام عقبة بن حجاج اموی گروهی از مسلمانان را در پامپلونا ــ مرکز ناحیۀ باسک ــ مستقر ساخت (ابن‌عذری، ٢/ ٢٩؛ مقری، ٣/ ١٨-١٩؛ عنان، ١(١)/ ٢٠٧-٢٠٨؛ ابن‌حیان، چ چالمتا، ٥/ ١٩٦). در ١٣٨ق مردم باسک پیمان صلح را شکستند و با پادشاه لئون متحد شدند. آنان لشکری را که یوسف‌فهری بدانجا گسیل داشت، منهزم ساختند (اخبار...، ٧٣، ١٠٤؛ ابن‌ابار، همانجا؛ دوزی، ١/ ١٩٨-١٩٩، ٢٠٦).
در ایام زمامداری عبدالرحمان اول کشمکشهایی در شمال اندلس رخ داد. گروهی از عصیان‌گران مسلمان بر ضد حکومت مرکزی قرطبه شوریدند و برای تقویت پایه‌های قدرت خود از پادشاه فرنگ یاری خواستند. او در مسیر خود به بلاد باسک تاخت و پامپلونا را به تصرف خویش درآورد. در این میان مردم باسک در ذیقعدۀ ١٦١/ اوت٧٧٨ به یاری مسلمانان در گذرگاه رُنسوو (به عربی باب‌الشیزورا یا باب الشزری) واقع در ٢٠ کیلومتری پامپلونا بر فرنگان هجوم بردند و آنان را سخت فرو کوفتند (عنان، ١(١)/ ١٧٠، ١٧٣-١٧٨؛ دوزی، ١/ ٢٣٠). عبدالرحمان اول در ١٦٥ق/ ٧٨٢م برای فرونشاندن آتش فتنه به باسک لشکر کشید و اهالی آنجا را به اطاعت خویش در آورد (مقری، ١/ ٣٣٣؛ عنان، ١(١)/ ١٨٤). با اینهمه، بعدها اهالی باسک از تسلیم در برابر حکومت مرکزی قرطبه سرباز زدند و در زمان هشام‌بن عبدالرحمان علم عصیان برافراشتند. هشام سپاهی به آنجا گسیل داشت که باسکها یاری مسیحیان مجاور، حملات مسلمانان را دفع کردند (مقری، ١/ ٣٣٧-٣٣٨). اما سپاهیان اسلام بار دیگر در ١٧٩ق به آنجا تاختند و به پیروزی دست یافتند (ابن‌خطیب، اعمال، ١٢).
در حدود سال ١٨٢ق/ ٧٩٨م باسکها پامپلونا اتحاد خود را با مسلمانان گسستند و خراجگزار آلفونسوی دوم پادشاه لئون شدند. این اقدام با مخالفت غرسیة‌بن ونقو، یکی از رؤسای باسک ــ که به واسطۀ ازدواج نوه‌اش با عبدالله اموی جد عبدالرحمان سوم محسوب می‌شد ــ مواجه گشت (‌ﻧﻜ : ابن‌حزم، ٥٠٢؛ EI٢, I/ ١٠٧٩). هرچند باسکها در پی تقویت پیوند خویشاوندی با مسلمانان بودند (ﻧﻜ : عنان، ١(١)٣٦٢)، اما از هیچ خصومتی با امویان خودداری نمی‌کردند (‌ﻧﻜ : مقری، ١/ ٣٥٠). آنگاه که در ٢٠٨ق/ ٨٢٣م پادشاه فرنگ به باسک حمله کرد، آنان از متحدان دیرین خود یاری طلبیدند. ازاین‌رو، حاکم تطیله با موافقت دولت مرکزی به یاری باسکها شتافت. در نتیجه آنان بر سپاه فرنگیان ظفر یافتند (عنان، ١(١)/ ٢٥٣). اما باسکها به اینهمه تلاش و حسن‌نیت مسلمانان اعتنایی نداشتند و همواره به نواحی مرزی آنان می‌تاختندو این جنگ‌وگریزها که گاه به پیروزی و گاه به شکست سپاه مسلمانان می‌انجامید، سالها ادامه یافت (‌ﻧﻜ : ابن حیان، چ چالتما، ٢/ ١٢٤؛ مقری، ١/ ٣٨٣(. تا آنکه عبدالرحمان دوم در ٢٢٨ق/ ٨٤٣م به باسک تاخت، پامپلونا را ویران ساخت و فرمانروایان آن در برابر حملات سهمگین مسلمانان ناچار به صلح تن دادند. هدف زمامداری اموی از این حملات آن بود تا رعب در دل باسکها افکنند و ضمن تحلیل قوایشان از شدت حملات آنان به سر حدات کشور اسلامی بکاهند (ابن‌حیان، همان چ، ٥/ ١٨٦-١٨٧؛ عنان، ١(١)/ ٢٥٦-٢٥٨، ٢٦٣).
در٢٩٢ق/ ٩٠٥م گروهی از باسکها به رهبری سانچو گارثس اول، دولت ناوارا (درمنابع عربی نبره) را بنیاد نهادند (EI٢، همانجا). در این زمان ناوارا به صورت مملکتی مستقل درآمد و این دولت نوپا بر آن شد تا پیوند دوستی خود را با سرزمینهای اسلامی همجوارش، تثبیت کند. این وضعیت دیری نپایید و این اتحاد به دست بنی‌قیس گسسته شد. پس از آن جنگهای خونینی در ٢٩٤-٢٩٨ق/ ٩٠٧-٩١١م میان آنان درگرفت (عنان، ١(١)/ ٣٦٢-٣٦٣). سرانجام عبدالرحمان سوم که از تهاجمات پادشاه باسک به تطیله به خشم آمده بود، در محرم ٣١٢ به پامپلونا تاخت و دژهای آنجا را گشود. استمداد باسکها از همسایگان مسیحی خود سودی نبخشید و پیش از رسیدن قوای کمکی، مسلمانان شکست سختی به آنان وارد ساختند (ابن عذری، ٢/ ١٨٥-١٨٧). هرچند پس از آن خطوط مرزی اسلام تا حدودی از آسیبهای باسکها در امان ماند، اما بعدها بر اثر ضعف دولت مرکزی مورد تاخت و تاز مجدد قرار گرفت (‌ﻧﻜ : ابن خطیب، همان، ٦٣، الاحاطة، ٣/ ٤٣٤).
سرانجام پادشاهی باسک در سدۀ ٧ق/ ١٣م به قلمرو کاستیل ملحق شد، اما مردم آنجا آزادی پیشین خود را حفظ کردند (بستانی، ٥/ ٤٢١).

مآخذ

ابن‌ابار، محمد، الحلة السیراء، به کوشش حسین مونس، قاهره، ١٩٦٣م؛
ابن‌حزم، علی، جمهرة انساب العرب، بیروت، ١٩٨٣م؛
ابن حیان، المقتبس، به کوشش عبدالرحمان علی حجی، بیروت، ١٩٦٥م؛
همو، همان، ج ٥، به کوشش چالمتا و دیگران، مادرید، ١٩٧٩م؛
ابن خطیب، محمد، الاحاطة فی اخبار غرناطة، به کوشش محمد عبدالله عنان، قاهره، ١٣٩٥ق/ ١٩٧٥م؛
همو، اعمال الاعلام، به کوشش لوی‌پر ووانسال، بیروت، ١٩٥٦م؛
ابن عذاری، احمد، البیان المغرب، به کوشش کولن ولوی‌پر ووانسال، لیدن، ١٩٥١م؛
اخبار مجموعة، به کوشش ابراهیم ابیاری، قاهره، ١٤١٠ق/ ١٩٨٩م؛
اصطخری، ابراهیم، مسالک و ممالک، ترجمۀ کهن فارسی، به کوشش ایرج افشار، تهران، ١٣٤٠ش؛
الامة و السیاسة، منسوب به ابن قتیبه، به کوشش طه محمد زینی، بیروت، دارالمعرفة؛
بستانی، بطرس، دائرةالمعارف، بیروت، دارالمعرفه؛
دوزی، ر.، تاریخ مسلمی اسبانیا، ترجمۀ حسن حبشی، به کوشش جمال محرز و مختار عبادی، قاهره، ١٩٦٢م؛
عنان، محمد عبدالله، دولة الاسلام فی الاندلس، قاهره، مؤسسه خانجی، مقری، احمد، نفخ الطیب، به کوشش احسان عباس، بیروت، ١٩٦٨م؛
نیز:

Americana;
britannica, ١٩٧٨;
colier's encyclopedia, new york, ١٩٨٦;
EI٢;
funk and wagnalls new encyclopedia, new york, ١٩٧٢;
grand larousse;
GSE.

عزت ‌ملاابراهیمی