دائرة المعارف بزرگ اسلامی
(١)
ابن ابی جراده
١ ص
(٢)
ابراهیمیه اباضیه
٢ ص
(٣)
ابراهیم بن اسماعیل دیباج
٣ ص
(٤)
ابراهیم بن ابی بکر بن ابی سمّال
٤ ص
(٥)
اباظه
٥ ص
(٦)
آیین نامه
٦ ص
(٧)
آیه الله
٧ ص
(٨)
آیواز
٨ ص
(٩)
جن
٩ ص
(١٠)
آوار
١٠ ص
(١١)
ابالیش
١١ ص
(١٢)
جعفربای
١٢ ص
(١٣)
جلالوند
١٣ ص
(١٤)
جلیلوند
١٤ ص
(١٥)
جمشیدزایی
١٥ ص
(١٦)
جمعه بازار
١٦ ص
(١٧)
جمعیت
١٧ ص
(١٨)
جوانمرد قصاب
١٨ ص
(١٩)
جادو
١٩ ص
(٢٠)
جاف
٢٠ ص
(٢١)
جاط
٢١ ص
(٢٢)
جاکی
٢٢ ص
(٢٣)
جانکی
٢٣ ص
(٢٤)
جاوید
٢٤ ص
(٢٥)
جباره
٢٥ ص
(٢٦)
جبال بارزی
٢٦ ص
(٢٧)
جبیرات
٢٧ ص
(٢٨)
جت،
٢٨ ص
(٢٩)
جریده
٢٩ ص
(٣٠)
ترکاشوند
٣١ ص
(٣١)
ترکمن، قوم
٣٢ ص
(٣٢)
ترنابازی
٣٣ ص
(٣٣)
تسبیح
٣٤ ص
(٣٤)
تشرف، آیین
٣٥ ص
(٣٥)
تعاون، واژه ای
٣٦ ص
(٣٦)
تعبیر خواب
٣٧ ص
(٣٧)
تعزیهنامه
٣٨ ص
(٣٨)
تعزیه
٣٩ ص
(٣٩)
تعزیهخوانی
٤٠ ص
(٤٠)
تعویذ
٤١ ص
(٤١)
تفأل و تطیر
٤٢ ص
(٤٢)
تقدیر
٤٣ ص
(٤٣)
تکلو
٤٤ ص
(٤٤)
تکیه
٤٥ ص
(٤٥)
توپکانلو
٤٦ ص
(٤٦)
توغ
٤٧ ص
(٤٧)
تیموری
٤٨ ص
(٤٨)
جهاز
٤٩ ص
(٤٩)
جهانبگلو
٥٠ ص
(٥٠)
جهیزیه
٥١ ص
(٥١)
چالانچی
٥٢ ص
(٥٢)
چادرنشینی
٥٣ ص
(٥٣)
چادر
٥٤ ص
(٥٤)
چایخانه
٥٥ ص
(٥٥)
چاووش و چاووشی
٥٦ ص
(٥٦)
چراغانی
٥٧ ص
(٥٧)
چرام
٥٨ ص
(٥٨)
چشمزخم
٥٩ ص
(٥٩)
چشمههای مقدس
٦٠ ص
(٦٠)
چعب
٦١ ص
(٦١)
چهارشنبهسوری
٦٢ ص
(٦٢)
چهارلنگ
٦٣ ص
(٦٣)
چگنی
٦٤ ص
(٦٤)
چل سرو
٦٥ ص
(٦٥)
چله
٦٦ ص
(٦٦)
چنار
٦٧ ص
(٦٧)
چهل کلید، جام
٦٨ ص
(٦٨)
حاج علیلو
٦٩ ص
(٦٩)
اثاث
٧٠ ص
(٧٠)
اچکزی
٧١ ص
(٧١)
پهلوان
٧٢ ص
(٧٢)
پیران
٧٣ ص
(٧٣)
پیلهوری
٧٤ ص
(٧٤)
پیوک*
٧٥ ص
(٧٥)
تابوت
٧٦ ص
(٧٦)
تاتار
٧٧ ص
(٧٧)
تات
٧٨ ص
(٧٨)
تابوتگردانی
٧٩ ص
(٧٩)
تاجیک
٨٠ ص
(٨٠)
تاک
٨١ ص
(٨١)
تبار*
٨٢ ص
(٨٢)
تبرک
٨٣ ص
(٨٣)
تخته حوضی*
٨٤ ص
(٨٤)
تخت خوانی*
٨٥ ص
(٨٥)
تحویل
٨٦ ص
(٨٦)
تربت
٨٧ ص
(٨٧)
امام خوانی
٨٨ ص
(٨٨)
ام صبیان
٨٩ ص
(٨٩)
انبیاخوانی
٩٠ ص
(٩٠)
انار
٩١ ص
(٩١)
اوی
٩٢ ص
(٩٢)
اویغور
٩٣ ص
(٩٣)
اهل هوا
٩٤ ص
(٩٤)
ایام المعجوز
٩٥ ص
(٩٥)
ایل
٩٦ ص
(٩٦)
ایلات خمسه
٩٧ ص
(٩٧)
ایلسون
٩٨ ص
(٩٨)
اینالو
٩٩ ص
(٩٩)
بابا احمدی
١٠٠ ص
(١٠٠)
ابراهیم قزوینی
١٠١ ص
(١٠١)
حجله عزا
١٠٢ ص
(١٠٢)
حجله عروس
١٠٣ ص
(١٠٣)
بابان
١٠٤ ص
(١٠٤)
باجلوند
١٠٥ ص
(١٠٥)
باجلان
١٠٦ ص
(١٠٦)
باچوانلو
١٠٧ ص
(١٠٧)
باران خواهی
١٠٨ ص
(١٠٨)
بارزانی
١٠٩ ص
(١٠٩)
بارکزایی
١١٠ ص
(١١٠)
بازگیر
١١١ ص
(١١١)
باسک
١١٢ ص
(١١٢)
ابّار
١١٣ ص
(١١٣)
حسنوند
١١٤ ص
(١١٤)
احمد بن علویه
١١٥ ص
(١١٥)
باصری
١١٦ ص
(١١٦)
باطل سحر
١١٧ ص
(١١٧)
باله وند
١١٨ ص
(١١٨)
بامدی
١١٩ ص
(١١٩)
بامری
١٢٠ ص
(١٢٠)
باویه
١٢١ ص
(١٢١)
باوی
١٢٢ ص
(١٢٢)
بتر
١٢٣ ص
(١٢٣)
بجنگ
١٢٤ ص
(١٢٤)
بچاقچی
١٢٥ ص
(١٢٥)
بختک
١٢٦ ص
(١٢٦)
بخت گشایی
١٢٧ ص
(١٢٧)
بختی
١٢٨ ص
(١٢٨)
بدوح
١٢٩ ص
(١٢٩)
براهویی
١٣٠ ص
(١٣٠)
بربری
١٣١ ص
(١٣١)
بردالعجوز
١٣٢ ص
(١٣٢)
بزچلو
١٣٣ ص
(١٣٣)
بزکشی
١٣٤ ص
(١٣٤)
بست
١٣٥ ص
(١٣٥)
بگ زاده
١٣٦ ص
(١٣٦)
بکشلو
١٣٧ ص
(١٣٧)
بلباس
١٣٨ ص
(١٣٨)
بلوچ
١٣٩ ص
(١٣٩)
بلوط
١٤٠ ص
(١٤٠)
بله برون
١٤١ ص
(١٤١)
بند بازی
١٤٢ ص
(١٤٢)
بویر احمدی
١٤٣ ص
(١٤٣)
بهارلو
١٤٤ ص
(١٤٤)
بهاروند
١٤٥ ص
(١٤٥)
بهتویی
١٤٦ ص
(١٤٦)
بهداروند
١٤٧ ص
(١٤٧)
بهمنگان
١٤٨ ص
(١٤٨)
بهمئی
١٤٩ ص
(١٤٩)
بی بی
١٥٠ ص
(١٥٠)
بیرانوند
١٥١ ص
(١٥١)
بیگدلی
١٥٢ ص
(١٥٢)
پاپی
١٥٣ ص
(١٥٣)
پادنگ
١٥٤ ص
(١٥٤)
پازوکی
١٥٥ ص
(١٥٥)
پاگشا
١٥٦ ص
(١٥٦)
پدر سالاری
١٥٧ ص
(١٥٧)
پرده خوانی
١٥٨ ص
(١٥٨)
پرسه
١٥٩ ص
(١٥٩)
پری
١٦٠ ص
(١٦٠)
پری خوانی
١٦١ ص
(١٦١)
پزشکی اسلامی
١٦٢ ص
(١٦٢)
پشتون، قوم
١٦٣ ص
(١٦٣)
پماک
١٦٤ ص
(١٦٤)
پنج تن
١٦٥ ص
(١٦٥)
پنجه
١٦٦ ص
(١٦٦)
پنجۀ مریم
١٦٧ ص
(١٦٧)
ارگبا
١٦٨ ص
(١٦٨)
اساریر
١٦٩ ص
(١٦٩)
اسب دوانی
١٧٠ ص
(١٧٠)
استاجلو
١٧١ ص
(١٧١)
استخاره
١٧٢ ص
(١٧٢)
استسقا
١٧٣ ص
(١٧٣)
اسباب خانه
١٧٤ ص
(١٧٤)
اسفند
١٧٥ ص
(١٧٥)
حسین کرد شبستری
١٧٦ ص
(١٧٦)
حنا
١٧٧ ص
(١٧٧)
حیدرانلو
١٧٨ ص
(١٧٨)
حیدرلو
١٧٩ ص
(١٧٩)
خالکوبی
١٨٠ ص
(١٨٠)
خان
١٨١ ص
(١٨١)
آشپزی
١٨٢ ص
(١٨٢)
خرما*
١٨٤ ص
(١٨٣)
خزل
١٨٥ ص
(١٨٤)
خلج
١٨٦ ص
(١٨٥)
خلعت
١٨٧ ص
(١٨٦)
خانواده
١٨٨ ص
(١٨٧)
ختم*
١٨٩ ص
(١٨٨)
ختنه سوران*
١٩٠ ص
(١٨٩)
ختنه
١٩١ ص
 
٠ ص
١ ص
٢ ص
٣ ص
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص

دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٦٧ - چنار

چنار


نویسنده (ها) :
مهبانو علیزاده
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٦ آذر ١٣٩٨
تاریخچه مقاله

چِنار، نام درختی از خانوادۀ چناریان و از درختان بومی مناطق جنوب و غرب اروپا و فلات ایران که از دیرباز ارزشی ویژه نزد مردم جوامع مختلف داشته است. این درخت با نام علمی پلاتانوس اُرینتالیس معروف است و در زبان عربی الدُلب (خلیل بن احمد، ٨ / ٤١؛ جوهری، ١ / ١٢٥؛ مظفریان، ٥٨٤) و صِنار، مُعَرّب چنار نامیده می‌شود ( تاج ... ، نیز ابن‌منظور، ذیل دلب و صنر).
بلندی، برگهای پهن و سایه افکنی، نداشتن میوه و درازی عمر، از شاخصه‌های اصلی درخت چنار به شمار می‌رود (رشیدالدین، ٥٥-٥٧). هر کدام از این ویژگیها باورهایی پدید آورده که در منابع دینی، تاریخی و ادبی آمده است. در داستان یعقوب نبی (ع) در سِفر پیدایش، چوب این درخت اثرگذار در زایش و فزونی‌زادورود رمه دانسته شده است (٣٠: ٣٧-٤٢). همین‌طور در تعبیرهایی در سِفر حزقیال، بزرگی، عظمت و پایندگی فرعون به چنار تشبیه و مَثَل زده شده است (٣١ : ٨ ؛ نیز دائرة‌المعارف ... ، ٣ / ٤٤١).
امکان پیوند درخت تاک با چنار در کشاورزی ( یواقیت ... ، ٢٢٤؛ فاضل، ١٩٨)، وکهن‌سالی و سرسبزی و هر ساله پوست انداختن و رنگ سبز روشن گرفتن و جوان شدن شاخه‌های درخت، سبب تقدس و مظهر برکت و نعمت شدن چنار در اندیشۀ ایرانیان شده است (بهار، ٩٦).
درخت چنار نزد پادشاهان پارس مقدس شمرده می‌شد و در دربار آنان پیوسته دو درخت زرین چنار و تاک آراسته به انواع گوهرها به مفهوم پادشاهی و مظهر مبانی پادشاهی بود. به هنگام لشکرکشی داریوش به یونان نیز مجسمۀ زرین چنار و تاکی به او هدیه شد (همو، ٩٥-٩٦ ؛ ادی، ٣٣-٣٤). با توجه به اینکه آرزوی طول عمر از سوی انسان، خواستی دیرینه است، تجلی این خواسته، گاه به صورت فرافکنی در عمر چنار نمود پیدا کرده است (نابلسی، ٢ / ٣٤).
باور به عظمت و پایندگی این درخت، گاه به‌صورت تمسک جستن به آن بروز کرده است؛ چنان‌که در لشکرکشی خشایارشا به یونان گفته‌اند که وی در میانۀ راه درخت چنار زیبایی یافت و دستور داد تا آن را با زیورهایی آراستند و سپس درخت چنار را «تحت محافظت جاویدانان قرار داد» (هرودت، II / ٤٨٥؛ نیز نک‌ : ادی، ٣٣). نشانه‌هایی از هم‌گرایی تاک و چنار را می‌توان در برخی از آثـار هنری نیز مشاهده کـرد (برای نمونه، نک‌ : شاهکارها ... ، ٤٦٢).
پس از ظهور اسلام، این باورها در جامعۀ ایران و جوامع اسلامی ادامه یافت و با حفظ مفاهیم بنیادین آنها تغییراتی در ساختار این باورها و ویژگیهای مثبت و منفی آنها بروز کرد. برای مثال فخرالدین رازی در تفسیر قرآن کریم دربارۀ آفرینش گیاهان و توصیف چگونگی تغذیۀ آنها (نک‌ : طه / ٢٠ / ٧)، چنار را از بهترین انواع درختان نامیده است (٢٢ / ٩)؛ برخی دیگر هم آن را چنین معرفی کرده‌اند (انطاکی، ١ / ١٥٣). همچنین در مقابل شاخصه‌ها و صفات مثبت درخت چنار می‌توان به شاخصه‌های منفی آن نیز اشاره کرد؛ مثلاً در تمثیلها و مَثَلها گاهی بلندی درخت چنار با منظری متفاوت نگریسته شده، و افراد بلندقامت را به تمسخر به چنار نسبت داده‌اند؛ برای نمونه، در برخی منابع هنگام سخن گفتن از غزوۀ تبوک، به یکی از سپاهیان دشمن اشاره شده است که او را به مسخره، چنار می‌خواندند (متقی، ١٣ / ٣٧).
بومی بودن درخت چنار، در سرزمین ایران ارتباطی نزدیک میان مردم با این درخت به وجود آورده است. در ایران و برخی از کشورهای اسلامی منطقه، درخت چنار نقش اقتصادی در زندگی مردم جامعه داشته است و مردم از کاشت و پرورش این درخت بهره‌ می‌برده‌اند؛ حتى گفته شده ملامحمدصالح مازندرانی از برگ آن برای نوشتن استفاده می‌کرده است (گزی، ٧٢). این نقش اقتصادی در استفتائات مردم دربارۀ خمس، زکات، خرید و فروش درخت چنار، نمود یافته، و بحثهایی را درکتابهای فقهی و توضیح المسائلها مطرح کرده است (نک‌ : ابن‌عابدین، ١ / ٢٧٩؛ میرزای قمی، ٤ / ٦-٧؛ خمینی، ٢٣٥، ٣٠٥). وجود چنارهای تنومند و کهن‌سال در پیرامون یا در داخل بسیاری از بقاع متبرکه، امامزاده‌ها، مساجد و دیگر اماکن مقدس، رابطه‌ای قداست گونه میان درخت و اماکن به وجود آورده است؛ به‌طوری‌که گاه مکان مقدس در مجاورت درخت چنار، تقدسی افزون‌تر می‌یابد.
براساس باور به تقدس این درخت و نقش برکت‌زایی به محصول و خانواده و بارورکردن زنان و رونق بخشیدن به کسب و‌کار (بهار، ٩٦)، مردم به آن توسل می‌جویند و با آویختن پارچه به شاخه‌های آن دخیل می‌بندند و با روشن‌کردن شمع در پای تنۀ چنار به نذر و نیاز می‌پردازند. در فرهنگ عامۀ ایران برای برخی درختان چنار کراماتی پنداشته‌اند. نمونۀ آن درخت چنار امامزاده علی اصغر در زرآباد قزوین است که می‌گویند همه‌ساله در روز عاشورا برای مظلومیت و شهادت امام حسین (ع) خون می‌گرید و این خون به صورت صمغی سرخ رنگ از آن بیرون می‌تراود (گلریز، ١ / ٧٠٨). شهرت این درخت چنان بوده که در سدۀ قبل، محمدرضا بن میر محمد قاسم حسینی قزوینی کتابی تحت عنوان چنار خونبار دربارۀ آن، تألیف نموده است (نک‌ : آقابزرگ، ٥ / ٣٠٨- ٣٠٩؛ دربارۀ روایت جاری شدن خون از زیر سنگ در روز عاشورا، نیز نک‌ : ه‌ د، عاشورا).
در آثار خواب‌گزاران نیز درخت چنار نمود یافته است. ابن‌ سیرین (د ١١٠ق / ٧٢٩م) قدیمی‌ترین نویسنده در مبحث خواب‌گزاری، دیدن چنار در خواب را به مردی بلندقامت، پراولاد و بدخُلق تعبیر کرده است که نه مال دارد و نه خیری از او به کسی می‌رسد (٢ / ٢٠٧؛ نیز نک‌ : نابلسی، ١ / ٢٧٩؛ ابن‌شاهین، ١ / ٣٦٢). همچنین نوشته‌اند که هرگاه جنگاوری به هنگام رفتن به جنگ درخت چنار خواب ببیند، تعبیر و معنای خوبی دارد (نابلسی، همانجا). چنار و برخی از ویژگیهای آن، به‌ویژه از آن بابت که چنار به خودی خود آتش می‌گیرد و خودسوزی می‌کند، در اشعار شاعران نیز بازتاب یافته است (برای مثال، انوری، ١ / ١٦١، ٢ / ٧١٤؛ ناصر خسرو، ٣٥٥؛ نیز نک‌ : یاحقی، ١٧٠-١٧١).
قداست و برخی از ویژگیهای درخت چنار مانند کهن‌سالی و سرسبزیِ همیشگی و اعتقاد به برکت‌زایی و مراددهی باعث شده است تا بسیاری از روستاها، قریه‌ها و رباطها در شهرها و روستاهای مختلف ایران، از غرب تا شرق با نام این درخت، ترکیب شوند و یا به نام آن خوانده شوند، مانند چنار رباط، چناران و چناربن (بابر، ١٤٨؛ نظام‌الدین، ٢١٠؛ فسایی، ٢ / ١٢٤٠؛ نصری اشرفی، ٢ / ٩٠٩). همچنین پاره‌ای از محلات در شهرها و آبادیها معروفیت خود را از چنار یا چنارهای کهن محله گرفته، و به نام آن خوانده شده‌اند؛ مانند محلۀ پاچنار شهر تهران، یا بش قارداش (اشاره به ٥ چنار) در نزدیکی بجنورد، و آبادی چنار در اطراف کاشان (افشار، ٥٦، ١٥٧، ١٩٥، ٣٤٨).
در برخی از مناطق سرزمین ایران، چنارهایی بسیار کهن‌سال با عمری حدود یا بیش از هزار سال وجود دارد که در منابع و سفرنامه‌ها به آنها اشاره شده است (برای نمونه، نک‌ ‌: کلاویخو، ٢٣٣؛ دیولافوا، ١٥٩؛ یول، ١٨٧). چنارهای کهن‌سال صحن امامزاده یحیى (ع) با طول عمر هزار ساله و چنار عباسی در محوطۀ ارگ تهران (امین، ١٠ / ٢٨٥؛ معیرالممالک، ١٦، ٢٨)، از قدیم‌ترین نمونه‌های چنارهای کهن در ایران‌اند. همچنین چنارهای بسیار تنومند و کهن دیگر مانند چنار امامزاده صالح (ع) در تجریش تهران (دیولافوا، همانجا) و چنار بازار شهر محلات که به‌سبب‌ پوسیدگی درون تنۀ آنها در طی زمان، و پدید آمدن حفرۀ بزرگی در آنها مردم از آنها برای اقامتگاه و غالباً محل کسب‌وکار استفاده می‌کردند. اینها نشانه‌هایی از همزیستی انسان با درخت، به‌ویژه درخت چنار است که در آثار هنری نیز بازتاب یافته است (شاهکارها، ١٥١، نیز برای اعتکاف، نک‌ : ٥٠١).
با آنکه بسیاری از چنارهای کهن در سدۀ اخیر ثبت تاریخی شده‌اند، اما در دهه‌های اخیر برخی از کهن‌سال‌ترین و معروف‌ترین آنها مانند چنار امامزاده صالح (ع)، چنار بازار محلات و چنار ٥٠٠ سالۀ دامغان قطع شده‌اند (انجوی، ٢٧٤).

در متون گیاه‌پزشکی و گیاه‌درمانی سنتی برای اجزائی از درخت چنار مانند چوب، پوسته و برگ آن، خواص درمانی و منفعتها و مضرتهایی بیان شده است. مثلاً پوست و برگ چنار را برای درمان تنگی نفس و درمان نیش عقرب (حکیم مؤمن، ٢٦٩؛ سرورالدین، ٨٤، ٣٨١)، و ضماد برگ تازۀ آن را برای از بین بردن ورم زانو و بهبود جراحت و بندآمدن خون به‌کار می‌برده‌اند (ابن‌بیطار، ١ / ٩٤؛ ابن‌ربن، ٤٠٣؛ انطاکی، ١ / ١٥٤). عطار یزدی جوشاندۀ برگ چنار در سرکه را برای رفع درد دندان مفید، و دود آن را برای انسان مضر و احتمال سبب کری و کوری دانسته است (نک‌ : همو، ١ / ١٦١). از بخور برگ درخت چنار، همچون رماننده و از میان برندۀ برخی حشرات موذی استفاده می‌کرده‌اند (ابشیهی، ٢ / ٢٣٩؛ انطاکی، همانجا؛ حکیم مؤمن، ٢٧١). خود درخت چنار همچنین رمانندۀ خفاش است (دمیری، ١ / ٢٩٦-٢٩٧؛ ابشیهی، ٢ / ٢٥٦، ٢٦٩؛ قلقشندی، ٢ / ٧٣، ٩١؛ انطاکی، همانجا).

مآخذ

آقابزرگ، الذریعة؛
ابشیهی، محمد، المستطرف، به کوشش مفید محمد قمیحه، بیروت، ١٩٨٦م؛
ابن‌بیطار، عبدالله، الجامع لمفردات الادویة و الاغذیة، قاهره، ١٢٩١ق؛
ابن ربن، علی، فردوس الحکمة، به کوشش محمد زبیر صدیقی، برلین، ١٩٢٨م؛
ابن‌سیرین، محمد، منتخب الکلام فی تفسیر الاحلام، قاهره، ١٣٤٩ق / ١٩٤٠م؛
ابن‌شاهین ظاهری، خلیل، الاشارات فی علم العبارات، به کوشش سید کسروی حسن، بیروت، ١٤١٣ق / ١٩٩٣م؛
ابن‌عابدین، محمد امین، تکملة حاشیة رد المحتار، بیروت، ١٤١٥ق / ١٩٩٥م؛
ابن‌منظور، لسان؛
ادی، س. ک.، آیین شهریاری در شرق، ترجمۀ فریدون بدره‌ای، تهران، ١٣٤٧ش؛
افشار، ایرج، سفرنامچۀ گلگشت در وطن، تهران، ١٣٨٤ش؛
امین، محسن، اعیان الشیعة، به کوشش حسن امین، بیروت، ١٤٠٦ق / ١٩٨٦م؛
انجوی شیرازی، ابوالقاسم و محمود ظریفیان، گذری و نظری در فرهنگ مردم، تهران، ١٣٧١ش؛
انطاکی، داوود، تذکرة اولی الالباب، قاهره، ١٤١٦ق / ١٩٩٦م؛
انوری، محمد، دیوان، به کوشش محمد تقی مدرس رضوی، تهران، ١٣٤٧ش؛
بابر، ظهیرالدین محمد، بابرنامه، به کوشش ایجی مانو، کیوتو، ١٩٩٦م؛
بهار، مهرداد، «درخت مقدس»، الفبا، تهران، س ١، شم‌ ١؛
تاج العروس؛
جوهری، اسماعیل، صحاح، به کوشش احمد عبدالغفور عطار، قاهره، ١٣٧٦ق / ١٩٥٦م؛
حکیم مؤمن، محمد، تحفة المؤمنین، تهران، ١٣٤٥ش؛
خلیل بن احمد، العین، به کوشش مهدی مخزومی و ابراهیم سامرایی، بغداد، ١٩٨١-١٩٨٢م؛
خمینی، روح‌الله، توضیح المسائل، تهران، ١٤٠٩ق؛
دائرة‌المعارف الکتابیة، به کوشش صموئیل حبیب و دیگران، قاهره، ١٤١٢ق / ١٩٩١م؛
دمیری، محمد، حیاة الحیوان الکبرى، بیروت، دارالفکر؛
رشیدالدین فضل‌الله، آثار و احیاء، به کوشش منوچهر ستوده و ایرج افشار، تهران، ١٣٦٨ش؛
سرورالدین، محمد، الطب الکبیر یا فرشتۀ نجات، تهران، ١٣٥٠ش؛
شاهکارهای نگارگری ایران، موزۀ هنرهای معاصر، تهران، ١٣٨٤ش؛
فاضل هروی، ارشاد الزراعة، به کوشش محمد مشیری، تهران، ١٣٤٦ش؛
عهد عتیق؛
فخرالدین رازی، التفسیر الکبیر، بیروت، ١٤١٠ق / ١٩٩٠م؛
فسایی، حسن، فارس‌نامۀ ناصری، به کوشش منصور رستگار فسایی، تهران، ١٣٦٧ش؛
قرآن کریم؛
قلقشندی، احمد، صبح‌الاعشى، به کوشش یوسف علی طویل، دمشق، ١٤٠٧ق / ١٩٨٧م؛
کلاویخو، ر.، سفرنامه، ترجمۀ مسعود رجب نیا، تهران، ١٣٣٧ش؛
گزی اصفهانی، عبدالکریم، تذکرة القبور، به کوشش ناصر باقری بیدهندی، قم، ١٣٧١ق؛
گلریز، محمدعلی، مینودر، تهران، ١٣٦٨ش؛
متقی هندی، علی، کنزالعمال، به کوشش بکری حیانی و صفوت سقا، بیروت، ١٤٠٩ق / ١٩٨٩م؛
مظفریان، ولی‌الله، درختان و درختچه‌های ایران، تهران، ١٣٨٣ش؛
معیرالممالک، دوستعلی، یادداشتهایی از زندگانی خصوصی ناصرالدین شاه، تهران، ١٣٦١ش؛
میرزای قمی، ابوالقاسم، جامع الشتات، به کوشش مرتضى رضوی، تهران، ١٣٧١ش؛
نابلسی، عبدالغنی، تعطیر الانام، قاهره، کتابخانۀ مصطفى البابی الحلبی؛
ناصر خسرو، دیوان، به کوشش مجتبى مینوی و مهدی محقق، تهران، ١٣٦٨ش؛
نصری اشرفی، جهانگیر، فرهنگ واژگان تبری، تهران، ١٣٨١ش؛
نظام الدین شامی، ظفرنامه، به کوشش محمد احمد پناهی سمنانی، تهران، ١٣٦٣ش؛
یاحقی، محمد جعفر، فرهنگ اساطیر، تهران، ١٣٦٩ش؛
یواقیت العلوم و دراری النجوم، به کوشش محمدتقی دانش‌پژوه، تهران، ١٣٦٤ش؛
نیز:

Dieulafoy, J., La Perse, la Chaldée et la Susiane, Paris, ١٨٨٧;
Herodotus, The History, tr. J. E. Powell, Oxford, ١٩٤٩;
Yule, H. and A. C. Burnell, Hobson-Jobson, A Glossary of Collquial Anglo-Indian Words and Phrases ... , London, ١٩٠٣.

مهبانو علیزاده