دائرة المعارف بزرگ اسلامی
(١)
ابن ابی جراده
١ ص
(٢)
ابراهیمیه اباضیه
٢ ص
(٣)
ابراهیم بن اسماعیل دیباج
٣ ص
(٤)
ابراهیم بن ابی بکر بن ابی سمّال
٤ ص
(٥)
اباظه
٥ ص
(٦)
آیین نامه
٦ ص
(٧)
آیه الله
٧ ص
(٨)
آیواز
٨ ص
(٩)
جن
٩ ص
(١٠)
آوار
١٠ ص
(١١)
ابالیش
١١ ص
(١٢)
جعفربای
١٢ ص
(١٣)
جلالوند
١٣ ص
(١٤)
جلیلوند
١٤ ص
(١٥)
جمشیدزایی
١٥ ص
(١٦)
جمعه بازار
١٦ ص
(١٧)
جمعیت
١٧ ص
(١٨)
جوانمرد قصاب
١٨ ص
(١٩)
جادو
١٩ ص
(٢٠)
جاف
٢٠ ص
(٢١)
جاط
٢١ ص
(٢٢)
جاکی
٢٢ ص
(٢٣)
جانکی
٢٣ ص
(٢٤)
جاوید
٢٤ ص
(٢٥)
جباره
٢٥ ص
(٢٦)
جبال بارزی
٢٦ ص
(٢٧)
جبیرات
٢٧ ص
(٢٨)
جت،
٢٨ ص
(٢٩)
جریده
٢٩ ص
(٣٠)
ترکاشوند
٣١ ص
(٣١)
ترکمن، قوم
٣٢ ص
(٣٢)
ترنابازی
٣٣ ص
(٣٣)
تسبیح
٣٤ ص
(٣٤)
تشرف، آیین
٣٥ ص
(٣٥)
تعاون، واژه ای
٣٦ ص
(٣٦)
تعبیر خواب
٣٧ ص
(٣٧)
تعزیهنامه
٣٨ ص
(٣٨)
تعزیه
٣٩ ص
(٣٩)
تعزیهخوانی
٤٠ ص
(٤٠)
تعویذ
٤١ ص
(٤١)
تفأل و تطیر
٤٢ ص
(٤٢)
تقدیر
٤٣ ص
(٤٣)
تکلو
٤٤ ص
(٤٤)
تکیه
٤٥ ص
(٤٥)
توپکانلو
٤٦ ص
(٤٦)
توغ
٤٧ ص
(٤٧)
تیموری
٤٨ ص
(٤٨)
جهاز
٤٩ ص
(٤٩)
جهانبگلو
٥٠ ص
(٥٠)
جهیزیه
٥١ ص
(٥١)
چالانچی
٥٢ ص
(٥٢)
چادرنشینی
٥٣ ص
(٥٣)
چادر
٥٤ ص
(٥٤)
چایخانه
٥٥ ص
(٥٥)
چاووش و چاووشی
٥٦ ص
(٥٦)
چراغانی
٥٧ ص
(٥٧)
چرام
٥٨ ص
(٥٨)
چشمزخم
٥٩ ص
(٥٩)
چشمههای مقدس
٦٠ ص
(٦٠)
چعب
٦١ ص
(٦١)
چهارشنبهسوری
٦٢ ص
(٦٢)
چهارلنگ
٦٣ ص
(٦٣)
چگنی
٦٤ ص
(٦٤)
چل سرو
٦٥ ص
(٦٥)
چله
٦٦ ص
(٦٦)
چنار
٦٧ ص
(٦٧)
چهل کلید، جام
٦٨ ص
(٦٨)
حاج علیلو
٦٩ ص
(٦٩)
اثاث
٧٠ ص
(٧٠)
اچکزی
٧١ ص
(٧١)
پهلوان
٧٢ ص
(٧٢)
پیران
٧٣ ص
(٧٣)
پیلهوری
٧٤ ص
(٧٤)
پیوک*
٧٥ ص
(٧٥)
تابوت
٧٦ ص
(٧٦)
تاتار
٧٧ ص
(٧٧)
تات
٧٨ ص
(٧٨)
تابوتگردانی
٧٩ ص
(٧٩)
تاجیک
٨٠ ص
(٨٠)
تاک
٨١ ص
(٨١)
تبار*
٨٢ ص
(٨٢)
تبرک
٨٣ ص
(٨٣)
تخته حوضی*
٨٤ ص
(٨٤)
تخت خوانی*
٨٥ ص
(٨٥)
تحویل
٨٦ ص
(٨٦)
تربت
٨٧ ص
(٨٧)
امام خوانی
٨٨ ص
(٨٨)
ام صبیان
٨٩ ص
(٨٩)
انبیاخوانی
٩٠ ص
(٩٠)
انار
٩١ ص
(٩١)
اوی
٩٢ ص
(٩٢)
اویغور
٩٣ ص
(٩٣)
اهل هوا
٩٤ ص
(٩٤)
ایام المعجوز
٩٥ ص
(٩٥)
ایل
٩٦ ص
(٩٦)
ایلات خمسه
٩٧ ص
(٩٧)
ایلسون
٩٨ ص
(٩٨)
اینالو
٩٩ ص
(٩٩)
بابا احمدی
١٠٠ ص
(١٠٠)
ابراهیم قزوینی
١٠١ ص
(١٠١)
حجله عزا
١٠٢ ص
(١٠٢)
حجله عروس
١٠٣ ص
(١٠٣)
بابان
١٠٤ ص
(١٠٤)
باجلوند
١٠٥ ص
(١٠٥)
باجلان
١٠٦ ص
(١٠٦)
باچوانلو
١٠٧ ص
(١٠٧)
باران خواهی
١٠٨ ص
(١٠٨)
بارزانی
١٠٩ ص
(١٠٩)
بارکزایی
١١٠ ص
(١١٠)
بازگیر
١١١ ص
(١١١)
باسک
١١٢ ص
(١١٢)
ابّار
١١٣ ص
(١١٣)
حسنوند
١١٤ ص
(١١٤)
احمد بن علویه
١١٥ ص
(١١٥)
باصری
١١٦ ص
(١١٦)
باطل سحر
١١٧ ص
(١١٧)
باله وند
١١٨ ص
(١١٨)
بامدی
١١٩ ص
(١١٩)
بامری
١٢٠ ص
(١٢٠)
باویه
١٢١ ص
(١٢١)
باوی
١٢٢ ص
(١٢٢)
بتر
١٢٣ ص
(١٢٣)
بجنگ
١٢٤ ص
(١٢٤)
بچاقچی
١٢٥ ص
(١٢٥)
بختک
١٢٦ ص
(١٢٦)
بخت گشایی
١٢٧ ص
(١٢٧)
بختی
١٢٨ ص
(١٢٨)
بدوح
١٢٩ ص
(١٢٩)
براهویی
١٣٠ ص
(١٣٠)
بربری
١٣١ ص
(١٣١)
بردالعجوز
١٣٢ ص
(١٣٢)
بزچلو
١٣٣ ص
(١٣٣)
بزکشی
١٣٤ ص
(١٣٤)
بست
١٣٥ ص
(١٣٥)
بگ زاده
١٣٦ ص
(١٣٦)
بکشلو
١٣٧ ص
(١٣٧)
بلباس
١٣٨ ص
(١٣٨)
بلوچ
١٣٩ ص
(١٣٩)
بلوط
١٤٠ ص
(١٤٠)
بله برون
١٤١ ص
(١٤١)
بند بازی
١٤٢ ص
(١٤٢)
بویر احمدی
١٤٣ ص
(١٤٣)
بهارلو
١٤٤ ص
(١٤٤)
بهاروند
١٤٥ ص
(١٤٥)
بهتویی
١٤٦ ص
(١٤٦)
بهداروند
١٤٧ ص
(١٤٧)
بهمنگان
١٤٨ ص
(١٤٨)
بهمئی
١٤٩ ص
(١٤٩)
بی بی
١٥٠ ص
(١٥٠)
بیرانوند
١٥١ ص
(١٥١)
بیگدلی
١٥٢ ص
(١٥٢)
پاپی
١٥٣ ص
(١٥٣)
پادنگ
١٥٤ ص
(١٥٤)
پازوکی
١٥٥ ص
(١٥٥)
پاگشا
١٥٦ ص
(١٥٦)
پدر سالاری
١٥٧ ص
(١٥٧)
پرده خوانی
١٥٨ ص
(١٥٨)
پرسه
١٥٩ ص
(١٥٩)
پری
١٦٠ ص
(١٦٠)
پری خوانی
١٦١ ص
(١٦١)
پزشکی اسلامی
١٦٢ ص
(١٦٢)
پشتون، قوم
١٦٣ ص
(١٦٣)
پماک
١٦٤ ص
(١٦٤)
پنج تن
١٦٥ ص
(١٦٥)
پنجه
١٦٦ ص
(١٦٦)
پنجۀ مریم
١٦٧ ص
(١٦٧)
ارگبا
١٦٨ ص
(١٦٨)
اساریر
١٦٩ ص
(١٦٩)
اسب دوانی
١٧٠ ص
(١٧٠)
استاجلو
١٧١ ص
(١٧١)
استخاره
١٧٢ ص
(١٧٢)
استسقا
١٧٣ ص
(١٧٣)
اسباب خانه
١٧٤ ص
(١٧٤)
اسفند
١٧٥ ص
(١٧٥)
حسین کرد شبستری
١٧٦ ص
(١٧٦)
حنا
١٧٧ ص
(١٧٧)
حیدرانلو
١٧٨ ص
(١٧٨)
حیدرلو
١٧٩ ص
(١٧٩)
خالکوبی
١٨٠ ص
(١٨٠)
خان
١٨١ ص
(١٨١)
آشپزی
١٨٢ ص
(١٨٢)
خرما*
١٨٤ ص
(١٨٣)
خزل
١٨٥ ص
(١٨٤)
خلج
١٨٦ ص
(١٨٥)
خلعت
١٨٧ ص
(١٨٦)
خانواده
١٨٨ ص
(١٨٧)
ختم*
١٨٩ ص
(١٨٨)
ختنه سوران*
١٩٠ ص
(١٨٩)
ختنه
١٩١ ص
 
٠ ص
١ ص
٢ ص
٣ ص
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص

دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٠٢ - حجله عزا

حجله عزا


نویسنده (ها) :
علی بلوکباشی
آخرین بروز رسانی :
دوشنبه ٤ آذر ١٣٩٨
تاریخچه مقاله

حِجْلِۀ عَزا، یا حجلۀ ماتم، شعار و تابوت‌واره‌ای نمادین از حجله یا حجله‌خانۀ عروس که در مراسم عزاداری محرم و تعزیه‌خوانیها و مراسم سوگواری جوانان ناکام و شهید تزیین و به نمایش گذاشته می‌شود.
نظام سنتهـا و بـاورهـای فرهنـگی ـ دینی مردم حوزه‌های جغرافیایی ـ فرهنگی ایران در شکل‌بخشی به این شعار (نشانه و علامت)، اندازه و نوع آرایه‌ها و نقش و نگارهای آن کم و بیش تأثیرگذار بوده است. حجله‌های رایج در ایران معمولاً در دو شکل ساخته می‌شوند:
نخست، حجله‌های مخصوص مراسم سوگواری مرگ جوانان ناکام و مجالس و دسته‌های عزاداری محرم؛ این نوع حجله‌ها را معمولاً به شکل اتاقکی استوانه‌ای ستون‌دار بدون دیواره و با سقفی گنبدی یا تاجی‌شکل روی صفحه یا طبقی چوبی مدور می‌سازند و سطوح نمای ستونها و دورادور کتیبۀ زیر سقف آن را آینه‌کاری و نقاشی یا با کاغذهای رنگین و آویختن شرابه‌های بلورین و گویهای رنگارنگ تزیین می‌کنند (بلوکباشی، نخل‌گردانی، ٢٩؛ نیز نک‌ : ه‌ د، ١٤ / ١٨١؛ بیکر، ١٢٩).
در ماه محرم و مراسم سوگ جوانان این نوع حجله‌ها را با لاله و شمعهای سیاه و سفید و فانوس یا چراغ افروخته و گل لاله تزیین می‌کنند. حجله‌های مخصوص محرم را در جلو مجالس عزاداری و روضه‌ خوانی می‌گذارند و در روزهای تاسوعا و عاشورا آنها را معمولاً همراه برخی از دسته‌های سینه‌زن حمل می‌کنند. حجله‌های مخصوص جوانان را در تمام ایام مراسم سوگواری، به‌ویژه شب سوم، هفتم و چهلم (چله) جوانِ درگذشته در جلو حسینیه و مسجد محل، خانۀ بازماندگان او، و سرگذرها و چهارسوهای بازار می‌گذارند و در شب هفت و چلۀ جوان نیز آنها را به گورستان می‌برند و بر سر گور او می‌نهند (بلوکباشی، همان، ٣٠؛ فقیهی، ٢٨٠).
در برخی از شهرهای ایران، به‌ویژه در تهران قدیم، در مراسم سوگواری مرگ پهلوانان نامدار و لوطیان جوانمرد و خوشنام محله‌ها نیز حجله می‌زد‌ه‌اند (بلوکباشی، همانجا).
در قم حجلۀ عزاداری محرم را که «طبق» می‌نامیدند، با پارچه‌های رنگارنگ و نفیس و آینه و جار و اشیاء بلورین به‌صورت زیبایی می‌آراستند و حجله‌کشان یا طبق‌کشان، که معمولاً سازندۀ حجله‌ها هم بودند، آنها را روی سر می‌گذاشتند و همراه دسته‌های سینه‌زن بنا بر سنّت تا صحن حضرت معصومه‌ (ع) می‌بردند و باز می‌گرداندند. گاهی کودکی سه یا چهار ساله را نیز در حجله می‌نشاندند. طبق‌کشان به‌ هنگام حمل حجله به یکدیگر کمک می‌کردند و وقتی که حجله‌کشی خسته می‌شد، با ندای «ببندید»، دیگران را فرا می‌خواند تا آن را از روی سر او بردارند و روی سر حجله‌کش دیگری بگذارند. در طول راه، پیوسته دور و بر حجله اسفند دود می‌کردند (فقیهی، ٢٧٩-٢٨٠).
دوم، حجله‌هـای مخصوص تعزیه‌خوانی کـه در اجرای تعزیه‌ـ خوانیهای ثابت در تکیه‌ها و حسینیه‌ها و تعزیه‌خوانیهای سیار همراه دسته‌های عزادار در محرم به‌کار می‌رفته است. این نوع حجله را کم‌و‌بیش به شکل نخل (نک‌ : ه‌ د، ١٤ / ١٨٠)، یا عماری و هودج می‌ساختند. برای ساختن آن دو تیر چوبی بلند افقی را به موازات و فاصلۀ ٢ یا ٣ متری هم قرار می‌دادند و با دو تیر چوبی دیگر آن دو را به هم وصل می‌کردند، چنان که دو سر هر یک از این دو تیر حدود یک متر از دو طرف تیرهای افقی بیرون می‌زدند. یک سر ٤ تا ٦ تیر باریک، به بلندی ٥ / ٢ تا ٣ متر را نیز به‌طور عمودی به‌صورت ستون در «کوم» (یا سوراخ‌)‌هایی که در دو تیر افقی کنده بودند، فرو می‌کردند و سر دیگر آنها را با ٢ یا ٣ تیرک هلالی به یکدیگر وصل می‌کردند (شهیدی، ٤٠٨- ٤٠٩).
این نوع حجله را اساساً به یادبود شهادت حضرت قاسم، فرزند امام حسن (ع) و نمایش مراسم عروسی او با حضرت سکینه (فاطمۀ کبرى)، فرزند امام حسین (ع) پیش از شهادتش در واقعۀ کربلا و در «تعزیۀ عروسی قاسم» به‌کار می‌برند، اتفاقی که هرگز روی نداده است و از نظر مورخان و محدثان سندیت تاریخی نـدارد (دراین‌باره و اعلام حرمت آن از جانب علما، نک‌ : اعتمادالسلطنه، ١٢٤). این حجله در میان شیعیان ایران و تاتارهای شیعه به «حجلۀ حضرت قاسم»، و در میان هندیان هندوستان به «مهندی» (نک‌ : بلوکباشی، همان، ٣٠-٣١؛ جعفری، ٢٢٧ ، حاشیۀ ٢ ؛ نیز نک‌ : ه‌ د، حجلۀ عروس) و میان شیعیان برخی نواحی هند به «مهدی» (سید، ١٢٨؛ نیز نک‌ : دنبالۀ مقاله) معروف است.
تعزیه‌خوانان استخوان‌بندی حجله را سر تخت یا گوشه‌ای از تکیه یا حسینیه قرار می‌دادند و به هنگام اجرای «تعزیۀ حضرت قاسم» با پارچه‌های رنگین و آینه و چراغ و زیورهای گوناگون و در اجرای تعزیه‌های دیگر مانند «تعزیۀ شهادت علی‌اکبر» و «تعزیۀ حجة‌الوداع» فقط با پارچه‌های سیاه می‌آراستند. در تعزیه‌های پر زرق و برق تکیۀ دولت «تعزیۀ عروسی قاسم» را بسیار مجلل اجرا می‌کردند و حجله را با چلچراغ و تزیینات بسیار آرایه‌بندی می‌کردند. به هنگام تعزیه‌گردانی، چند تن به زیر حجله می‌رفتند و سر دستکهای تیرهای آن را می‌گرفتند و بلند می‌کردند و در تکیه یا حسینیۀ دور تخت و میدانگاه اجرای تعزیه می‌گرداندند (شهیدی، ١٣٦، ٤٠٩).
حجلۀ مخصوص حجة‌الوداع (به زبان تعزیه‌خوانان عوام، حُجَت‌الوداع) را تماماً سیاه‌پوش می‌کردند و همچون مظهری از کعبه به نمایش می‌گذاشتند. در این تعزیه، شبیه امام حسین (ع) با یارانش با گشتن به دور حجله و طواف آن، به طور نمادین رفتن امام از مدینه به مکه را برای حج و زیارت خانۀ خدا نشان می‌دادند (همو، ٤٠٩).
قمیها حجلۀ قاسم را که کم و بیش شبیه حجلۀ تعزیه‌خوانی تهرانیها می‌ساختند، «حجله‌گاه» می‌نامیدند. حجله‌گاه یک عماری بزرگ چهار پایه بود که در محرم دورادور آن را با پارچه‌های سیاه می‌پوشاندند و شبیه نعش حضرت قاسم را جلو آن می‌خواباندند (قس: مراسم حمل و گرداندن نعش شبیه پیکرۀ سیاوش، قهرمان اسطوره‌ای ایران در عماری در بخارای چند هزار سال پیش: بلوکباشی، قالی‌شویان، ٦٨- ٦٩) و ٤ نفر پایه‌های آن را بر دوش می‌گرفتند و در تعزیه‌خوانیهای سیار ایام تاسوعا و عاشورا حمل می‌کردند (فقیهی، ٢٨٠).
مردم برخی از سواحل و جزایر جنوب ایران، ازجمله جزیره‌نشینان کیش، شب و روز ٨ محرم را «زفاف قاسم» می‌نامند. در این ایام مردم برای عزاداری در حسینیۀ محل که با پارچه‌های سبز و شاخه‌های گل آراسته‌اند، جمع می‌شوند و به‌جای حجله، سینی حنابندان داماد که مخصوص مراسم عروسیهای سنتی در فرهنگ بومی است، می‌گذارند. این سینی حاوی یک کاسه حنا، گلدانهای شیشه‌ای، بخوردادن، شاخه‌های «مشموم» (ریحان) و بشقابهای شیرینی است. پس از پایان مراسم سینه‌زنی مردان، مرثیه‌خوانی ملا دربارۀ «زفاف قاسم» و «کِل کشیدن» همراه ناله و گریۀ زنان، سینی نمادین را می‌گردانند و هر یک از عزاداران از سینی مقداری حنا برای تبرک و یک دانه شیرینی به نیت مشکل‌گشایی از کارها برمی‌دارند (مختارپور، ١٤٣-١٤٤).
حجله‌گردانی به یادبود عروسی و شهادت حضرت قاسم (ع) در میان شیعیان و هندوهای برخی شهرهای هندوستان مرسوم بوده و هست. مثلاً هندوها در هفتمین شب محرم که «شب مهندی» نامیده می‌شود، دسته‌های عزا، معروف به دسته‌های مهندی راه می‌اندازند و مشعل به‌دست تابوت‌واره‌هایی به‌ نام «مهندی» را همراه با عَلَم و ذوالجناح حمل می‌کنند. هندوها این مهندیها را که نمونه‌ای از حجلۀ مراسم عروسی (نک‌ : ه‌ د، حجلۀ عروسی) است، به نشانۀ عروسی حضرت قاسم (ع) در پیش از شهادتش در واقعۀ کربلا، می‌بندند و با آدابی خاص به محل برگزاری مراسم مذهبی شیعیان در ماه ‌محرم به نام «امام باره» (ه‌ م) می‌فرستند. یکی از امام‌باره‌های مشهور که هندوها مهندیهایشان را به آنجا می‌برند، امام‌بارۀ شاه نجف است که نمونه و مظهری کوچک از مقبرۀ حضرت علی (ع) واقع در ساحل رودخانۀ گومْتی در نزدیکی شهر لکهنو ست (میرحسن علی، I / ٧٤-٧٥؛ نیز نک‌ : بلوکباشی، نخل‌گردانی، ٣١).
شیعیان برخی از نقاط هند نیز از زمان نوابهای ایالت اوده، به یادبود عروسی تحقق‌نایافتۀ قاسم نوجوان با عموزاده‌اش فاطمه (ع) و شهادت او، در هفتمین شب محرم مراسمی برپا می‌دارند و دستۀ مهندی با صدها علم و بیرق و قطار شتر و چند فیل حامل هودج راه می‌اندازند (نک‌ : هالیستر، ١٧٠, ١٧٢، که menhdi آورده است). در شب سالگرد جوانان ناکام و تازه داماد نیز از این نوع شعار استفاده می‌کنند (برای چگونگی ساختمان و آرایه‌بندی مهندی یا منهدی شیعیان، نک‌ : همو، ١٧١؛ سید، ١٢٨-١٢٩؛ برای اطلاع بیشتر از عزاداری شیعیان به‌مناسبت شهادت حضرت قاسم (ع) در امام‌باره‌ها و نمایش تابوت‌وارۀ وی، نک‌ : کول، ١١٢؛ هالیستر، ١٦٩؛ نیـز برای مراسم عزاداری هندیان بـه‌شیوۀ شیعیان در هندوستـان، نک‌ : شوشتری، ٤٣٤-٤٣٥).

مآخذ

اعتمادالسلطنه، محمدحسن، المآثر و الآثار، تهران، چ سنگی، سنایی؛
بلوکباشی، علی، قالی‌شویان: مناسک نمادین قالی‌شویی در مشهد اردهال، تهران، ١٣٧٩ش؛
همو، نخل‌گردانی، تهران، ١٣٨٠ش؛
شوشتری، عبداللطیف، تحفة العالم، به کوشش صمد موحد، تهران، ١٣٦٣ش؛
شهیدی، عنایت‌الله و علی‌ بلوکباشی، پژوهشی در تعزیه و تعزیه‌خوانی، تهران، ١٣٨٠ش؛
فقیهی، علی‌اصغر، تاریخ جامع قم، قم، حکمت؛
مختارپور، رجبعلی، «محرم در کیش»، مجموعۀ مقاله‌های همایش بین‌المللی محرم و فرهنگ مردم، تهران، ١٣٨٣ش؛
نیز:

Baker, P. L., Islam and the Religious Arts, London, ٢٠٠٤;
Cole, J. R. I., Roots of North Indian Schīʿism in Iran and Iraq, Delhi, ١٩٨٩;
Hollister, J. N., The Shiʿa of India, London, ١٩٧٩;
Jaffri, H. A., «Muharram Ceremonies in India», Taʾziyeh :Ritual and Drama in Iran, ed. P. J. Chelkowski, New York / Tehran, ١٩٧٩;
Meer Hassan Ali, Observations on the Mussulmauns of India, London, ١٩٧٣;
Saiyid, A. R., Ritual and Religion among Muslims in India, ed. Imtiaz Ahmad, New Delhi, ١٩٨٤.
علی بلوکباشی