مسايل كابل - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٢ - جمع بين دو نماز در احاديث صحاح
هاى اسلامى متفق القول هستند كه جهان (يعنى غير از خداوند) ازلى نيست و همه ماديات و موجودات مادى و مجرد بشمول تمام كهكشانها، حادث و مسبوق به نيستى و عدم، بودهاند و به اراده خداوند در حلقه هستى داخل شده اند و گويا علماى اسلام اين موضوع را از مفهوم خلقت كه در قرآن مكررا بيان شده است فهميدهاند و اينكه هر مخلوق از نبود و نيستى بوجود امدهاند و لذا متكلمين شيعه و سنى تماما در علم كلام ميگويند دنيا حادث است.
طرفداران فلسفه، حدوث جهان را به امكان آن تفسير ميكنند و ميگويند كه سراسر جهان مسبوق به اراده خداوند است ولى قبول ندارند كه همه جهان مادى تا چه رسد به مجردات خارج از ماده مانند عقول كه به انها اعتقاد دارند مسبوق بعدم باشد بلكه عدهاى از موجودات مادى را ازلى و قديم ولى مستند به اراده خداوند ميدانند.
البته ماديها يا غالب آنان نيز دنيا را ازلى ميدانند ولى به اين معنى كه احتياج و استناد انها را بخالق منكراند و ميگويند جهان بوده و خواهد بود. و حركت درونى اشيا موجب تحول و تنوع انها ميگردد و اصلا خدائى (نعوذ بالله منه) وجود ندارد. اينان تمام موجودات را بماده و يا انرژى منتهى مىسازند وماده يا انرژى را ازلى ميدانند.
ولى خوشبختانه از ترقى علوم تركب اتمها از چند جزء ثابت شد و دلائل عقلى علماى اسلام مبنى بر اينكه هيچ چيز مادى بسيط (يعنى غير مركب) وجود ندارد قطعى و محسوس شد.
و روشن است كه هر چيز مركب، از اجزا پديد مىآيد و نميتواند كه ازلى