مسايل كابل - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٠٠ - ٥ - سبب نسبت تقيه زياد به شيعه
تقيه بر خلاف پندار غافلان از اصول مذهب شيعه نيست بلكه از فروع فقهيه مذهب شيعه است كه قرآن و حديث و عقل بر ان دلالت دارد تقيه ممكن نيست از اصول باشد چون مربوط بعمل است كه بفقه مربوط ميشود و از فروعات است. ابن ماجه در سنن خود از جابر در ضمن حديثى از رسولخدا (ص) نقل ميكند زن مرد را امامت ندهد و نه اعرابى مهاجر را، و امامت ندهد فاجر مومن را مگر انكه سلطانى كه از شمشير و تازيانه او بترسد او را مجبور كند (حديث شماره ١٠٨١) دقت كنيد كه ذيل حديث بر تقيه دلالت دارد و در حديث معروف، انحضرت (ص) به بىبى عائشة ميگويد اگر قومت- قريش- تازه مسلمان نمىبودند (كه دوباره از اسلام برميگشتند) براى كعبه دو در قرار ميدادم و ...
البته اين نوع تقيه مستلزم دروغ نيست و در رجحان و خوبى ان شكى وجود ندارد و هر رئيس و پيشوا چنان تدابير و سياستهائى دارد و انبياى الهى (ص) نيز با امتان خود چنيناند.
٥- سبب نسبت تقيه زياد به شيعه
علت اينكه تقيه را- با انكه همه مسلمانان انرا قبول دارند- بيشتر به شيعيان نسبت ميدهند دو چيز است يكى اينكه شيعه در اقليت بوده و از تقيه فردى بيشتر استفاده كرده كه در كتاب همبستكى اسلامى تفصيل آن بيان شده است، عادت شيعيان اين بوده كه در مناطقشان اگر يك مسلمان سنى بمذهب خود عمل كردهاند به او كارى نداشتهاند ولى در مناطق اهل سنت غالبا چنين نبوده است دوم اينكه جمعى از مغرضين كه قصد تفرقه بين برادران