مسايل كابل - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٧٩ - درباره يك آيه شريفه
و جزئيات را بيان كرد، ولى انچه كه شايد برجسته و بااثرتر و حتى بعنوان عامل ما در و علت اساسى نسبت به سائر عوامل و علل باشد ضعف فرهنگى بوده و است.
انقلاب در پيروزى و بقاى خود محتاج به زيربنا و پشتوانه مناسب با خود است، چنانچه بقا و دوام يك ساختمان هر چند عالى و زيبا باشد محتاج به استحكام تهداب و قوت زيربناى خود مىباشد.
فقر عمومى فرهنگى كه ميراث دورههاى گذشته بود تا امروز بر مردم كشور مسلط است، تربيت دينى غالب زنان و مردان ما بسيار ضعيف و سطح فكرى انان رقتبار است.
مردم ما براساس احساسات دينى عليه ملحدين داخلى و خارجى قيام كردند و جهاد را به شكل نيمهابتدائى ان آغاز و ادامه دادند.
غالب احزاب جهادى كه بايد مردم و مبارزه و مقاومت آنان را براساس تربيت اسلامى و موضعگيريهاى اخلاقى در راستاى دستورات دينى كاناليزه ميكردند و براى آينده برنامههاى درستى مدنظر مىگرفتند خود فاقد تربيت اسلامى و حتى بعضيها جاهل به معارف اسلامى بودند، مثلا:
١- تا وقتيكه پول و اسلحه خارجى بنام دشمنى و جنگ با كمونستان به آنان ميرسيد اين احزاب با جوشوخروش تا سرحد افراط با كمونستان اظهار دشمنى ميكردند كه من نمونههائى از اين افراط را بخاطر دارم. ولى روزى كه اين بازار پرمنفعت از رونق افتاد و احزاب جهادى براى مسابقه قدرت محتاج به افراد جنگجو شدند همين احزاب با هزار و يك حيله براى جلب كمونستان