مسايل كابل - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٤٠ - جمع بين دو نماز در احاديث صحاح
از دين جدا كردند، پادشاهى جاى خلافت را گرفت.
٢- علما از صحنه حكومت طرد شدند و امراء به رقاصهها و ... و شعراى متملق دل خوش كردند.
٣- دستورات شرعى از نفوذ عمومى خود دور ماندند و بتدريج در مدارس و مساجد محصور شدند.
٤- تفرقه و شقاق بين مسلمانان نفوذ كرد، حرص و طمع و هواى نفس جاى ايثار و قناعت و حب بخدا را گرفتند.
٥- قرآن مجيد كه برنامه دين و دنيا و عدالت اجتماعى و جهاد و سياست بود براى تعويذنويسها و در مقابر تنها ماند.
٦- دولتهاى به اصطلاح اسلامى بجان هم افتادند و طوق نوكرى دولتهاى كافر را بگردن بستند.
٧- دشمنان اسلام از يك طرف از انفاذ و تطبيق قرآن جلوگيرى كردند و از طرف ديگر اسلام را در پسمانى مسلمانان متهم كردند.
٨- تصوف افراطى بر پسمانى مسلمانان و جدائى دين از سياست و بر ترقى و تمدن مسلمانان ضربه ديگرى را وارد نمود، و دين را در اذكار چندى خلاصه كردند و بازار خرافات را بر پا داشتند و ناخوآگاه زمينه را براى استعمار و استثمار بيگانگان فراهم نمودند.
٩- و حداقل اگر خلافت عثمانى خود را اصلاح ميكرد و زمامداران ان بشرايط اسلامى متصف مىبودند و اسلام را درست درك ميكردند و تعليمات انرا تطبيق مىنمودند مسلما وضع مسلمانان امروزى طور ديگرى بود.