مسايل كابل - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١١ - مسائل كابل
نيز امور اعتبارى واقعى (انتزاعى) داريم و امور اعتبارى صرفه كه از موجودات مادى ضعيفتراند. (مانند قوانين مالكيت و زوجيت و غيره).
٢- ماديين غالبا بر ادعاهاى خود دليل نمىاورند و بعبارت صريحتر نمى توانند دليل بياورند و تنها بذكر چند مثال اكتفاء ميكنند. درحاليكه از نظر عقلى ذكر يك يا چند مثال نمىتواند يك قاعده كلى را به اثبات برساند زيرا ممكن است مثالها روى علل متفاوتى درست باشند ولى سببيتى براى قاعده كلى مورد نظر نداشته باشند. استدلال يا پى بردن از علت به معلول است و يا پى بردن از معلول به علت است كه بدينترتيب موجب يقين مىشود وگرنه ان استدلال بىارزش مىشود.
مثلا در مورد اصل كلى تحول اگر از ماديين علت و دليل بخواهيد آنان تنها تحول پارهاى از پديدههاى مادى را بعنوان دليل بيان ميكنند! و دليل منطقى و عقلى اقامه نمىتوانند.
٣- ماديين كه احكام عقلى صرفه را قبول ندارند و تنها به محسوسات اكتفا ميكنند نمىتوانند كليت را در مورد دوم (هر موجود مادى در تحول است) ادعا كنند، تا چه رسد به ادعاى آن در مورد اول (هر موجود در تحول است) زيرا انان تمام موجودات مادى را در جهان هستى نديدهاند تا تحول انها را ادعا كنند و البته كه قاعده اولى، عقلى صرف و مربوط بفلسفه است كه عكس ان مبرهن و ثابت است و از نظر دلائل قاطع عقلى مجردات ثابت و تحول ناپذيراند. بلى انان حق دارند كه بگويند عدهاى از موجودات مادى متحولاند كه حرف درستى است و نيز محسوس ولى ادعاى كليت (هر چيز مادى متحول