مسايل كابل - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٦٣ - ٦ - تقيه براى اتحاد و دوستى
اين دليل مختصر و متقن است و شبهه اين كمونه بنا بر اصالت وجود باطل است و تفصيل ان در كتب ديگر نويسنده فقير ذكر شده است.
٢- واجب الوجود عقلا و نقلا لايتناهى و غير محدود است بنابراين حتما يكى خواهد بود زيرا اگر دو و يا بيشتر فرض شود قهرا هر كدام غير ديگرى است و صدق غيريت مستلزم تناهى و محدوديت است!!! در حاليكه ما گفتيم وجود واجب الوجود لايتناهى است.
٣- خداوند جامع همه كمالات است اگر دو واجب يا بيشتر فرض شود چون هر كدام غير از ديگرى است و فاقد آنست پس فاقد كمال ميگردد و فاقد كمال واجب نيست.
و بعبارت ديگر يا هر دو واجب و يا يكى از ان دو فاقد كمال است كه واجب نخواهند بود و يا هر دو واجد كمال است و در فرض اخير يا هر كدام عين ديگرى است كه تعدد از بين ميرود يا فاقد ديگرى است كه فاقد كمال ميشود.
صحت اين برهان و كوتاه واضح بر يك مقدمه استوار است كه بايد عقلا ثابت شود و ان اينكه واجب الوجود بايد واجد همه كمالات باشد.
٤- مطلق هستى تعددپذير است ولى هستى مطلق جز خودش چيزى نيست و صرف الشىء لا يتكرر و لا يتثنى وگرنه وجود مطلق نخواهد بود.
و جمله الواحد القهار كه در شش مورد در قرآن مجيد بكار رفته است ممكن ناظر به سه برهان اخير باشد.
٥- آيات قرآن بر واحدانيت نيز قابل قبول است، وقتى وجود و علم و قدرت و حكمت خداوند بعقل ثابت شود در بقيه مقامات جريان تعبد به