مسايل كابل - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢١٩ - توضيح مطلب
صفات او را روى دلايل خشك عقلى بيان ميدارد ولى دين بين عقل و عاطفه جمع ميكند، دين با اينكه از راه قانون عقلى عليت وجود خدا را ثابت ميدارد (افى الله شك فاطر السموات و الارض- ام خلقوا من غير شىءام هم الخالقون) از راه قلب نيز عواطف انسان را بسوى خداى مهربان و غفور و دائم الفضل و الاحسان سوق ميدهد اميد برحمت رحمن و رحيم و ترس از عذاب قهار قهرا بعد از عقل پاى قلب و احساسات و عواطف انرا نيز بميان مىكشد و بالاخره مسلمان بعقل و قلب خود بخدا مربوط ميشود.
شما سؤال كردهايد كه را پيدا شدن محبت بخدا را بشما معرفى كنم و نيز علامت محبت را بيان دارم در جواب عرض مىشود كه محبت خداوند از دو جهت بدست مىآيد:
(اول) انسان بحكم فطرت خود بكسى كه به او احسان و كمك ميكند علاقه مند مىشود و به او محبت پيدا ميكند و اين موضوع وجدانى و محسوس و غير قابل انكار است، و مسلمان ميداند كه وجود او و تمام نعمتهائيكه در اختيار او قرار ميگيرد از طرف خداوند است. بلى وجود ما صحت ما، شادى ما، زن و شوهر و اولاد و همه چيز ما از جانب خداوند است و خداوند احسان كننده مهربان است و طبعا دل به او محبت پيدا ميكند خصوصا كه مومن براى امرزش گناهان و رسيدن به سعادت ابدى خود در بهشت فقط به ذات مقدس احديث او چشم طمع دارد.
ممكن است كه كسى توهم كند كه تمام مشكلات ما مانند مرض و فقر و محرومتيها و فقدانها نيز از جانب اوست كه مانع محبت ميشود.