مسايل كابل - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١١٤ - ٦ - تقيه براى اتحاد و دوستى
در ترويج دين تهيدستان و ثروتمندان هر دو نقش دارند كه از خاستگاه فطرتشان نشئت ميكند. ممكن در ذهن بعضى از سؤالكنندگان هوشمند يا مطالعهكنندگان متفكر در اينجا اين سؤال خطور كند كه امور فطرى از انسانها جداشدنى نيست مانند محبت به اولاد و علاقه به تحصيل علم يا آرزوى علم و مكارم اخلاقى و عدالت و شجاعت و امثال ذلك در حاليكه اكثر انسانها بيدين هستند.
ولى جواب اين سؤال اينست كه تمام فطريات يكسان نيستند و داراى درجات مختلف شدت و ضعف مىباشند و گاهى موانع قوىتر امور فطرى را بطور موقت تحت الشعاع قرار ميدهند مثلا گاهى مرض علاقه ادمى را به خوراك و جماع بحسب ظاهر از بين ميبرد، گاهى غضب محبت اولاد را از بين مىبرد و حتى بساكه پدر پسرش را كشته است. عادات خرافى گاهى منجر بدشمنى با علم مىشود و حتى گاهى انسان خودكشى ميكند.
بنابراين سياست و تبليغات دروغين يا لذتطلبى و فرورفتن نفس در شهوت و پستيها و امثال اينها سبب كفر ميشود كه اگر مبارزه معقولى صورت گيرد مردم با رغبت به دين ميگروند كه در صدر اسلام چنين شد.
بحث ديگر اينست كه ايمان ايا فطرت عقل است كه از خاستگاه شناخت قانون عمومى و خللناپذير عليت برخاسته است (هر معلول علت مى خواهد) و يا فطرت قلب؟ كه همانند محبت بذات باشد؟ و همين سؤال درباره ميثاق عالم ذر نيز مىآيد: الست بربكم قالوا بلى كه اين قول قول عقل انان بوده يا قول قلب انان؟ تفصيل اين بحث از عهده اين كتاب بيرون است.