جهانى شدن و جهانى سازى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٦٦ - ٥ - جهانى شدن غرب و روند معكوس
تمدن اسلامى ندارد، بلكه اين روند كه هر روز در حال توسعه است، در اروپا شديدتر از ساير نقاط جهان مىباشد و مىتوان گفت: فرهنگ سلطه، هم برخورد درون تمدنى و هم برخورد بين تمدنها به وجود مىآورد.
مخالفت با جهانى شدن آمريكامحور، به عنوان يك روند عمومى در سطح جهانى شكل گرفته است. و نهضت مقابله با جهانى شدن كه معتقد است جهانى شدن يك روند مديريت شده سلطهآميز است، به سرعت رو به گسترش مىباشد. گرين و گريفت (٢٠٠٢) در مقاله خود تحت عنوان جهانى شدن و نارضايتىهاى ناشى از آن در امور بين المللى به تيپشناسى نهضتهاى مخالف روند جهانى شدن، خصوصا بعد از ١١ سپتامبر مىپردازند.
از نظر اين دو، حادثه ١١ سپتامبر و پيامدهاى بعدى آن روند مخالفت با جهانى شدن نظام سرمايهدارى و به طور خاص سلطه آمريكايى را تشديد كرد. اين روند را گرين و گريفت در سه لايه مورد مطالعه قرار دادهاند:
لايه اول: مربوط به دولتگراهايى است كه به دنبال تقويت دوباره جايگاه دولت در دولتملتها هستند.
لايه دوم: معرف كسانى است كه از توده مردم سخن مىگويند و ايده آنها كه به نوعى انعكاس مدل توسعه «كوچك زيباست»، مىباشد و ترجيح مىدهند كه جهانى نشوند، تا زيبا باقى بمانند، از نظر اين گروه، بزرگ شدن مبناى فساد و نابرابرى است، لذا وضعيتهاى محلى را بر توسعه جهانى ترجيح مىدهند.
لايه سوم: در مورد اصلاحگرايى است كه مايلند، وضعيت نهادهاى