جهانى شدن و جهانى سازى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٣٠ - ١٢ - جهان شمولى اسلام
بنابر اين اسلام زمينه جهانى شدن را دارد و با تكيه بر فطرت انسانها مىتواند اداره روحانى، معنوى، اجتماعى، دينى و سياسى بشر را در همه زمانها و مكانها به عهده بگيرد.
با توجه به دستورات جهانىسازى كه در شريعت اسلامى نهفته است بر همه مسلمانان واجب اكيد كفايى مىباشد، ولى بايد دانست كه معناى اين مطلب نفى نقش مهم تكنالوژى در جهانىسازى نيست، يعنى اين دو سبب با هم و در عرض واحد، نقش جهانىسازى را بر عهده مىگيرند و به عبارت ديگر جهانبينى و فرهنگ اسلامى، با تكنالوژى و صنعت و در پناه تلاش انسانى، تمدن بشرى را به وجود مىآورد. و به تعبير ديگر جهانىسازى كه براى جهان بشريت با خير، صلاح، بهبودى و خالى از استثمار، استعمار، خون ريزى و ناهنجارى باشد، بلكه همه ابعاد وجودى انسان را تا حدى اشباع كند و از تاريكىها و گمراهىهاى ازمها (امپريالزم، كمونزم، ماركسزم، فرويديزم، هندوايزم) و باورهاى افراطى و تفريط در امان باشد و بر دو ركن اساسى استوار است:
جهانبينى و ايدهالوژى اسلامى.
ساينس و تكنالوژى غربى.
ولى پذيرفتن اين دو اصل از طرف بشريت، هنوز نياز به گذشت زمان دارد كه ما اسم آن را زمان رشد و تعقل كامل انسانى نام مىنهيم. تصور مىشود بشريت در پذيرفتن ركن اول، هنوز نياز به تجربههاى تلخ و شكست آور ديگرى هم داشته باشد. و اللّه العالم.