جهانى شدن و جهانى سازى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٦١ - ٣ - آمريكاگرايى حذف گرايانه و شمول گرايانه
اى مقابله با اقتدار استثناءگرايانه آمريكائى، اتحاديه اروپا است ولى همچنان تفكر برترىطلبانه اروپائى در نظامهاى فكرى، سياسى و اقتصادى اروپا به صورت برجسته ديده مىشود.
اروپا و آمريكا در ديدگاههاى مادىگرايانه و به حاشيه راندن دين در نظام اداره جامعه، فرهنگ و سياست مشترك هستند. به عبارتى، توسعه انديشه اروپائى به نوعى به چالش كشيدن فضاهاى عمومى و مذهبى بومى محسوب مىشود. تضعيف دين، خصوصا دين اسلام به عنوان دين جوامع رقيب، به عنوان يك استراتژيى جهانى غرب و به طور خاص آمريكا به حساب مىآيد. تضعيف دين از طريق ساختارهاى عينى و ساختارهاى ذهنى صورت مىگيرد. تضعيف ساختارهاى عينى دين، مبتنى است بر ايجاد نظامهاى سياسى و اجتماعى كه جايگاه دين را در حوزه اقتدار سياسى و اجتماعى كم رنگ كند. اين روند از طريق توسعه روند سكولاريسم و جايگزين كردن نظامهاى سياسى سكولار ليبرال دموكراسى بر جوامع اسلامى تحميل مىشود.
تضعيف ساختارهاى ذهنى نسبت به دين، از طريق تغيير در نگرشهاى پيروان اديان و جوامع پيرامون، در خصوص دين و نهادهاى دينى تأمين مى- شود. تغيير ذهنى در بسيار از موارد، لزوما ماهيت معرفتى و شناختى ندارد، بلكه تغييرات ذهنى از طريق كالايى شدن زندگى (ترنر، ١٩٩٤) با روندهاى نظام سرمايهدارى تأمين مىشود.
يكى از نمودهاى مهم تضعيف ذهنى نسبت به دين و همچنين يكى از