جهانى شدن و جهانى سازى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٧ - ٧ - انگيزه هاى جهان شمولى
٧- انگيزههاى جهانشمولى
هتلر و نازيسم جهانشمولى و جهانى شدن را بر اساس نژاد برتر ژرمن مىخواستند كه شكست فاحشى خوردند و در نتيجه كشور خود را زير سلطه استعمار مرئى و غير مرئى (دشمنان خود) در آوردند كه در اين اواخر، آلمان، پس از يك دوران بدبختى، با دادن رشوه كلان به اتحاد جماهير شوروى، تازه تماميت ارضى و استقلال سياسى واقعى و تماميت ارضى خود را به دستآورده است.
كمونيستها نيز بر اساس ماركسيزم و فلسفه ديالكتيك و با اختراع تز، آنتى تز، و سنتر! ادعاى فوق را داشتند و خيال مىكردند كه با اتحاد كارگران جهان و برطرف كردن نظام طبقاتى يكسان شدن مردم در سايه سوسيالزم و برچيدن نظام سرمايهدارى، به حكومت واحد جهانى خواهند رسيد و سپس آخرين مرحله تكامل اجتماعى انسانها كه تطبيق كمونزم باشد، مىرسد و به بهشت موعود داخل مىشوند. كمونزمى كه نه آنتى تز دارد و نه سنتز! و در اين مرحله نه تنها حكومتهاى محلى از ميان خواهد رفت كه بلكه مطلق