خاطره هاى آموزنده - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٨٠ - ٥/ ٢ خاطره اى از سفر به آفريقاى جنوبى«ديدار با احمد ديدات»
آقاى شيخ احمد ديدات براى اسلام زحمت كشيده، خداوند مىخواهد او را پاك از دنيا ببرد و احتمالًا سرّ اينكه در اين سالها به اين شكل افتاده شده است به خاطر اين است كه با وجود تبليغ براى اسلام، به اهل بيت عصمت و طهارت توجهى نداشته است و در صورتىكه اين مطلب به او گفته شود و وى تشيّع را اختيار كند، به زودى از دنيا خواهد رفت.
آقاى سيد عبدالله حسينى اين فكر را پسنديد و در يكى از روزهاى سال ١٣٨٤ به اتفاق هم و با آقاى قربانعلى پورمرجان، وابسته فرهنگى سفارت، به سمت شهر دوربان حركت كرديم. همانروز ضمن حضور در منزل آقاى شيخ احمد ديدات به او گفتم كه مطلب مهمى هست كه بايد به شما بگويم و بهتر است تنها باشيم. در بين راه قرار شد اين مطلب را آقاى سيد عبدالله حسينى به او منتقل كند. پس از اينكه ديگران، از جمله آقاى پورمرجان اتاق را ترك كردند، آقاى سيد عبدالله حسينى مطلب را به طور تلويحى بيان كرد؛ ولى اين جانب با مداخله به صراحت به آقاى شيخ عبدالله ديدات گفتم: شما براى اسلام زحمت زيادى كشيدهايد؛ ولى فكر مىكنم در طى اين سالها به اهل بيت پيامبر صلى الله عليه وآله كمتوجهى كردهايد و احتمالًا چون خدا مايل است شما را پاك از اين جهان برده و به بهشت ببرد، بهتر است اين موضوع را قبول كنيد و براى اين تغيير عقيده هم شاهد بگيريد.
در اينجا بود كه خودم به گريه افتادم و با تأكيد بر موضوع فوق كه با صراحت بيشترى عنوان كردم، به ايشان گفتم: اگر چنين كنيد، احتمالًا به زودى از رنج بيمارى راحت شده، از دنيا خواهيد رفت.
وى با حالتى تأثرآميز گريه كرد. البته اين حالت را مىتوانستيم در چشمهاى وى ببينيم؛ زيرا از نظر فيزيكى قادر به گريه كردن نبود. پس از اين پسرش را صدا زد و از طريق چشم و با رديف نمودن حروف اين جمله را به انگليسى به پسرش منتقل كرد:Thank you for your advaise ; يعنى از نصيحت شما متشكرم.