خاطره هاى آموزنده - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٧٦ - ٥/ ٢ خاطره اى از سفر به آفريقاى جنوبى«ديدار با احمد ديدات»
وى يكى از چهرههاى سرشناس مسلمان اين منطقه و متخصص در مناظره در موضوع مسيحيت بود. جلسات مناظره وى گاه در استاديومهاى بزرگ ورزشى با حضور انبوهى از مسلمانان و مسيحيان برگزار مىشد. بدين سان، او سالها از اسلام در برابر مسيحيت دفاع كرد. هماكنون نيز نوارهاى ويدئويى مناظرات وى ديدنى است.
هنگامى كه ما به ديدار او رفتيم، حدود هشت سال از بيمارى او در اثر سكته مغزى مىگذشت و او در بستر بيمارى بود.
اين ديدار براى من فوقالعاده جالب و آموزنده بود. به نظر من ارزش داشت كه انسان ساعتها طىّ طريق كند و به دوربان بيايد و از او درس مقاومت در زندگى بياموزد.
پسرش مىگفت: «پدرم حدود هشت سال پيش سكته كرد و تمام بدنش از صورت به پايين فلج شد. ليكن بدن او احساس دارد، و اگر با دست، قسمتى از پا و بدن را فشار دهيم، متوجه مىشود. تمام علامتها از پايين بدن به مغز انعكاس دارد؛ ولى از مغز به بدن فرمانى صادر نمىشود. او در اين مدت غذا و آب نخورده، امّا بوى غذا را احساس مىكند. مواد غذايى خاصى از راه لولهاى ويژه، به معدهاش منتقل