خاطره هاى آموزنده - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٩٢ - ٤/ ٨ نامه اى تاريخى به وزير حج عربستان
نصر بن سلمه مروزى، او را دروغزن شمرده است. سيف بن محمد گفته: ابن ابى اويس، حديث مىساخت. سلمة بن شبيب گفته: از اسماعيل بن ابى اويس شنيدم كه مىگفت: وقتى اهل مدينه درباره موضوعى اختلافشان مىشد، من براى ايشان حديث مىساختم.[١]
منابع ديگر، مانند سنن بيهقى و دارقطنى، كه اين روايت را آوردهاند، همين مشكل سند روايت المستدرك على الصحيحين را دارند. در سلسله سند اين حديث، در دو كتاب ياد شده نيز، صالح بن موسى و اسماعيل بن ابى اويس آمدهاند. با اين حساب، اين نقل، ظاهراً هيچ سند معتبرى ندارد.
از همين جا روشن مىشود كه نبايد از حديث صحيح مشهور قابل قبول «كتاب خدا و عترتم» چشمپوشى كرد و به روايت غير قابل اعتماد «كتاب خدا و سنّتم» چنگ زد.
ج. انگيزههاى پنهان احتمالى پشت پرده روايت ياد شده:
سلطه طولانى دو دولت اموى و عباسى، و مواضع خصمانه آنها نسبت به اهل بيت عليهم السلام، ياد كردن از اهل بيت عليهم السلام را با ترس و وحشت، همراه كرده بود و در چنين فضاى رعبآورى، طبيعى بود كه برخى از راويان، بر حسب تصوراتشان، در نقل حديث، به نقل به معناى حديث، روى آورند و براى حفظ جانشان، كلمه «عترتى» را به «سنّتى» بدل سازند.
اما خلاف اين عمل، يعنى بدل كردن «سنّتى» به «عترتى» يا «اهل بيتى» محتمل نيست؛ چرا كه در بسيارى از مصادر، مانند صحيح مسلم كه در آن با تأكيد، سه بار آمده: «أذكّركم الله فى أهل بيتى» تغيير عبارت به اين شكل، امكان ندارد. در چنين فضايى كه فشار سياسى زياد است، عاقلانه نيست كه كسى زندگىاش را به خاطر تبديل «سنّتى» به «عترتى» به مخاطره بيندازد.
[١]. تهذيب التهذيب، ج ١، ص ٢٥٧.